مهم نیست سامسونگ پسند باشی یا شیائومی پسند تو حتما از آیفون خوشت میاد. نمیاد؟ شاید چون هنوز دستت نگرفتی 🙏🏼
خیلی یهویی تصمیم گرفتم با همهٔ آدم های موردعلاقهم که خیلی وقته ندیدمشون یا خبری ازشون نگرفتم، تماس بگیرم. مثلا خالههام. اولین تماسم متعلق به خاله کوچکم بود و بعداز نیم ساعت که قطع کردیم فهمیدم که دیگه انرژی اینو ندارم که به کسی زنگ بزنم پس یکم استراحت کنم و دوباره شروع کنم به زنگ بزنم🙏🏼
امروز سالگرد فوت مامانبزرگمه. دلم میخواد که برم قبرستون اما کسی نمیره.. بابام هم اگه بره منو نمیبره. پنجشبه هم که مراسم درست میکنن باز مطمئنم منو نمیبرند، چرا؟ بمون اینجا مراقب بچهها باش. عالیه. میخوام گریه کنم.
فردا امتحان زبان داریم و من نمراتم توی زبان همیشه بالا بود امسال بعد محض احتیاط گفتم به معاون پیام بدم دوباره یادآوری کنم که من آنفولانزا گرفتم، چکار کنم بیام یا نه؟
دیشب با خودم گفتم فردا صبح بیدار میشم، صبحونه میخورم بعد میشینم درس میخونم (ناهار امروز نوبت مامانم بود). صبح نه بیدار شدم، دوش گرفتم، آبگرم با لیمو (بخاطر صدام) خوردم و بعد رفتم که صبحونه درست کنم که دیدم مرغهایی که قرار بود مامانم بپزه توی آب و لیمو و.. مونده🤡🤡🤌🏼 رفتم سر گاز دیدم مامانم هیچی درست نکرده🤡🤣
ساعت حدودای یه ربع به ده بود که درست به کار شدم برای ناهار. اول سس مرغ رو درست کردم بعد سوپ و برنج رو باهم. بعد وقای خواستم هویجهای خورد شده و فلفل دلمهای رو برگردونم تریزر یادم امد که زرشک رو درنیوردم. بعد توی فریزر نبود یخچال رو باز کردم همینطور که دنبالش میگفتم خلال بادام و پسته پیدا کردم✨✨✨✨
دیگه هم خلال رو درست کردم هم زرشک، البته قاطیشون کردم باهم و برنج گذاشتم روشون و زعفرون دم شده. وای این خلالها رو با گلاب گذاشته بودم نرم بشن بعد موقع پختن که زعفرون زدم روشون خونه یه بوی گرفت😭✨🤌🏼
اینم اضافه کنم که دوازده و نیم تموم کردم و هیچی نخوندم و مدرسه هم نرفتم💘