eitaa logo
خانومِ‌آقـایِ‌کــاف🩷
1.5هزار دنبال‌کننده
18 عکس
2 ویدیو
0 فایل
هوالنور🌱 گذرگاهی‌از‌تَبارِ²عاشـق‌مومن🤍🖇️ معنای‌زندگی‌با‌یه‌دیده‌جدید🫠🫴🏻 بندهِ‌: @Dokhtzahru
مشاهده در ایتا
دانلود
خانومِ‌آقـایِ‌کــاف🩷
هوالنور✨ قسمت چهارم هیچی دیگه قشنگ آب شده بودم 🫠 چیکار کنم نکنم زنگ زدیم به دوست بابام قضیه رو حل
هوالنور✨ قسمت پنجم وقتی فهمیدم پیج خودشه استوریش و دیدم ری اکشن دادم بهش قشنگ یادمه استوری رهبر شهیدُ گذاشته بودن🥲:) بعدش اونم دقیقا به استوری من ری اکشن داد ساعت ۲۲:۰۷دقیقه شب بود منم 🪱گرفت سلام و احوالپرسی کردم بعد برای شغلشون پرسیدم که شرایطش چجوری در چه صورت نیروی زن میگیرن مدیونین که فکر کنید میخواستم سر صحبت باز کنم🤏🏾😂 خلاصه از اینجا صحبتمون شروع شد بعد توضیحاتی که بهم دادن برگشتن گفتن البته اگه این اخلاقتون و بزارید کنار میتونید😒 گفتم ببخشید؟کدوم اخلاق احیانا؟چشه اخلاقم مگه؟ گفت خودتون بهتر میدونید!(صد البته که جمع صحبت میکردیم) گفتم بگید بهتر بدونم من!! گفت همین که با پسرا صحبت می کنید! چشمتون روز بعد نبینه سگ نشدم من؟! گرفتم بچه بیچارم و شستم و پهن کردم گذاشتم همونجا. نگو قهوه خونه که می رفته اونجا یه نفر ادعا کرده بود که رل منه! آخه من واقعا دور بودم از پسرا آمار دعوا هام با پسرا بیشتر از دختره کلا یک بار با دختر دعوا کردم تا اینجای عمرم . بعد گفت مگه فلانی رلت نیست؟ گفتم نه کی گفته ؟چه دلیلی داره ؟مگه من مثل بقیه دخترام (بلانسبت شما گل دخترا ) اره همینجوری هرچی از دهنم درومد گفتم بعد اون معذرت خواهی کردش تا پنج شیش صبح داشتیم حرف می‌زدیم منم گوشم مگه بدهکاره؟ نه فقط بارش میکردم بچمو🌬🤷‍♀ بعدش واقعا خیلی ناراحت شده بودم خیلی پیام دادم گفتم ببینید آقای محترم مهم نیست برام چی راجع به من فکر می کنید(اره جون عمم اصلا مهم نیستتتت) فقط بدونید شما که دم از امام و پیغمبر اینا میزنید مومن بودن فقط به حرف نیست عملم مهمه نکه بیاین دل بنده خدا رو بشکنید و قضاوتش کنید هزارتا کافر از این مومن بودنتون بهتره! بعدش دیگه جواب ندادم اینم بدتر از من داغ کرد و شروع کرد اون پسره رو فحش دادن این حرفا وقتی دید آنلاینم جواب نمیدم بعد چند ساعت ساعت ۹صبح بود اشتباه نکنم گفت جواب ندی میام در خونتون منم پرو گفتم دلیلی نداره جواب بدم هرکاری میخواین کنید🤦‍♀ به یه ربع نکشید که دیدم دم درمونِ گفت اگه به حرفام گوش نکنید شر میکنم بعد اونجا توضیح داد که جریان چی بوده و منم بخشیدمش و همینجوری ریلیز می‌فرستادیم و حرف می‌زدیم راجع به شغلش🤦‍♀😂 تا اینکه برگشت بهم گفت دوست دارم حالا من داد رو به مامانم گفتم دیدی دیدی مامانم گفت بیا میگن نترس از آن که های و هوی دارد بترس از آنکه سر به کوه دارد خندیدم و گفتم بهش که شوخی بامزه ای بود گفت شوخی نکردم گفتم پس اون شب با کی حرف میزدین که خانم خونه چی میخوایم؟!
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من و رفیقم اول مهر ساعت ۷ : سلام زیبای خفته 🥲🫴🏻
خانومِ‌آقـایِ‌کــاف🩷
هوالنور✨ قسمت پنجم وقتی فهمیدم پیج خودشه استوریش و دیدم ری اکشن دادم بهش قشنگ یادمه استوری رهبر شهی
هوالنور✨ قسمت ششم گفتش که خواهرم بودند منم پرو گفتم درسته به من مربوط نیست و پیشنهادتون و قبول نمیکنم 💁🏻‍♀ درسته ازش خوشم میومد اما واقعا نمی‌خواستم وارد رابطه ای بشم بدم میومد🤏🏻 بعد چند روز اسرار قبول کردم میدونستم از این دسته مرداست که خیلی غیرت داره و خیلی چیزا براش مهمه برای همین گفتم با خودم وقتی که رفتیم بیرون یه کاری می کنم بزاره بره خودش🤦‍♀🤦‍♀ آقا 10بهمن شدش و برای مدرسه یه پروژه داشتم و یادم نبود باید کپی می‌گرفتم ساعتم 11:30شب بود! وقتی فهمید این وقت شب دارم میرم گفتش میاد منم پاشدم موهامو لخت کردم کلاه گذاشتم و یه لگ مشکی با بافت سفید کوتاه با یه کت مشکی و پوتین‌بلند پوشیدم و رفتم کپی اینا رو که گرفتیم داشتیم قدم می‌زدیم که وارد یه سوپرمارکت شدم (اینجا اومدم کاری کنم بره)گفتم آقا یه نخ سیگار بده🤦‍♀🤦‍♀ اونم کی من که متنفرمممم!!! یه کاری کرد واقعا به 💩 خوردن افتادم دستم و کشید آورد بیرون با داد گفت این کارا یعنی چی ؟(میدونست همچین دختری نیستم و همه چیزم و درآورده بود) منم گفتم چیه مگه صداتو بیار پایین فکر کردی کی هستی و رام و گرفتم اومدم البته بگم اگه میموندم بغضم پیشش می شکست🥲💔 تند تند راه می رفتم و پشت سرم میومد خیالش که راحت شد رسیدم خودش رفت واقعا حالم بد شده بود واقعا همش می گفتم چرا این کار و کردم و از این حرفا هم از اینکه سرم داد زده بود ناراحت بودم هم از دست خودم عصبی که آخه احمق وقتی معلوم نیست با خودت چند چندی چرا اینجوری میکنی 😡 هیچی دیگه غرورم و گذاشتم کنار و رفتم بهش پیام بدم که دیدم بلاکم کرده اره تا تهه سوختممممممممممم هرچند خودم باعث بانیش بودم😤😒😒
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا