6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر پهلو شکسته 💔🥀
السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)🖤
#فاطمیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹کانال رسانه ای جهادی سَدید 👇🏻
@sadeed313
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حق او با گریه ی تنها نمی گردد ادا
پیر کن ما را خدایا در عزای فاطمه 💔🥀
#محمدحسین_رحیمیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹کانال رسانه ای سَدید 👇🏻
@sadeed313
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنگه هرمز رو جوری بستی که نه حرف داری و نه حریف 🔥❤️
علمدار تنگه هرمز ...
#دریابان_شهید_علیرضا_تنگسیری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹کانال رسانه ای جهادی سَدید 👇🏻
@sadeed313
روایت دوم 👇🏻
#دریابان_شهید_علیرضا_تنگسیری #فرمانده_دریا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@sadeed313 / کانال سَدید
سَدید / sadeed.313
روایت دوم 👇🏻 #دریابان_شهید_علیرضا_تنگسیری #فرمانده_دریا ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شهید تنگسیری رو با دریا میشناسیم؛ اما یه بخش از شخصیتش رو باید نه وسط دریا، بلکه بین مردم شناخت…
یکی از همرزم های سردار شهید تنگسیری خاطرهای تعریف میکرد از روزهایی که سردار در منطقهی سوم نیروی دریایی بود و پیگیر راهاندازی یه بیمارستان برای مردم ماهشهر شده بود.
اون روزها، کلینیک شهید عمویی کوچیک بود و جوابگوی نیاز مردم نبود. قرار بود یه هتل بزرگ متعلق به شهرداری رو در اختیار نیروی دریایی قرار بدن تا اونجا بیمارستانی مجهز ساخته بشه؛ در مقابل هم، زمینی نزدیک اسکلهی مجیدیه به شهرداری واگذار بشه.
برای رسیدن به این توافق، جلسهای با حضور نمایندهی مجلس ماهشهر، فرماندار و تعدادی از مسئولین در حسینیهی ثارالله منطقهی سوم برگزار شد.
اما هر بار که صحبت از بیمارستان میشد، بحث پول و مسائل مالی پیش میاومد. کار داشت گره میخورد و چیزی که سردار میخواست، هنوز به نتیجه نرسیده بود.
راوی میگفت حاجی خیلی ناراحت شده بود. وسط جلسه، بلند شد و رفت سمت قبور شهدا؛ همونجا که داخل حسینیه بود. با ناراحتی به قبر یکی از شهدا دست میزد و میگفت:
«من میخوام به خاطر مردم کار کنم! میخوام گرهی از کارشون باز کنم. میخوام این بیمارستان رو بسازم که دغدغهی درمانشون کمتر بشه؛ اما شما نمیذارید و مدام دنبال پول و مسائل دیگه هستید!»
نمیدونم اون لحظه توی دل سردار چی میگذشت؛ اما از همین چند جمله میشه فهمید چقدر براش مهم بود که این کار به سرانجام برسه.
اونجا بحث فقط یه هتل و یه زمین نبود؛ پای مردمی وسط بود که به امکانات درمانی نیاز داشتن. و حاجی نمیخواست کاری که میتونست باری از دوش اون مردم برداره، پشت حسابوکتابها و اختلافنظرها متوقف بمونه.
بالاخره، ناراحتی و پیگیری سردار اثر گذاشت و مسئولین با طرح موافقت کردن.
اما این، تنها خاطرهای نیست که از دغدغهی حاجی برای مردم به یاد مونده.
روستای سایهخوش رو یادتونه؟
تیرماه ۱۴۰۱، در روستای سایه خوش استان هرمزگان زمین لرزید و خونههای زیادی خراب شد. خانوادههایی که تا قبل از اون، زندگیشون رو توی همون خونهها گذرونده بودن، حالا با دیوارهای فروریخته و نگرانیِ روزهای پیش رو روبهرو شده بودن.
شهید تنگسیری میتونست از پشت میز پیگیر ماجرا باشه؛ گزارشها رو ببینه و دستور کمک بده. اما خودش رفت؛ رفت بین همون مردم، از نزدیک شرایطشون رو دید و پیگیر شد که برای اسکان و کمک بهشون کاری انجام بشه.
دو اتفاق متفاوت؛ اما یه دغدغهی مشترک.
اینکه مردم، وقتی گرفتار میشن، فقط به شنیدنِ وعده احتیاج ندارن؛ یکی رو میخوان که دردشون رو جدی بگیره، پیگیر کارشون باشه و نذاره توی سختیها احساس تنهایی کنن.
شاید برای شناختن شهید تنگسیری، واقعاً باید از همینجا شروع کرد؛ از جایی که میفهمی پشت اقتدار یه فرمانده، قلبی هم برای مردمش میتپید.
سردار شهید تنگسیری، مردِ دریا بود؛ اما وقتی پای مردم وسط میاومد، فقط فرماندهای نبود که از دور دستور بده. خودش رو میرسوند، پیگیری میکرد و برای باز شدن گره کارشون میایستاد.
فرمانده دریا بود اما قبل از اون مردِ مردمِ جنوب بود...
شادی روح مطهر سردار شهید علیرضا تنگسیری صلوات ✨
#دریابان_شهید_علیرضا_تنگسیری
#فرمانده_دریا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹کانال رسانه ای جهادی سَدید 👇🏻
@sadeed313
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و چه پناهی امنتر از نام حسین (ع) برای این دلِ بیقرار؟ 🖤
#شهید_سعید_محمدیزاده
#سرتیم_حفاظت_دریابان_تنگسیری
#یا_حسین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹کانال رسانه ای جهادی سَدید 👇🏻
@sadeed313