eitaa logo
اصول ۴ اصول عملیه (حلقه ثانیه )
1.4هزار دنبال‌کننده
29 عکس
5 ویدیو
18 فایل
تدریس(خانم دکتر سعیدی) آیدی استاد: @Fssaedi 🟥اصول ۱/https://eitaa.com/saedi61 🟧اصول ۲/https://eitaa.com/fssaedi61 🟨اصول ۳/https://eitaa.com/saedi5 💬گروه(جهت رفع اشکال) https://eitaa.com/joinchat/792593407C35e76466d3
مشاهده در ایتا
دانلود
سوالات سه صفحه تدریس شده،: ۱.قاعده اولیه طبق نظر مشهور هنگام شک در تکلیف شرعی در جایی که امکان اثبات و یا نفی تکلیف بواسطه ادله محرزه نیست ، به لحاظ عقلی چه می باشد؟ الف) برائت عقلی. ب) احتیاط عقلی. ج) برائت شرعی د) احتیاط شرعی ۲. دو استدلال محقق نایینی بر قاعده قبح عقاب بلا بیان به همراه پاسخ شهید صدر بر ان دو استدلال را بیان بفرمایید. ۳.طبق مسلک حق الطاعه، قاعده اولی هنگام شک در تکلیف در جایی که امکان نفی و اثبات آن تکلیف از طریق ادله محرزه نمی باشد از نظر عقلی چه می باشد؟ الف) احتیاط شرعی. ب) احتیاط عقلی. ج)اصاله الاشتغال تا زمانی که مولا اذن در ترک تحفظ نداده باشد د) گزینه ب و ج ۴)قاعده ثانویه هنگام شک در تکلیف طبق مسلک حق الطاعه و قبح عقاب بلا بیان را بفرمایید الف) اصاله الاشتغال شرعی ب) احتیاط عقلی ج) احتیاط شرعی د) برائت شرعی ۵)استدلال به آیه شریف لایکلف الله نفسا الا ما آتاها را دال بر برائت شرعی توضیح بفرمایید ۶) اشکال شیخ انصاری بر استدلال بر برائت شرعی از طریق ایه فوق را بفرمایید.
🌺تقریر جلسه قبل ( دو صوت بالا)🌺 🌺ادامه ایات دال بر برائت شرعی🌺 🌸ایه ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا 🌸 استدلال بر ایه فوق : رسول کنایه از بیان است. ترجمه:اینطور نیست که ما عذاب کنیم تا اینکه بیان بفرستیم پس اگر بیان نباشد عذاب نیست(برائت شرعی) اشکال شهید صدر: دلالت این ایه این است که عذاب نمی کنیم( برائت شرعی) تا بیان صادر کنیم پس تا قبل صدور بیان، برائت شرعی جاری می شود. اما محل بحث ما جایی است که بیان از طرف شارع صادر شده اما به مکلف واصل نشده است. می خواهیم بدانیم در اینجا نیز مکلف ایمن از عقاب است و برائت شرعی جاری کند. 🌸ایه بعدی: خداوند در مقام احتجاج بر یهود به پیامبر می فرماید به انها بگو نمی یابم هیچ حرامی را بر خورنده ای غیر از این چند مورد( میته ، خون جهنده، ...) که خداوند بیان کرده است🌸 استدلال بر آیه : ان مواردی که شک به تکلیف دارید ، انگار تکلیف نیست و برائت شرعی جاری کن. چون وقتی در دایره تکالیف ان را پیدا نکردی، دیگر ایمن هستی. به عبارت دیگر عدم وجدان و عدم پیدا کردن تکلیف برابر با عدم عقاب( برائت شرعی) است. اشکال شهید عدم وجدان نبی تکلیف را یعنی قطعا تکلیف نیست اما عدم وجدان ما به معنی عدم وجود تکلیف نیست چه بسا تکلیف باشد امادر اثر از بین رفتن روایات، به ما نرسیده باشد. لذا ما می خواهیم ثابت کنیم که حتی اگر تکلیف صادر شده باشد اما به ما نرسیده باشد ما ایمن هستیم و برائت شرعی جاری کنیم که این آیه این مطلب را ثابت نمی کند، 🌸ایه بعد: خداوند بندگان را دچار خذلان و دروری از رحمت خودش نمی کند تا بیان کند برای آنها (لهم) انچه را که باید بپرهیزند 🌸 استدلال به ایه بیان کند برای آنها انچه را که باید بپرهیزند، به معنای وصول بیان و تکلیف به مکلف است پس اگربیان و تکلیف به انها واصل نشود دچار خذلان و عقاب نمی شوند و ایمن از عذاب هستند و این یعنی برائت شرعی. این آیه را شهید می پذیرد 🌺روایات دال بر برائت شرعی🌺 حدیت( کل شی مطلق حتی یرد فیه نهی) نسبت به هر چیزی رها و آزاد و ایمن از عذاب هستی( برائت شرعی) مگر اینکه نهی ای ( تکلیفی) در مورد آن امده باشد اشکال: ورود هم می تواند به معنای صدور باشد که در این صورت کمکی در اثبات برائت شرعی نمی کند چون ما دنبال اثبات برائت شرعی زمانی که تکلیف به ما واصل نشده هستیم ولو صادر شده باشد. و ورود هم می تواند به معنای وصول باشد که در این صورت اثبات برائت شرعی می کند یعنی تو رها و آزادی ( برائت شرعی) تا زمانی که تکلیف به تو واصل شود پس اگر تکلیف به تو واصل نشده برائت جاری کن و ایمن از عذاب هستی. ورود می تواند به هر دو معنا باشد و چون قرینه ای و معینی وجود ندارد که بگوید ورود اینجا به معنای وصول است و به معنای صدور نیست، این ایه نمی تواند مطلوب ما که برائت شرعی است ثابت کند. اشکال: ورود اینجا به معنای وصول است نه صدور. زیرا وصول است که نیاز به طرف دیگر دارد ( رسیدن به مکلف) اما صدور یعنی صادر شده به طرف دیگر نیاز ندارد و لفظ (فیه) در حدیث ورود و وصول نهی و تکلیف را بر مکلف می گوید. جواب : بله وصول نیاز به طرف دیگر دارد اما اینجا (فیه ) معلوم نیست وصول به مکلف باشد بلکه ورود نهی(تکلیف) بر متعلق نهی است یعنی هر چیزی رها و آزاد تا در آن چیز نهی وارد شود. پس در این صورت وصول به مکلف را نمی توان بدست اورد . لذا استدلال به این حدیث بر برائت شرعی را نمی پذیرند
🌺طراحی سوالات دو صوت قبل 🌺 استدلال برایه( ما کنا معذبین ...) بر برائت شرعی را بیان کنید و اشکال شهید بر این استدلال را توضیح دهید. استدلال بر ایه ( لا اجد فی ما اوحی ....) را بر برائت شرعی توضیح دهید و اشکال شهید بر استدلال مذکور را بفرمایید استدلال بر حدیث (کل شی مطلق حتی یرد فیه نهی) برای اثبات برائت شرعی در چه صورت صحیح می باشد؟ و ایا آن صورت محقق است؟ برائت شرعی به عنوان اصل عملی ثانوی را به استناد ایه شریفه (و ما کان الله لیضل قوما ... حتی یبین لهم مایتقون...) توضیح دهید.