eitaa logo
سائل الحسین
138 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
550 ویدیو
89 فایل
کانال #مداحی‌و‌سخنرانی سائل الحسین(علیه السلام) ‌‌ هیأت‌ مجازی طریق‌ الحسین(علیه السلام) ‌ ادمین کانال : @Sael_Hosein_2 ‌ آدرس اینستاگرام: http://Instagram.com/sael.hosein ‌ آدرس ما در تمام شبکه های مجازی: @Sael_Hosein
مشاهده در ایتا
دانلود
فكه‌ مثل‌ هيچ‌ جا نيست‌😳! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائيه‌، نه‌... فكه‌ فقط‌ فكه‌ است‌🥀! با قتلگاه‌ و كانال هايش‌، با تپه‌ ماهور و دشت هايش‌. فكه‌ قربانگه‌ اسماعيل‌هاست‌ به‌ درگاه‌ خداي‌ مكه‌.😞 فكه‌ را سينه‌اي‌ است‌ به‌ وسعت‌ ميدان هاي‌ مين‌ِ گسترده‌ بر خاك‌.💔 فكه‌ را دلي‌ است‌ به‌ پهناي‌ سيم هاي‌ خاردار خفته‌ در دشت‌.🖤 فكه‌ را باغ هايي‌ است‌ به‌ سر سبزي‌ جنگل‌ امقر🌳. فكه‌ ، روحي‌ دارد به‌ لطافت‌ ابرهاي‌ گريان‌ در شب‌ والفجريك‌.🌨 فكه‌ ، چشماني‌ دارد به‌ بصيرت‌ ديده‌بان‌ خفته‌ در خون‌، بر ارتفاع‌ صد و دوازده‌.👀 فكه‌ ، خفته‌ بر زير گام هايي‌ است‌ كه‌ رفتند و باز نيامدند...🥀 :) ʝơıŋ➘ |❥ @reihan_bahari
سائل الحسین
#دلنوشته فكه‌ مثل‌ هيچ‌ جا نيست‌😳! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائيه‌، نه‌
یآدٺونھ‌سآلآے‌قبل‌رو🙃 اگھ‌از‌ڪربلآے‌حسینے‌جآ‌میموندیم... دلموڹ‌بھ‌ڪربلآے‌خمینے‌خوش‌بود:) امسآل‌چے‌پس؟!🙃 جآ‌دآرھ‌بگیم‌:"خدآیآ‌پآرھ‌پآرھ‌شد‌دلم‌دیگھ‌بسه"💔 بیآید‌سآل‌تحویل‌بعد‌از‌ظهور‌حضرت‌صآحب‌عصر‌اولیڹ‌دعآموڹ‌برگشتڹ‌بھ‌دلخوشیآی‌قبلموڹ‌باشھ!🙃 ! ...💔
سائل الحسین
#منطقه_عملیاتی_فتح‌المبین🍃 #الهم‌عجل‌الولیک‌الفرج ʝơıŋ➘ |❥ @reihan_bahari ツ
✍ فتح المبین... از اتوبوس كه پا بر زمين نهادم كمي به اطرافم نگاه كردم،👀 وارد صحراي فتح المبين شدم، عشق باريده بود و زمين تر شده بود🌧 در ميان خيل جمعيت انگار كسي مرا به طرفي مي كشيد. اول ورودي شيار نوشته بود: اگر عشقت نبود من اينجا نبودم! به طرف شيار حركت كردم،💚 آرام آرام و خيلي آهسته قدم بر مي داشتم، صداي بيسم چي و رگبار گلوله كه از بلندگوهاي دور و اطراف كانال برمي خاست🔈 صحنه واقعي جنگ را تداعي مي كرد💥 تنها فرقش اين بود كه آنها در اين كانال گلوله و تركش مي خوردند و ما گرد و خاك🌪 آنها به محاصره دشمن در آمده بودند و ما به محاصره سيم هاي خاردار. 💔 كمي جلوتر شقايق كاشته بودند.🌺 به ياد لاله هاي پرپر قدم به قدم در شيار شيخي ......!!🥀 كه عده اي از رزمندگان به صورت دسته جمعي در آن به شهادت رسيدند، 💔 شقايق هاي مصنوعي روييده بود.🌸 آه از دست اين سيم هاي خاردار! نه در جنگ راحت مان مي گذاشتند و نه بعد جنگ✨ كاش مي شد اين حصارهاي فولادي را كنار زد و شقايق ها را در آغوش كشيد و بوييد🌹 آسمان هم بغض كرده بود. وقتي نم نم باران بر روي خاك شيار شيخي فرود مي آمد،🌨 مي شد شكوفا شدن لاله ها و شقايق ها را ديد.🌸🌱 از آسمان عشق مي باريد 🌨و از شيار شيخي لاله سر بر مي آورد🌹 و زمين تر شده بود، تر تر .. و چنانكه پاي آن مرد باغبان به گلزار فرو مي شد، پاي من به عشق فرو مي شد. آري برادرم آري خواهرم اينجاهم.....!! قطعه اي از بهشت است........✨ اينجا، يادمان شهداي عمليات غرورآفرين فتح المبين است✨ اما وقتی به خودم آمدم ، فهمیدم من اصلا آنجا نبودم 😔 و فقط آنجارا از اعماق وجود حس کرده بودم ...🙃🍃 ʝơıŋ➘ |❥ @reihan_bahari
ٺا‌26‌اسفند‌همرآهموڹ‌بآشید‌بآ‌‌دلنوشٺھ‌هآ‌و‌تصاویر‌منآطق‌عملیآٺے‌و‌جنگے‌جنوبـ 😌✌️🏻 ان‌شآاللّٰھ‌سآل‌دیگھ‌از‌نزدیڪ‌از‌این‌منآطق‌دیدڹ‌ڪنیم🤲🏻🙃
سائل الحسین
ٺا‌26‌اسفند‌همرآهموڹ‌بآشید‌بآ‌‌دلنوشٺھ‌هآ‌و‌تصاویر‌منآطق‌عملیآٺے‌و‌جنگے‌جنوبـ 😌✌️🏻 ان‌شآاللّٰھ‌سآل‌د
رآستے‌منتظر‌دلنوشتھ‌هآتوڹ‌هستم‌😉🖐🏻 عآقآ‌قول‌میدم‌بھ‌بهتریڹ‌نوشته‌جآیزھ‌هم‌بدیم😌😁🖐🏻
⇂بِسمِ‌ربِّ حــیــدر♥️✨⇃ ذکرروزツ‌ یاذَالجلال والإکرام موجب فتح و نصرت
‌ •• آرومْـ بآش...! دقیقا همونجایۍ کہ ❞دیگه‌ راهۍ نیسٺ! خدا راۿ باز میکنه...🌱 ʝơıŋ➘ |❥ @reihan_bahari
😂 موقع خواب بهمون خبر دادن که امشب رزم شب دارین ، آماده بخوابین😢😢 همه به هول و ولا افتادیم و پوتین به پا و با لباس کامل و تجهیزات نظامی خوابیدیم😁😁 تنها کسی که از رزم شب خبر نداشت حسین بود آخه حسین خیلی زودتر از بچه ها خوابیده بود... ... نصفه های شب بود که رزم شب شروع شد💥💥 با صدای گلوله و انفجار از جا پریدیم💥💥 بچه ها مثل قرقی از چادر پریدند بیرون و به صف شدیم😐😐😐😐 خوشحال هم بودیم که با آمادگی کامل خوابیدیم و کارمون بی نقص بوده😎 اما یهو چشامون افتاد به پاهای بی پوتینمون😳😳 تنها کسی که پوتیش پاش بود حسین بود😍 از تعجب داشتیم شاخ در می آوردیم😳 آخه ما همه شب موقع خواب با پوتین خوابیده بودیم و حسین بی پوتین🤯 به بچه ها نگاه کردم ، داشتن از تعجب کُپ می کردند😵 فرمانده با عصبانیت گفت: مگه نگفتم آماده بخوابین و پوتینهاتون رو دم در چادر بذارین؟😡😡 این دفعه رو تنبیه تون می کنم که دفعه دیگه خواستون جمع باشه😢 زود باشین با پای برهنه دنبالم بیاین...🚶‍♂🚶‍♂   ... صبح روز بعد همه داشتیم پاهامون رو از درد می مالیدیم🤕 مدام هم غُر می زدیم که چطور پوتین از پاهامون در اومده🤔 یهو حسین وارد شد و گفت: پس شما دیشب از قصد با پوتین خوابیده بودین؟😊😁 همه با حیرت نگاش کردیم و گفتیم: آره! مگه خبر نداشتی قراره رزم شب بزنن و ما تصمیم گرفتیم آماده بخوابیم؟😱 حسین با تعجب گفت: نه! من خواب بودم ، نشنیدم😱😳 بچه ها که شاکی شده بودند گفتند: راستی چرا دیشب همه ی ماها پاهامون برهنه بود جز تو؟🤨🤨🧐 حسین که عقب عقب راه می رفت گفت: راستش من نصف شب بیدار شدم☺️ خواستم برم بیرون چادر که دیدم همه با پوتین خوابیدن 🙄گفتم حتما خسته بودین و از خستگی خوابتون برده و نتونستین پوتیناتون رو در بیارین☺️ واسه همین اومدم ثواب کنم و آروم پوتین هاتون رو در آوردم ، بد کاری کردم؟😊😊😁😁 آه از نهاد بچه ها در نمی یومد حسین رو گرفتیم و با یه جشن پتوی حسابی حالشو جا آوردیم🤣🤣 ʝơıŋ➘ |❥ @reihan_bahari
سلام به روی ماهتون😌🖐🏻 خوش اومدین😍 نظر لطفتونه😃🍃 خبر خاصی نیست😄 ان شاءالله از سال جدید رمان میذاریم😌☝️🏻 اسممون رو چرا باید بدونید؟!🧐😂شما هرچی دوست دارین صدامون کنید😂داداش علیتونم🧐😂❤️و اینجاست که ما برا خودمون لقب ساختیم😂 چشم داستان هم میذاریم😌 ممنون🖐🏻🌸🍃
سائل الحسین
سلام به روی ماهتون😌🖐🏻 خوش اومدین😍 نظر لطفتونه😃🍃 خبر خاصی نیست😄 ان شاءالله از سال جدید رمان میذاریم😌☝
سلام عزیزم 🌱🍃 من مدیر اول ریحانه 🍂🖤 مدیر دوم بهاره 🌱✨ مدیر سوم پریا جان ملقب به داداش علی 😂❤️