خدای من ..
این چیست که مشاهده میکنم؟
این چیزی جز بلوغ امت اسلامیست؟
این امت دیگر شکست ناپذیر شده است. این مردم دست بر پشت یکدیگر گذاشتند و با شور، «حب الحسین یجمعنا» را فریاد میزنند. اینها ، در ایران، مداحی عراقی گذاشتند و همراه با بحرینی ها و اهالی آذربایجان و دیگر ملت ها، سینه خود را سپر میکنند محکم دست بر آن میکوبند و قدرت اتحادشان را به رخ جهانیان میکشند. مگر میشود!؟ اینها دیگر مرزهای جغرافیایی برایشان معنا ندارد. همه یک دل هستند.
مگر آهنپاره های چند صد ملیون دلاری میتواند جلویشان پیروز شود؟ مگر ارتش کل دنیا میتواند بر این اراده و انگیزه غالب شود؟
حاشا و کلا
محال است
چه کسی فکرش را میکرد در کوچه و خیابان های ایران ، دوباره اربعین حسینی شکل بگیرد و موکب هایی از کشور های مختلف مشغول خدمت بشوند؟
چه کسی فکرش را میکرد مردمی که تا چندی پیش دست از تخریب یکدیگر برنمیداشتند ، حالا همه یکدل ، کنار هم ایستادند
اینها همه کار خداست. و گرنه در حالت عادی دیدن چنین چیزهایی غیرممکن است.
با این نشانه ها ایمان بیشتر میشود و دلمان قرص که خدا ، خوب حواسش به انقلابخمینی هست..
کشکول سجودی
867.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجی ماس ماس😎
ملتفت شدین؟
@TwitterParsianOfficial
کشکول سجودی
تلق شکسته #سوژه
#روایت
با موتور کنار ایستگاه ایستاده بود و مشغول چایی خوردن بود. خستگی صورتش خبر میداد از زحمت هایی که سالیان سال است برای خانواداش میکشد. با خوشرویی بهش گفتم:
حاجی جون نمیخوای عکس آقا سید مجتبی رو بچسبونم رو موتورت؟
گفت:
دیروز اومدم عکس آقا رو روی طلق موتورم چسبوندم. امروز اومدم دیدم طلق موتورم رو شکوندند. بیا ایندفعه جلوی موتورم بچسبون
لبخند روی لبهایم ماسید. نگاهم افتاد به میله های جلوی موتورش که طلقی نداشت. گفتم:
حاجی ببخشید. نمیخواد شما بزنید. شما دیگه سهم خودتون رو ادا کردید.
بلافاصله گفت:
نه ، بچسبون . بچسبون تا همه ببین که ما پشت آقامون رو خالی نکردیم. حتما بچسبون
از خودم خجالت کشیدم. ادعا و سر و صدایش را ما داریم. چفیهاش را ما روی دوش میاندازیم و ظاهرمان داد میزند حزباللهی هستیم. اما هزینههایش را افرادی بسیار بیآلایش میدهند.
چاییاش که تمام شد با عکس آقاسید مجتبی راه افتاد.
@sajjudi | #سجودی
برای طلاب
ایشون یکی از اساتید مطرح سطوح عالی قم هستن. از حلقهاولی ها و مقرر اعظمِ پرجمعیتترین درس خارج قم، یکی از مسئولین جوان و پر کار حوزه علمیه و معاون آیتالله اعرافی هستن.
بعد از ظهر دیدم با لباس نظامی ۳۱۳ که بسیار هم خاکی بود وارد محل اسکانمون شدند. چشمهایم از تعجب گرد شد. بعد از پرس و جو متوجه شدم با چند تا از دوستانشان، خانواده را قم گذاشتند و به تهران آمدند برای کمک. صبح تا بعد از ظهر میروند برای آواربرداری خانههای تخریب شده. شب ها هم پرچم به دست در کاروان های خودرویی شرکت میکنند.
قابل توجه برخی از همصنفی های عزیزم که در قم مشغول دنبال کردن اخبار ایتا هستند...
کشکول سجودی
بوستان کوثر
بهش گفتم اینجا «میدون قیام» محله بدی نیست ولی معتاد زیاد داره.
گفت:
درست میگی ولی تو باید نیمه پر لیوان رو ببینی. مثلاً این مدرسه علمیه رو میبینی؟ هم آقاسید علی خامنهای اینجا درس خوندن هم آقا سید مجتبی.
همین میدون قیام جایی بود که روز ۱۵ خرداد جای سوزن انداختن نبود.
همین بوستان کوثر ، محلهی اون بسیجی های بودن که تو فیلم اخراجیها رو دربارشون ساخته بودن. تازه یدونشون هنوز زندهست. اسمش جلاله ، تعمیرگاه موتور داره.
تازه آیت الله حق شناس هم همینجا زندگی میکردند.
درست میگفت. باید نیمه پر لیوان رو دید
پن: خوشحال شدم فهمیدم در حوزهای اسکان دارم که امام خامنهای در اونجا درس خوندند..