eitaa logo
سماء | فاطمه یزدی
398 دنبال‌کننده
279 عکس
98 ویدیو
2 فایل
اینجا دست نوشته هایم و مطالب مفید به اشتراک گذاشته می شود... مادر طلبه سطح ۳ کلام و فلسفه فارغ التحصیل ارشد رشته کلام با گرایش حدیث نویسنده دان ۳ کاراته ارتباط با من👇🏻 @Fatemeyazdi استفاده از مطالب با ذکر نام کانال🙏🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از روند های جدید روزانه ام اینه که دارم راه میرم میبینم ماشین لباس شویی روشن شد😐😐 یا صداهای عجیبی می‌شنوم و میبینم حواسم نبوده که جدیدا دخترم نوک انگشتاش به میز و کابینت میرسه😬 و خب نباید چیزی اونجا میبود تا... کف زمین خونه هم دیگه فقط اسباب بازی و لوازم آشپزخونه نریخته😊 همه چیز ریخته ،از هرجا و هر نوع به هر شکل😐😊 ✍🏻فاطمه یزدی ✅کانال سماء↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
🔵اگر از دینداری به نشاط نرسی دو احتمال دارد⬇️🔵 🔸نشاط زندگی 🔹جلسه دوم ما نیاز به نشاط داریم، اما این نشاط را از کجا باید بگیریم؟ از هر جایی که بیشتر به ما نشاط می‌دهد! و آن «دین» است.✅(چرا دین نشاط بیشتر میدهد؟؟در جلسات بعد توضیح میدهیم) علی(ع) می‌فرماید: «الدِّینُ حُبُورٌ» (غررالحکم/762) یعنی دین سرور است. بیایید نگاه‌مان به دین را تغییر بدهیم و از دینداری و عبادت‌مان طلبکار شویم و انتظار «نشاط» داشته باشیم و بگوییم:❌ این باید ما را سرِ حال بیاورد و الا یک نقصی هست.❗️❗️❗️❓❓❓❓❓ اگر در راه عبادت سر حال نیاییم، 1⃣یا در دینداری ما ایرادی هست و بیراهه رفته‌ایم، 2⃣یا اینکه هنوز در اول راهیم. چون طبیعی است که یک‌مقدار طول می‌کشد تا انسان از عبادتش به نشاط برسد. اما نباید خیلی زیاد طول بکشد باید راهش را یاد بگیریم. ✅💯در این دنیا هر کسی بخواهد به یک مهارت مفید برسد، باید وقت بگذارد✅ چقدر برای مهارت های درست دینی خود وقت میگذاریم؟؟ (راهش چیست؟!) جلسه سوم ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یکی از کارهایی که امام عسکری (علیه السّلام) می‌خواستند انجام دهند این بود که، 1⃣اوّلاً پشت پرده با مردم صحبت می‌کردند. ( یعنی باید یاد بگیری از حجّت اطاعت کنی، لزومی ندارد او را ببینی، به دستور عمل کن.)✅ 2⃣دوماً: شخصی از خراسان – روایات داریم، در دو منبع مهمّ رجالی آمده- می‌آید می‌گوید: این وجوهات خدمت شما، حضرت می‌فرماید: برگرد به نماینده‌ی من بده، (یعنی چه باید حتماً به خود او بدهم؟!) چون حضرت می‌داند که این چه کار خطرناکی است. اطاعت‌پذیری ما مهم است، وگرنه جامعه تضعیف می‌شود.❌ جامعه‌ی شیعه باید جامعه‌ای باشد اگر کسی حجّت را بخواهد تضعیف کند این‌قدر این کار برای او قبیح باشد جرأت نکند این کار را انجام بدهد💯. تضعیف یونس بن عبد الرّحمن تضعیف امام رضا (علیه السّلام) است. حضرت می‌فرماید: برگرد، پول را ببر به همان کسی که من گفتم بده، یعنی چرا پول را آوردی به خود من بدهی؟ ⬅️به دستور عمل کن.✅ انشالله خود امام حسن عسکری علیه السلام دستگیر ما باشند تا در غیبت پسرشان به دستورات عمل کنیم و باعث تضعیف حکومت اسلامی نشویم و گوش به فرمان نایبشان باشیم🙏🏻 ✅کانال سماء↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
🔵از خودت بپرس چرا نشاطم کم است؟ 🔸نشاط زندگی 🔹جلسه سوم بسیاری از ما انسان ها داشتن نشاط را، داشتن یک صفت خوب یا مهارت خوب میشماریم در صورتی که این تفکر غلط است!❌ شاد نبودن را باید علامت این بگیریم که «من یک بیماری روحی دارم و دچار صفات بد و غلط روحی هستم! مثلا اگر حسود باشیم از نشاط بقیه شاد نمیشویم،اگر پر توقع باشیم و شاکر نباشیم از نعمت های کوچک و بزرگی که داریم شاد نمی‌شویم✅✅ و ... » لذا قدم اول برای شاد بودن، این است که حواسمان باشد برای نشاط عمیق روحی و حال خوش زندگی، باید این بیماری‌ها را در خودمان ریشه‌کن کنیم.💯 جلسه چهارم ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر حرف دل هست🥺👆🏻❤️ وفات خانم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها تسلیت🖤 ✅کانال سماء↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
🔵شادی هم نور میدهد به مومن🔵 🔸نشاط زندگی 🔹جلسه چهارم خداوند در آیه ۵۸،سوره یونس دستور داده است که خوشحال شویم ✅و منشأ این خوشحالی را هم فرموده : «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا»(یونس/58) 🟡 بگو که مؤمنین به فضل و رحمت خدا-و به همین‌ها- خوشحال باشند. «فَرَح» به خوشحالیِ از سرِ شنگولی می‌گویند که سطحی است، نه اینکه آدم تهِ قلبش شاد باشد. پس در دین ما به خوشحال بودن، حتی از نوع خوشحالی سطحی هم دستور داده شده است.اگر این خوشحالی از فضل و رحمت خدا باشد نور هم دارد♥️، این‌طور نیست که فقط کسی که با حال معنوی گریه کند، نور داشته باشد!⛔️❌ خوشحالی از رحمت خدا هم نور میدهد به ما✅ جلسه پنجم ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
خیره شدم به قبر ها برایم تکراری شده بود که برای بار چندم بمیرم و توی قبر بخوابم و بعد از عزاداری، چند نفر سنگ لحد را بردارند و من دوباره زندگی را ادامه دهم تا فردا که بمیرم... مردن که نه! نقش مرده را بازی می‌کردم فقط من هم نه... ارباب چاره ای نگذاشته بود،زندگی شده بود هر روز مردن و بقیه روز هم منتظر فردا مردن و هربار هم نمردن... کاش یک روز واقعا میمردیم! نوبت قصاب شد ،خوابید توی تابوت ، روی دست گرفتیمش هربار به او گوشزد میکنیم کمی لاغر کند تا کمتر در تشییع کمرمان بشکند خلبان اما وزنش خوب است بعد از تشییع خسته نیستیم ،مراسمش را راحت تمام میکنیم و حتی تا تلقین هم هنوز انرژی داریم هر روز به نوبت در قبر می‌خوابیم و نمیمیریم و فیلم بازی میکنیم همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه مراسم ختم دکتر که دوست استاد بود،تمام شد مثل همیشه دکتر لحد را کنار زد اما چهره اش چهره همیشگی نبود! در نگاهش نور تازه ای دیده میشد نوری از جنس تعجب،شاید هم جنس امید! هرچه که بود همه مارا شگفت زده کرده بود خیلی وقت بود هرچه چشم و هرچه نگاه می‌دیدیم گرچه نگاه و چشم یک فرد زنده بود،اما مرده بود ... حالا نگاه دکتر زنده شده بود،داد میزد زنده شدم همه میخندیدیم و می‌گفتیم مگر تا به حال مرده بودی؟؟! دستش را به نشانه تایید تکان داد،انگشتانش می‌لرزید شمرده شمرده گفت من ...من... من زنده شدم... دیگر کسی نخندید!... همه به دورش حلقه زدند ،یکی بلند بلند سوال میپرسید یکی در فکر فرو رفته بود یکی همه چیز را به مسخره گرفته بود استاد اما استرس داشت... انگار از چیزی خبر داشت... دکتر بلند داد زد بس کنید ساااکتتتت ساااکتتتت همه میخکوب شدند شاید اگر قصاب داد میزد کسی میخکوب نمیشد اما دکتر اهل داد زدن نبود همه میخکوب شدند و من نگاهم روی استاد ماند،ترسیده بود کمی در خودش جمع شده بود اما از آن لبخند ها به لب داشت که انگار همه چیز عادی است از آن لبخند ها که حرص قصاب را همیشه در میاورد... غسال با لحن طلبکارانه ای گفت دکتر جان چرا داد میزنی از شما بعید است حالا اگر قصاب داد میزد یک چیزی... قصاب اما زمان را برای شوخی مناسب ندید و ساتورش را پرت کرد سمت غسال ، غسال که از مردن و درد و رنج ابایی نداشت نه جا خالی داد و نه حتی چیزی گفت... ایستاد تا ساتور تا نیمه در شکمش فرو رود و بوی خون همه را اذیت کند... بعد هم آرام گفت :«برای تنوع خواستم زیر صدای دکتر ،بوی خون مهمان بینی هایتان شود تا کمی فضا جالب تر شود.» دکتر نگاه تندی به استاد کرد و گفت:«تو می‌دانستی و گذاشتی این همه وقت ادامه پیدا کند این زندگی هر روزه و این مردن های ناتمام؟» همه به استاد زل زده زدند و منتظر جواب بودند که قصاب بی مقدمه ساتور را از شکم غسال بیرون کشید و کنار سر استاد نگه داشت:«میدانم گرچه نمیمیری اما هنوز دکمه ترس تو در این جمع خاموش نشده،بگو دکتر چه میگوید و قضیه از چه قرار است؟؟ با توام بگوووو» استاد که تنها کسی بود که هنوز دکمه ترسش فعال بود به من من کردن افتاد... دکتر در حالی که چشم هایش از ما متفاوت شده بود نگاهی منتقمانه به استاد انداخت و با لحنی آرام ولی محکم گفت:«بعد از اینهمه وقت که استاد با تک تک ما حرف زده بود و تاکید داشت دیگر به بخش دکمه های دستی مغزمان کاری نداشته باشیم،اینبار توی تابوت به سرم زد به دکمه های سرم سری بزنم و دیدم دکمه امید من خاموش شده...! از کی و کجا نمیدانم اما هرچه فکر میکنم آخرین باری که دیگر خواستم واقعا بمیرم و ارباب همچنان نمی‌گذاشت هیچ کداممان بمیریم ،روزی بود که استاد پیشم بود و با من حرف زده بود!! همه سکوت هولناکی کرده بودند نقاش آرام گفت من هم بعد از مشاوره آخر پیش استاد ،دیگر زندگی نکردم و به شما پیوستم و مدام مردم... همه چشم ها گرد شده بود و دست ها به پشت مغز میرفت،به نوبت این صدا در جمع می‌پیچید:«دکمه امید من هم خاموش است...» صدای ارباب بعد از سالها در گوش پیچید:کاش زود تر به جای پیش استاد رفتن به خودتان مراجعه میکردید! شما که می‌دانستید او دکمه ترسش هنوز فعال است... سرمان را پایین انداختیم و یکی یکی دکمه های امید را روشن کردیم و چشممان زنده شد و زندگی دیدیم... قصاب گفت:«ترس،اول امید تورا خاموش کرد و باز هم ترس نخواست تنها بمانی و مارا به این روز انداختی...» غسال گفت:«اگر از ترس هایت حرف می‌زدی ،خودم کمکت میکردم مثل من ترست را خاموش کنی،اما از روزی که استاد شدی غرورت نگذاشت با کسی درد و دل و مشورت کنی...» من اما حرفی نزدم با او! من را چه به او؟؟؟!!! من سکوت کردم من زندگی را پیدا کرده بودم نباید دیگر وقت را هدر میدادم... ✍🏻فاطمه یزدی ✅کانال سماء↙️ @samawriter
نشاط عمیق را از لبخند خدا بگیر❤️ 🔸نشاط زندگی 🔹جلسه پنجم انسان‌ها به همدیگر احساس مثبت یا منفی می‌دهند (مثلاً با حسادت یا خیرخواهی) که می‌توان بازتابش را حس کرد، و حال ما را خوب یا بد می‌کند، حالا اگر خدا از بنده‌ای خوشش بیاید و به او لبخند بزند و حال و احساس خوب بدهد ،❌ آیا این بنده متوجه نمی‌شود؟! ❌ 🟡نشاط معنوی یعنی حس قشنگی که در پس لبخند خدا برای ما پدید می‌آید.🟡 مثلاً می‌فرماید: وقتی مؤمن گناهی را ترک کند، خدا به‌جای لذت کاذب و بدفرجام آن گناه، لذتی به او می‌چشاند که حلاوتش را حس می‌کند (جامع‌الاخبار/145)✅ آدم می‌تواند بعد از رفتارهای خوبش، آثار نورانی بشارت‌های خدا را درک کند و حالش خوب شود و نشاط واقعی بگیرد و عمیقا شاد باشد✅ مثلاً مؤدبانه نماز بخوان ،بیا یک کار را واقعا با اخلاص برای خود خدا انجام بده✅ یا به خاطر او پا بگذار روی دلت✅ ببین چگونه لبخند خدا را حس می‌کنی و 💚چقدر حالت خوب میشود...💚 جلسه ششم ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
⛔️این دو دسته کار را برای ترغیب یا نهی از فرزند آوری خواهشاً انجام ندید😤⛔️ یکی از اساتید حوزه به من و همسرم گفتند اصلا از سختی های بارداری که می‌شنوید نترسید،اینطوری ها که میگن نیست😅😒 اتفاقا ایام بارداری یک فرصت خیلی خوب هست برای انجام کارهای روتین!!😐😳 علمی ،معنوی و غیره... بعد توضیح دادند که خودشون و همسرشون اصلا در دوران بارداری نزاشتند روتین روزانه شون بهم بخوره و یکسری راهکار خیلی خوب داشتن برای تحمل سختی های معمول دوران بارداری... مثلا چه باید کرد که کمتر کمردرد شد؟ چه باید کرد با اضافه وزن؟ چه باید کرد با نفس تنگی؟کم خوابی؟بیحالی و غیره... و الحمدلله همسرشون بارداری های خوبی داشتند خب پس سختی های غیر معمول افراد باردار چی؟؟؟؟😬😤😩🤢🤢🤮🤮🤮🤧🤧 من همان جا به همسرم گفتم از استادتون تشکر کن اما همه مثل هم نیستند و من دیدم بعضی ها انقدر ویار سخت و حال بد داشتند که واقعا زندگیشون در یک بازه زمانی زیر و رو شده... و اتفاقا در علم پزشکی معروف هست که هنوز هیچ درمان کاملی برای رفع ویار پیدا نشده!❌ و بچه دار شدن یک تصمیم به امید اینکه همه چی راحت و خوب انشالله برای ما میگذره نیست‼️ کسی که میخواد بچه دار بشه باید همه مدل سختی بچه داری رو بشناسه و بعد خیلی هم خوب هست که از خدا بخواد که سختی ها براش کم بشه و دعا کنه و دعا اثر دارد...💜 زمان گذشت و من از هفته سوم بارداری روزی بین هشت تا دوازده بار حالم بهم میخورد😂🤦🏻‍♀ و فشارم به مدت پنج ماه روی عدد شش بود و هر وقت سرم از روی تخت بلند میشد به خاطر فشار کم حالم بهم میخورد🙃🙃 هر نمازی که می‌خوندم کنارم سطل بود و کوتاهترین جاهایی که میرفتم همراهم پلاستیک!!! و چهارماه کامل هیییچچچچ کاری نتونستم بکنم😐و بگذریم از مشکلات ماندگار معده و مری و حال روحی😊... و خداروشاکر بودم که گرچه آماده همچین سختی ای نبودم و شوکه شده بودم اما به خودم به هیچ وجه وعده راحتی نداده بودم و میدونستم مادری سخته و با دلیل باید انتخاب بشه...✅(و تازه هستند افرادی که سختی هایی از قبیل استراحت مطلق کامل یا مشکلات جنین و تزریق های خاص و حساس در دوران بارداری دارند) زمان گذشت و یکی از مادران محصل به من گفت حالا که دخترت به دنیا اومده اصلا نمیتونی درس بخونی و بچه از صبح پا میشه و نمیزاره هیچ کاری کنی🤪 تا خودت چشم باز کنی اونم پاشده و همش گیری...😔 واقعا شرایط سختی داشت دوستم و فرزندش به شدتتتت کم خواب بود ...😫 اما به لطف خدا دختر من اینطوری نبود صبح زود پانمیشد و معمولا ۹ یا ۱۰صبح بیدار می‌شد و از صبح زود تا ۹ صبح فرصت برای مطالعه بود و الحمدلله تونستم دو ترم کامل با برنامه ریزی خودم رو برسونم به یک حدی از اهداف علمیم🙏🏻❤️ زمان گذشت و همه چی عوض شد و دختر یکسال و نیمه ام از پنج صبح کنار من پا میشه وایمیسته نماز صبح😂😂 اصلا من بیدارم بیداره 😶‍🌫🤕و من از خستگی شب قبل چشمام اصلا باز نمیمونه برای مطالعه و انرژی دخترم چند برابر شده و خوابش خیلی کم😊... خلاااااصههههه دیگه این روند و مثال ها رو تکرار نمیکنم 😂❌ فقط و فقط خواستم با مثال دو نکته رو به تصویر بکشم... 1⃣کاش با راحت نشون دادن بچه‌داری نخواهیم الکی کسی رو تشویق به فرزندآوری کنیم،اصول درست تصمیم به فرزندآوری قبول و شناخت سختی هاش هست پس همیشه لازم هست برای توصیه مخصوصا به جوانان بی تجربه ،هم از خوبی ها بگیم و هم از سختی ها...✅ ⛔️جریان نشه اینکه عکس یک مادر و میزنن تو مجله میگن بعد از بدنیا اومدن فرزند دهم اونهم با سزارین ،مادر و فرزند در سلامت کاااملللل هستن،بهتره درست توضیح بدن که سلامت کامل اصلا سلامت قبلی نیست،منظور از سلامت کامل یک مادر بعد از زایمان این هست که به لطف خدا می‌تونه با صبوری با مشکلاتی که اتفاقا برای سلامتیش پیش اومده کنار بیاد و کم کم درمان کنه و به سلامت کامل برسه... 2⃣کاش با سخت نشون دادن های عجیب و غریب و غر زدن های مدام و بی صبری،بقیه رو از فرزند آوری زده نکنیم! دنیای والد گری کنار سختی های حل شدنی یا گذرا (دوباره تاکید میکنم حل شدنی یا گذرا😉😉)،یک دنیای بسیار شیرین و پر رشد هست کسانی که به دنبال هزار مدل کلاس توسعه فردی هستن😊 هیچی مثل ازدواج و والد بودن توسعتون نمیده😉😉 ✍🏻فاطمه یزدی @samawriter
«رضایت خدا از من» باعث نشاط واقعی و ماندگار در دنیا میشود ،نه «رضایت من از خودم»! 🔸نشاط زندگی 🔹جلسه ششم منشأ نشاط معنوی این است که خدا از تو خوشش بیاید و از تو راضی بشود! آن‌وقت ما این نیاز حیاتی و حقیقی خود را کنار گذاشته‌ایم و دنبالش نمی‌گردیم، در عوضش، خودمان را با رضایتمندی از خودمان سرگرم می‌کنیم.❌❗️ ⛔️عملیات «رضایتمندی از خود» این‌طور است که انسان مدام به خوبی‌های خودش نگاه می‌کند و خودش را مُحق و مظلوم می‌داند. ⛔️ ✅تو مأمور نیستی خوبی‌هایت را بشماری، بلکه مأمور هستی بدی‌هایت را از بین ببری! خوبی‌هایت بدرد این میخورد که به‌وسیلۀ آنها بدی‌هایت را از بین ببری!»✅ پیامبر(ص) فرمود: هر بدی‌ و عیبی را در خودت از بین ببری بلافاصله یک بدی و عیب دیگر، رو می‌آید (لَا یَنْفِی مِنْهَا عَیْباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَیْبٌ؛کافی/2/148) لذا آدم تا آخر عمر با بدی‌ها و عیب‌های خودش درگیر است و این یکی از تکالیف زندگی آدم است. جلسه هفتم ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️ https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78