هدایت شده از ریحانه
🖥 #روایت_دیدار | نذری برای هشتسالگی
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با اقشار مختلف مردم در چهارمین شب عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلاماللهعلیها؛ در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ١۴٠۴/٠٩/٠٣
📝 آخرهای سخنرانی رفتم توی صف. شبهایی که آقا بیاید روضه، خانمهای شبستان صف میبندند تا از دور چشمشان به دیدن آقا روشن شود. بیهوا سرمیچرخاندم که پشت سرم زن جوان را دیدم. ذوقش پاشید توی صورتم: «اِ! شمایید؟»
حینِ وضو وقتی فهمیده بودم از قزوین آمده، قول گرفته بودم بیشتر حرف بزنیم. ولی بعد گمش کرده بودم.
همان سرپا، رجهای صحبت را سرانداختیم. سفر دوستانش كه لغو شده بود، اضطراب افتاده بود به دلش:
-اونقدر امامحسین رو صدا کردم...
دخترش، زینب، هم بین ما ایستاده بود. زینب، دومین دورش بود که توی صف میایستاد. مدام سرک میکشید ببینید صف جلو میرود؟ این ذوق برایم تازگی نداشت. همه اینجا همین حس را داشتند، بچهها دوبیشتر! چیزی که عجیب بود نذر این دختر هشت ساله بود. ٢٣ رمضان امسال مکلف میشود. مادرش گفت نذر کرده قبل از آن روز یک بار آقا را از نزدیک ببیند و محکم بغلش کند. اینکه یک بچه چنین آرزویی داشته باشد و به خاطرش نذر هم کند کافی بود تا متعجب شوم. پرسیدم «یعنی آقا رو اینقدر دوست داری؟» تهِ کاسهی چشمهایش نمدار شد و سکوت کرد. بعد یکدفعه تندتند گفت: «اِ! خاله برو جلو، صف خالی شد.»
📝 زینب علیاشرفی
📆 شماره ١
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖥 #روایت_دیدار | معروفی به اسم موشک
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با اقشار مختلف مردم در چهارمین شب عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلاماللهعلیها؛ در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ١۴٠۴/٠٩/٠٣
📝 حاجآقا عالی سرفصل تازهای باز میکند: «معروف جبههای» و پشتبندش از شهید طهرانیمقدم نقلقول میکند که گفته بود میخواهم ذوالفقار علی بسازم تا کسی متعرضِ کشور امیرالمؤمنین نشود.
قبل از ورود به سومین ورودی از کجا تا کجا صف بود؛ بهترین جا برای گپ زدن با مردم. جلوتر خانمی را دیدم که دستانش را روی هوا تکان میداد و با چند نفر حرف میزد. با «ببخشید! ببخشید!» خودم را از لای جمعیت کشاندم سمتش. تهرانی بود. سالهای قبل خانوادگی میآمدند روضهی بیت و توی زینبیه مینشستند. اینبار با دو خواهرش آمده بود. صحبتمان گلانداخت و برایم شد «طاهره خانم». تا گفت متولد ۴٩ است، حرف را بردم سمت جنگ:
- پس شما دوتا جنگ رو تجربه کردید؟
- روز اول که صدام مهرآباد رو زد ماماناینا رفته بودن حج. حجشون چهل روز طول کشید.
خوشخوشانم شد. از آن راویهای خوشصحبت بود که نخِ روایت را ازت میگرفت و خودش میکشاندت تا تهِ قصه. از چسبکاغذیِ ضربدری روی شیشهها گفت و «صدایی که هماکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است...» و رسید به بمبارانهای تهران:
- صدام تهدید میکرد و با چشممون هواپیماهاش رو بالای شهر میدیدیم.
دقیق نفهمیدم میخواهد روایت را به کجا برساند. چشم ریز کردم . شور صدای یک جوان بیست ساله نشست بر حنجرهاش:
- ولی تو اون دوازده روز چی؟ دلمون به پدافند قرص بود. دستمون دیگه پر بود.
لحن حاجآقا عالی ترکیبی شده از حماسه و دلتنگی و امید: «درود خدا بر آن کسانی که جبههی حق را تقویت میکنند؛ با قدمشون، با قلمشون با تلاششون!»
📆 شماره ۴
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖥 #روایت_دیدار | دل مجنون
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با اقشار مختلف مردم در شبهای عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلاماللهعلیها؛ در حسینیه امام خمینی(ره)
📝 صدای حسین ستوده کل فضای ورودی را پر کرده بود. یک جفت تیلهی مشکیرنگ از زیر لبهی تاشدهی کلاه نخی صورتیاش زل زده بود به من. مامانش نفر جلوییام بود. معلوم بود خودش کوچکتر از این است که بیشتر از غانوغون بلد باشد؛ اما چاره نبود، باید یکجوری سر حرف را باز میکردم: «اسمت چیه خانم خوشگله؟»
یک قانون نانوشته وجود دارد که اینطور وقتها مامانها جواب میدهند. قانون کار خودش را کرد. مامانِکوچولو برگشت سمتم: «فاطمهام خاله.»
این مادر و دختر هم مثل خود من بودند؛ بار اولشان بود میآمدند روضهی بیت. مامانکوچولو که انگار خنده یکی از اجزای صورتش بود، میگفت مدتها آرزو داشته بیاید بیت. همیشه حسرتش به دلش بوده تا امسال. بعد اشاره کرد به فاطمه: «روزی دخترم بود که ما رو هم بیاره بیت. انشاءالله امشب آقا هم بیان!»
نوبتش شده بود که صدایش کردند و گفتوگویمان قطع شد. ستوده همچنان میخواند. جملهی آخر مامانِ فاطمه را توی سرم مرور میکردم که ستوده با منتهاالیه صدایش خواند: «لیلا نبض دل مجنونه».
📆 شماره ٢
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖥 #روایت_دیدار | آسنا، ملیکا، نرگس
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با اقشار مختلف مردم در شبهای عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلاماللهعلیها؛ در حسینیه امام خمینی(ره)
📝 از همان اول، هر کس را دیدم گفت: «کاش امشب هم آقا بیان روضه!» یکی از خانمها گفت: «عیب نداره اگه نیان. همین که جایی نفس بکشیم که آقا هم نفس کشیده، خیلیه» ولی باز رجایَش بر خوفش چربید: «اما ایشالا میان!»
سخنرانی شروع شد. ویدئوهای چند شب پیشِ در فضای مجازی همه را شرطی کرده بود. شبستاننشینها دقیقتر مانیتور را نگاه میکردند. یکهو صدای صلواتِ خوشروزیهای طبقهی پایین بلند شد و دوربین زوم کرد روی در ورودی؛ آقا داشتند وارد حسینیه میشدند. جمعیت در چشمبرهمزدنی خود را ایستاده یافت. بزرگترها گرمِ «حیدرحیدر... ما همه سرباز توییم... و اینهمه لشکرآمده...» بودند. دلم نیامد عیششان را با سؤال طیش کنم.
اما نمیشد بیخیال آن سه دختربچهی چادری بشوم. انگار روی ترامپولین شهربازی بودند. وسط بپربپرها برمیگشتند سمت هم، چیزی تعریف میکردند، چشمشان درشت میشد و دوباره بپربپر و نشاندادن آن گوشهی قشنگِ مانیتور به هم. ذوقشان شکلِ بستنی بود؛ لطیف و شیرین و خنک.
گفتم: «اولین بارتونه آقا رو میبینید؟»
نفر وسطی ایستاد. نفسنفس زد و خندید:
- بله!
- خوب بود؟
- خیلییی. من خوشحال شدم ولی این گریه کرد.
مسیرِ دستش را گرفتم و رسیدم به دخترکی که داشت با لبهی روسری گوشهی چشمش را پاک میکرد. اسمش را پرسیدم. آرام گفت. نشنیدم و دوباره پرسیدم. وسطی، در نقش سخنگوی گروه، جواب داد: «آسنا. منم ملیکام. اینم نرگسه.»
نرگس آرامتر بود. انگار از اول نقشش در گروه را پذیرفته بود؛ اینکه هر وقت دوربین چرخید سمت صندلی حضرت آقا همه را متوجه مانیتور کند: «اِ! ببینید! آقا!»
📆 شماره ۴
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از KHAMENEI.IR
💻 هماکنون؛ #تیتر_یک KHAMENEI.IR
📢 رهبر انقلاب در پیام تجلیل از ملّت عظیمالشأن ایران در پی اجتماعات گسترده ۲۲ دیماه:
✏️ ملّت عظیمالشأن ایران!
👈 کار بزرگ شما نقشه دشمنان خارجی را باطل کرد
✏️ این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۲
🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از جارچی 🇮🇷|
📣 سامانه دسترسی سریع به خدمات روزمره رونمایی شد
🔸 سامانه IRAN.IR به منظور رفاه هممیهنان گرامی برای دسترسی سریع به خدمات روزمره پیاده سازی شده است.
🔸 در حال حاضر این سامانه شامل دستهبندی های متنوع و مختلف نظیر برنامههای پرکاربرد، بانکها، آموزش تخصصی، سلامت، دانشگاه، بیمارستان و خدمات دولت میباشد.
🔸 همچنین در بخش جستجو میتوانید با وارد نمودن بخشی از نام دامنه یا موضوع درخواستی به خدمت مورد نظر هدایت شوید.
🔺 گستردهترین شبکه خبری مردمی ایتا
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای حمله تروریست های مسلح به کلانتری 126 تهرانپارس
سایت تسنیم را در آدرس زیر ببینید:
www.tasnimnews.ir
@Tasnimnews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 آدمکشی با کاتر و بلوک سیمانی در جنگ تروریستی آمریکایی - صهیونی
سایت تسنیم را در آدرس زیر ببینید:
www.tasnimnews.ir
@TasnimNews
هدایت شده از بافتار
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خونبهای شرافت یک ملّت
بریدهای خواندنی از نادر ابراهیمی از کتاب «با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»
«لانه باز ساخته خواهد شد
درخت باز کاشته خواهد شد
شرف اما اگر برود
در تاریخها مینویسند
و وقتی نوشتند
با مرکبی مینویسند که خیلی سخت پاک میشود:
با مرکب تجزیه [...]
با مرکبی از خون سرداران و سربهداران»
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
هدایت شده از بافتار
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻وقتی «بسیجی خامنهای»، ایمان «بسیجی خمینی» را به ارث میبرد
ویدئوی عروج باشکوه شهید حسین بابری و شباهت آن به صحنهای که آوینی در «روایت فتح» برایمان شرح میدهد.
«کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت
با زخم نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش، دلاورا! کسی چون تو شگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت»
سیدحسن حسینی
🔹در این فرسته، این بریده از لحظات عروج شهید بابری را با بریدهای از «روایت فتح» کنار هم گذاشتهایم. مشابهت دلنشینی است. روزی بسیجیهای خمینی و حالا، بعد از چهار دهه، بسیجیهای خامنهای، همان صحنهها را تکرار میکنند، اینبار در وسطِ شهر. به آوینی و «روایت فتح»ش گوش بسپاریم.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
هدایت شده از بافتار
شهرام ناظری1_19379116523.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
🎼 آلبوم «چاووش - ۸»؛ تصنیف «کاروان شهید»
آهنگساز و سرپرست گروه: محمدرضا لطفی
شاعر: محمد ذکایی
خواننده: شهرام ناظری
نوازندگان: گروه «شیدا»
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
هدایت شده از بافتار
Siamak Aligholiمن خود نخلم.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
🎼 آلبوم «فصل ایثار» (۱۳۶۰)؛ ترانۀ «من خود نخلم»
آهنگساز: کامبیز روشنروان
ترانهسرا: ناشناس
خواننده: محمود (سیامک) علیقلی
🔹توضیح ترانه:
قطعهای که میشنوید با صدای متفاوت و ماندگار مرحوم محمود علیقلی (برادرِ علیقلیِ آهنگساز)، جزو آثار بهیادماندنی دفاع مقدس هشتساله است. «من خود نخلم» روایتی است استعاری از ایستادگی ایران؛ روایتی آنقدر زنده که گویی علیقلی، ترانهای برای امروز مردم ایران خوانده است.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35