نکتهای زیبا از مرحوم سید بن طاووس در مورد دعا برای فرج
سید بن طاووس در کتاب فلاح السائل مینویسد:
اگر دعا پشت سر برادران دينى در روایات اين همه فضيلت دارد، پس دعا براى سلطان و فرمانروايى كه سبب هستى و وجود توست (یعنی امام زمان علیه السلام)، چقدر فضیلت دارد؟
و این درحالی است که تو معتقدى كه اگر او نمىبود، خداوند هیچ کس را نمىآفريد و به واسطه وجود اوست که الطاف و نعمتهای الهى به تو و ديگران میرسد و او وسيله تمامى خيراتى است كه بدان نائل مىگردي.
پس بر حذر باش و با تمام وجودت بپرهیز از اینکه خود و يا احدى از خلايق را در دوست داشتن و دعا نمودن، بر او مقدّم بداری و نيز باید هنگام دعا كردن براى آن مولاى بزرگوار حتماً با دل و زبانت توجه داشته باشی.
مبادا گمان كنى كه علّت ذكر اين مطلب براى آن است كه آن بزرگوار به دعاى تو احتياج دارد؛ هیهات، اگر چنين اعتقادى داشته باشى، در اعتقاد و ولایتت بيمارى! بلكه اين را براى آن گفتم كه حقّ بزرگ و احسان بی پایان حضرتش را به تو بشناسانم.
و ديگر اينكه اگر پيش از دعا كردن براى خود و كسانى كه نزد تو گرامى هستند، به آن بزرگوار دعا نمايى، خداوند- جلّ جلاله- زودتر درهاى اجابت را به روى تو خواهد گشود؛ زيرا تو درهاى اجابت دعا را با قفل هاى عصیان و گناه بستهاى، پس اگر براى اين مولايى كه خاصّ الخاصِ درگاه خداوند است دعا كنى، خداوند به خاطر آن حضرت درهاى اجابت را به زودی به روى تو مىگشايد، و در نتيجه در دعايى كه براى خود و ديگران مىكنى، مشمول فضل الهی قرار میگیری، و رحمت و كرم و عنايت خداوند- جلّ جلاله- تو را نيز فرا خواهد گرفت.
اگر در مورد استادانى كه از آنها پيروى مىكنى بگويى: چرا آنها در مورد توصیههای تو پیرامون دعا برای امام زمان علیه السلام کوتاهی میکنند و نسبت به مولایشان غافل و بىاعتنا هستند؟
در پاسخ میگویم: به آنچه كه گفتم عمل كن، كه این مطلب (وجوب دعا برای امام عصر علیه السلام) حقیقتی آشکار است و هر كس نسبت به مولايش بىاعتنا، و از آنچه كه ذكر نمودم غافل باشد، به خدا سوگند كه در اشتباه فضاحت بارى است(اگرچه اهل علم و فضل باشد.)
@sarallah73
لَو أدرَكتُهُ لَخَدَمتُهُ أيّامَ حَياتي
امام صادق عليه السلام فرمود:
اگر او [امام زمان عليه السلام] را دَريابم، تمام عمر به او خدمت مى كنم.
الغيبهنعمانى ص ۲۴۵
@sarallah73
#تشرف سید محمد باقر دامغانی محضر امام عصر علیه السلام
آقای سید محمد باقر دامغانی، ساکن مشهد، از علما و شاگردان مرحوم آیت الله آقا میرزامهدی غروی اصفهانی بود و زیاد به خدمت آن بزرگوار میرسید.
سالها به مرض سل مبتلا بود و بسیار ضعیف و نحیف شده بود. در آن زمان این بیماری غیر قابل علاج بود و همه از مداوایش مایوس شده بودند.
روزی دیدم ایشان بسیار سر حال، سالم و بانشاط و بدون هیچ کسالتی نزد ما آمد. همهی ما تعجب کردیم و از علت شفا یافتنش پرسیدیم.
گفت: یک روز که خون زیادی از حلقم آمد و دکترها مأیوسم کرده بودند، خدمت استادم، آقا میرزامهدی اصفهانی، رفتم و به ایشان شرح حالم را گفتم.
دو زانو نشست و با قاطعیت عجیبی به من گفت:
تو مگر سید نیستی؟ چرا از اجدادت رفع کسالت خود را نمیخواهی؟ چرا به محضر حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام نمیروی و از آن حضرت، طلب حاجت نمیکنی؟ مگر نمی دانی آنها اسمای حسنای پروردگارند؟ آیا در دعای کمیل نخواندهای که فرموده یا من اسمه دواء و ذکره شفاء؟ تو اگر مسلمان باشی، اگر سید باشی، اگر شیعه باشی، باید شفایت را همین امروز از حضرت بقیه الله، ارواحنا فداه، بگیری!
و خلاصه، آنقدر سخنان محرک و تهییج کننده به من گفت که من گریه ام گرفت و از جا بلند شدم، مثل آن که میخواهم به محضر بقیه الله عجل الله فرجه بروم.
لذا، بدون آنکه متوجه باشم، اشک میریختم و با خود زمزمه میکردم و میگفتم:
یا حجه بن الحسن العسکری ادرکنی!
و به طرف صحن مقدس حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام میرفتم.
وقتی به صحن کهنه رسیدم، آن جا را طوری دیگر دیدم. صحن بسیار خلوت بود و تنها جمعیتی که در آن دیده میشدند، چند نفری بودند که با هم میرفتند. و پیشاپیش آنان، سیدی بود که من فهمیدم، حضرت ولی عصر، عجل الله فرجه، هستند.
با خود گفتم: چون ممکن است آنها بروند و من به ایشان نرسم، خوب است که آقا را صدابزنم و از ایشان شفای مرض خود را بگیرم.
همین که این خطور از دلم گذشت، دیدم آن حضرت برگشتند و نگاهی با گوشه چشم به من کردند و عرق سردی بر بدنم نشست.
ناگهان، صحن مقدس را به حال عادی دیدم. دیگر از آن چند نفر خبری نبود و مردم به طور عادی در صحن رفت و آمد میکردند. من بهتزده شدم. در این بین متوجه شدم که آثار کسالت سل در من نیست.
به خانه برگشتم و پرهیز را شکستم و آنچنان حالم خوب شده است که هرچه میخواهم سرفه کنم، نمیتوانم و سرفهام نمیآید.
مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی، در این جا، به گریه افتادند و فرمودند:
بلی؛ این بود قضیهی آقای سید محمدباقر دامغانی. و من بعد از سالها که او را میدیدم، حالش بسیار خوب بود و حتی فربه شده بود.
@sarallah73
Neshaneha Amel Hedayat.mp3
زمان:
حجم:
62M
#سخنرانی شهادت امام صادق علیه السلام
«نشانه ها، عامل هدایت»
@sarallah73
emam sadegh(a)_88-7-221388-07-22--224 Emam Sadegh(a).mp3
زمان:
حجم:
55.9M
#سخنرانی
«شهادت امام جعفرصادق علیه السلام»
@sarallah73
emam sadegh(a)_88-7-22kharid khane Emam Sadegh(a).mp3
زمان:
حجم:
8.1M
#سخنرانی_کوتاه
سپردن خرید خانه به امام صادق علیه السلام
#هدیه_به_سادات
#آتش_زدن_خانه_امام_صادق_علیه_السلام
25 ماه شوال
شهادت امام صادق علیه السّلام در سال 148 ه’ در چنین روزی به شهادت رسیدند
شهادت آن حضرت به سبب انگور زهر آلودی بود که منصور به آن حضرت خورانید.
مدت امامت آن حضرت 34 سال و عمر شریفشان 65 سال بود.
دوران امامت آن حضرت همزمان با هفت نفر از زمامداران غاصب بود که عبارتند از:
هشام بن عبد الملک، ولید بن یزید بن عبد الملک، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیّه و سفّاح و منصور دوانیقی از بنی عباس.
فرزندان آن حضرت هفت پسر و سه دخترند:
حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام، اسماعیل، عبداللَّه، محمّد دیباج، اسحاق، علی عریضی (علی بن جعفر مدفون در قم) ، عباس، امّ فروه، اسماء، فاطمه.
منصور دوانيقي دومين طاغوت عباسي در 12 ذيحجه سال 136 هـ . ق بر مسند خلافت نشست و در ششم ذيحجه سال 158 هـ . ق از دنيا رفت، بنابراين 22 سال خلافت کرد.
سالهاي آخر عصر امامت حضرت صادق (حدود 12 سال) در عصر خلافت منصور دوانيقي بود، و سرانجام به دستور او مسموم شده و به شهادت رسيد.
منصور جنايتکار، طاغوتي بسيار خونخوار بود، براي حفظ حکومت خودمردان و برجستگان بسيار از آل علي و سادات را کشت، و دستش تا مرفق به خون عزيزان اسلام خواه، آغشته بود.
منصور چندين بار تصميم گرفت امام صادق را به قتل رساند، ولي موفق نمي شد تا سرانجام آن حضرت را مسموم نمود،
مفضل بن عمر مي گويد:
منصور دوانيقي براي فرماندار مکه و مدينه حسن بن زيد پيام داد: خانه ي جعفر بن محمد (امام صادق عليه السلام) را بسوزان، او اين دستور را اجرا کرد و خانه ي امام صادق را سوزانيد که آتش آن تا به راهرو خانه سرايت کرد، امام صادق بيرون آمد و ميان آتش گام برمي داشت و مي فرمود:
انا بن اعراق الثري، انا بن ابراهيم خليل الله.
منم فرزند اسماعيل، که فرزندانش مانند رگ و ريشه در اطراف زمين پراکنده اند، منم فرزند ابراهيم خليل خدا (که آتش نمرود بر او سرد و سلامت شد).
[اصول کافی،جلد 1،ص473.] .
سوگنامه آل محمد،محمد محمدی اشتهاردی
@sarallah73
حاجمهدی رسولی زمینه نفس المهموم.mp3
زمان:
حجم:
24.8M
مداحی
نفسُ المهموم لظلمنا تسبیح
و همّهو لنا عباده
آجرک الله بقیة الله
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
@sarallah73
قال الصادق علیه السلام:
نَفَسُ المَهمومِ لِظُلمِنا تَسبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ وَ کِتمانُ سِرّنا جِهادُ فی سَبیلِ اللهِ.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.
امام صادق علیه السلام فرمود:
نفس کسى که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست. سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت!
(شیخ مفید، الأمالی، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۸.)
@sarallah73
emam sadegh(a)_88-7-22ختم گرفتن جهت دیدار امام زمان عج.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
#سخنرانی_کوتاه
یک سال تماما ختم گرفته بود...
حضرت فرمود: نمیخواد برای دیدن من ختم بگیری و ذکر بگی و...
مثل این خانم پرهیزکار باش من خودم...
#حجاب
#تقوا
#تشرف
@sarallah73