narjes khaton_1384-09-18--35 Azmayeshat Khodavand.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
#سخنرانی_کوتاه
حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان
@sarallah73
حکمت ۱۴۵ نهج البلاغه
مولی الموحدین ، یعسوب دین ، امام العارفین ، زوج البتول ، اَب الحسنین و الزینبین ، امیرالمومنین فرمودند :
كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ .
بسا روزه دارى كه بهره اى جز گرسنگى و تشنگى از روزه دارى خود ندارد، و بسا شب زنده دارى كه از شب زنده دارى چيزى جز رنج و بى خوابى به دست نياورد خوشا خواب زيركان، و افطارشان.
فرج امام زمان ارواحنا فداه به نفس امام زمان به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها و خواهر داغدارشون
یا حسین یا حسین یا حسین
یا ابوالفضل یا ابوالفضل یا ابوالفضل
یا زهرا یا زهرا یا زهرا...
hazrat hajar Azmayeshat Khodavand.mp3
زمان:
حجم:
35.2M
#سخنرانی_کوتاه
حضرت هاجر
سعی صفا و مروه
@sarallah73
Asrar Salavat .mp3
زمان:
حجم:
9M
#سخنرانی_کوتاه
صلوات دائم
بعد متوجه میشید که قلبتون اگر صلوات نفرسته، به طور دائم میمیره
#فراق_من_از_امام_معصوم_دردمه #فقط_همین_درد
@sarallah73
ابنمسعود نقل مىکند که، دیدم على بن ابىطالب را که مشغول نماز است و در رکوع و سجودش مىگوید:
«اللهم بحق محمد عبدک، اغفر للخاطئین من شیعتى» پروردگارا، به حق بندهى مقربت محمد خطاکاران از شیعیان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا شرفیاب شدم.
ایشان را در حال نماز یافتم. دیدم که رسول خدا(ص) در نماز خود مىگوید:
«اللهم بحق على(ع) عبدک اغفر للخاطئین من امتى» خداوندا، خطاکاران از امت مرا، بحق على(ع) بندهى مقربت ببخش.
از آنچه دیده بودم، در من وحشت و تردید بزرگى ایجاد شد. وقتى نماز رسول خدا به پایان رسید، خطاب به من فرمودند: اى پسر مسعود، آیا کافر شدى بعد از آنکه ایمان آورده بودى؟
عرض کردم، ابداً چنین نیست یا رسولاللَّه، بلکه دیدم على را که خداوند را به حق شما طلب مىکرد و شما را دیدم که خدا را به حق على(ع)مىخواندید. پس تردید کردم که کدامیک از شما نزد خداى عزو جل برترید. پیامبر فرمودند:
اى پسر مسعود، بنشین. پس من در مقابل، رسول خدا(ص) نشستم.
آن حضرت فرمودند:
« خداوند من و على(ع) را از نور عظمت و بزرگى خود خلق کرد: هزار سال قبل از آنکه سایر خلائق را بیافریند. زمانى که هیچ تسبیح و تقدیسى وجود نداشت.
پس نور مرا شکافت و از نور من آسمانها و زمین را آفرید به خداى تبارک و تعالى قسم که من از آسمانها و زمین افضلم.
« و چون نور على(ع) را منتشر ساخت عرش و کرسى از نور او خلق گردید؛ به پروردگار قسم که على(ع) از عرش و کرسى افضل است.
سپس نور حسن را باز کرد و لوح و قلم از نور حسن به وجود آمد و به خدا قسم که حسن از لوح و قلم نیز افضل است.
و چون هستى را از نور حسین(ع) معطر کرد، بهشت و حوریان زیباروى از نور او پدیدار گشتند؛ واللَّه حسین از بهشت و حورالعین افضل است.
سپس همهى هستى از شرق تا به غرب تاریک ماند. ملائکه بر پروردگار از آن همه تاریکى و ظلمت شکایت کردند و خواستند که پروردگار تاریکى را از ایشان برطرف کند.
پروردگار در اجابت خواستهى آنان کلمهاى فرمود، از آن کلمه روحى خلق گردید، سپس کلمهاى دیگر فرمود و از آن کلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد.
همهى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد.
آن روح آمیخته به نور خلق شده از لطف پروردگار کسى نیست، جز فاطمه زهرا و به همین دلیل او را زهرا نامیدند زیرا نورش آسمانها را روشن ساخت.
در ادامهى این روایت پیامبر می فرمایند:
اى پسر مسعود، چون روز قیامت فرارسد، پروردگار به من و على مىفرماید:
هرکس را که مىخواهید به بهشت داخل کنید و به جهنم بفرستید هرکس را که مىخواهید. و این قول پروردگار در قرآن مجید است که (القیا فى جهنم کل کفار عنید)
هر کافر متکبر لجوج را به جهنم افکنید پس کافر کسى است که از نبوت من سرپیچى کند و عنید کسى است که از ولایت على بن ابىطالب علیهالسلام و عترتش و محبت کردن به شیعیان و دوستانش سر باززند.
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفرید، و آسمان و زمین را از نور پیامبر اکرم و عرش و کرسى را از نور على و لوح و قلم را از نور حسن و حورالعین را از نور حسین آفرید. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاریکى بود. فرشتگان از این ظلمت به خدا شکایت کردند و خدا را به این انوار قسم دادند که ظلمت را بردارد.
این بود که خداوند روح و نور فاطمه را آفرید، و مشرق و مغرب آفرینش روشن شد.
@sarallah73
سوره سبا آیه 18
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ
ترجمه:
و ميان آنها و شهرهايى كه بركت داده بوديم، آباديهاى آشكارى قرار داديم و سفر در ميان آنها را بهطور متناسب مقرّر داشتيم، شبها و روزها در اين آباديها با ايمنى [كامل] سفر كنيد
تفسیر:
شعیببنانس به نقل از عدّهای از اصحاب امام صادق میگوید: نزد امام صادق بودم که ابوحنیفه وارد شد و بر امام صادق سلام کرد. ... امام فرمود:ـ «تو فقیه اهل عراق هستی»؟ عرض کرد: «بلی». حضرت فرمود: «برای ایشان با چه مدرکی فتوی میدهی»؟ عرض کرد: «با کتاب خدا و سنّت پیامبرش ». حضرت فرمود: «ای ابو حنیفه، به کتاب خدا آگاه و عالم هستی، آن طور که باید آگاه باشی؟ آیا آگاه و واقف میباشی، یا ناسخ و منسوخش را میدانی»؟ عرض کرد: «بلی». حضرت فرمود: «ای ابوحنیفه، ادّعای علم نمودی، وای بر تو! خداوند متعال این علم را فقط در بین اهل قرآن که آن را بر ایشان نازل کرده قرار داده. وای بر تو! این علم صرفاً نزد افراد خاص از ذریّه پیامبر بوده و از آن یک حرف هم خدا به تو تعلیم نفرموده، و اگر آن طور که ادّعا میکنی هستی، که نیستی، مرا از فرموده حق عزّوجلّ: سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ خبر ده که این دهها و شهرها در کدام نقطه زمین بودند»؟ ابو حنیفه گفت: «تصور میکنم بین مکّه و مدینه بودند». امام به اصحابش نگریست و فرمود: «شما میدانید که در بین مدینه و مکّه راه امن نبوده و قُطّاع الطّریق در اینجا راه را بر مسافرین میبستند و اموالشان را به یغما میبردند و آنها هیچ بر نفوس خود اطمینانی نداشته و چه بسا که کشته میشدند، پس مقصود حق عزّوجلّ این ده و شهرها نمیباشد». اصحاب عرض کردند: «بلی همین طور است که شما میفرمایید». ابوحنیفه ساکت شد. پس از آن، حضرت فرمود: «ای ابوحنیفه، مرا از فرمودهی حق عزّوجلّ: هرکس داخل آن [خانهی خدا] شود در امان خواهد بود. (آل عمران/۹۷) خبر ده که این مکان کدام جای زمین میباشد»؟ ابوحنیفه گفت: «مراد کعبه است». امام فرمود: «آیا میدانی حجّاجبنیوسف در کعبه منجنیق قرار داد و ابن زبیر را کشت؟ پس چطور ابن زبیر در امان قرار نگرفت»؟ ابو حنیفه ساکت شد ... ابوبکر حضرمی گفت: «فدایت شوم! جواب آن دو سؤال چیست»؟ فرمود: «ای ابوبکر! سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ این (سفر ایمن) همراه قائم ما اهل بیت صورت میگیرد و امّا این کلام او: هرکس داخل آن [خانهی خدا] شود در امان خواهد بود. کسی است که با او قائم ما بیعت کند و با او داخل کعبه شود و دست روی دست او بگذارد و در شمار اصحاب او داخل شود، [آن شخص] ایمن است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۳۳۴ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۲۱۴/ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۲۳۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۶۰
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
#آیات_قرآن_ولایت
#آیات_قرآن_تفسیربه_رای
@baghimandeekhoda
@sarallah73
امام مهدى عليه السلام در نامه اى از آن حضرت به شيخ مفيد :
هريك از شما بايد كارى كند كه به محبّت ما نزديك شود و از كارى كه او را به نفرت و خشم ما نزديك مى سازد دورى كند؛ زيرا كه قضيه [ظهور] ما ناگهانى و بى خبر اتفاق مى افتد به طورى كه ديگر نه توبه اى به حالش سودمند مى افتد و نه پشيمانى از گناه، از كيفر ما مى رهاندش.
الاحتجاج : جلد 2 صفحه 599
@sarallah73
امام رضا علیه السلام:
بأبی و أمّی سمیّ جدّی، صلیاللّه علیه و آله، و شبیهی و شبیه موسی بن عمران، علیهالسلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس.
امام رضا علیه السلام:
پدر و مادرم به فدای او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسی بن عمران است. بر او نوارهای نورانی است که از پرتو نور قدس روشنایی میگیرد.
#کمال الدین و تمام النعمة
@sarallah73
98.4.14 ولادت امام رضا علیه السلام .mp3
زمان:
حجم:
71.7M
#سخنراني
ولادت امام رضا علیه السلام
@sarallah73
#تشرف یکی از روضه خوانهای امام حسین علیه السلام
حدود هشتاد سال پیش برای یکی از علمای اصفهان که از سادات خیلی اصیل هم هستند تشرفی پیش آمده بود که خیلی جالب است.
ايشان جوان بوده و سوار الاغ مى شده و اطراف اصفهان تبلیغ مى رفته و روضه مى خوانده است. دهه اول محرم بوده، به يكى از روستاهای اطراف مى رود و منبرش را می رود. آن روز برف سنگينى مى آمده است.
وقتى اين روضه تمام مى شود بايد به يك روستای ديگر با فاصله مثلاً يك فرسخ برود. سوار الاغ که مى شود برود، يكى از اهالى اين آبادى مى آيد و مى گويد:« آقا سيد تو راه گرگ و حيوانات درنده هستند مى خواهید يكى، دو نفر همراهتان بفرستيم؟
ايشان مى گويد: مى روم مشكلى نداره» و قبول نمی کند همراهی بیاید.
نقل می کند عباى زمستانيم را به سر كشيدم و سوار بر الاغ شدم و رفتم. برف سنگينى مى آمد. برف سنگينى هم به زمين نشسته بود. مى گويد مقدارى كه آمدم احساس کردم، گويا يك سوارِ ديگر از پشت سر من، دارد مى آيد.
منتهى از بس برف سنگين بود، حوصله نكردم سرم را بیرون بیاورم و ببينم کیست. حدس زدم یه نفر از روستا آخرش آمده مراقب من باشد.
بعد آن آقا كه پشت سر من مى آمد گفت:« آ سيد مصطفى سلامٌ عليكم».
گفتم:« سلام عليكم» .
گفت: «مسئلةٌ»(یعنی سوالی داشتم؟)
گفتم:« بفرماييد».
گفت:« آيا در روز عاشورا دشمن بر جسد حضرت سيدالشهداء اسب تاخت؟
گفتم:« بله من در تاريخ خوانده ام كه چنین کاری کرده اند.
آن آقا گفتند:« و اسب ها هم بر بدن رفتند؟»
گفتم: «بله در تاريخ هست كه اسب ها هم بر بدن رفتند.»
مدتى گذشت و يك خورده جلوتر آمديم. بازآن آقا گفتند:« آسيد مصطفى! آيا متوكل عباسی خواست قبر حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) را، منهدم كند؟»
گفتم: بله سعى كرد كه از بين ببرد».
گفت:« گاوها را فرستاد كه قبر را شخم بزنند و مساوى كنند؟»
گفتم:« من در تاريخ خوانده ام كه فرستادند اما گاوها نرفتند».
گفت« چطور؟ اسب كه حيوان نجيب و خوش فهمى است و در عالم خودش بيش از گاو متوجه می شود، اما بر جسد و بدن مبارك حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) رفت ولى آن گاوها حتى بر قبر مطهر هم نرفتند و شخم نزدنند و قبر را از بين نبرند؟!»
آقا سید می گوید من به فکر رفتم که عجب سوالى شد! اين از محدوده توانائى فکری اين آبادى و اين منطقه بيرون است! داشتم به جوابش هم فكر مى كردم. گويا حس كردم از همان پشت سر نورى به دلم افتاد و جوابی برای این سوال به نظرم آمد.
گفتم:« البته اين قضيه يك جوابى دارد».
گفتند:« چى هست؟»
گفتم:« روز عاشورا حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) خواسته بودند كه هر چه دارند را براى خدا بدهند حتى اين يك مشت استخوان را گذاشتند وسط و خودشان اجازه دادند و خودشان خواسته بودند كه اسب بر بدن مبارکشان برود. خود حضرت خواستند هر چه داشتند را در راه خدا داده باشند.
اما در جريان متوكل، اينها مى خواستند آثار حضرت را از بين ببرند.
نظر امام حسین (علیه السلام) بر از بين رفتن آثارشان نبود، از اول خود حضرت مى خواستند، آثارشان محفوظ بماند تا مردم به اين وسيله بهره ببرند و مقرّب به خدا شوند».
آن آقا كه پشت سر بود، فرمود:« درست است.»
آقا سید مصطفی می گوید: بعد پشت سرم را نگاه كردم ديدم هيچ كسى نيست حتى جاى پائى غير از همين مسيرى كه من آمده ام، نيست...
@sarallah73
استفاده از رسانه Doaye Faraj(2).mp3
زمان:
حجم:
8M
#سخنرانی_کوتاه
وقتی آدمی از امامش دور یا غافل هست به هر فساد و تباهی نزدیکه
#دعای_فرج_واقعی
#شناخت_امام_زمان_عج
@sarallah73