eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
468 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
سوره سبا آیه 18 وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ ترجمه: و ميان آن‌ها و شهرهايى كه بركت داده بوديم، آبادي‌هاى آشكارى قرار داديم و سفر در ميان آن‌ها را به‌طور متناسب مقرّر داشتيم، شب‌ها و روزها در اين آبادي‌ها با ايمنى [كامل] سفر كنيد تفسیر: شعیب‌بن‌انس به نقل از عدّه‌ای از اصحاب امام صادق می‌گوید: نزد امام صادق بودم که ابوحنیفه وارد شد و بر امام صادق سلام کرد. ... امام فرمود:ـ «تو فقیه اهل عراق هستی»؟ عرض کرد: «بلی». حضرت فرمود: «برای ایشان با چه مدرکی فتوی می‌دهی»؟ عرض کرد: «با کتاب خدا و سنّت پیامبرش ». حضرت فرمود: «ای ابو حنیفه، به کتاب خدا آگاه و عالم هستی، آن طور که باید آگاه باشی؟ آیا آگاه و واقف می‌باشی، یا ناسخ و منسوخش را می‌دانی»؟ عرض کرد: «بلی». حضرت فرمود: «ای ابوحنیفه، ادّعای علم نمودی، وای بر تو! خداوند متعال این علم را فقط در بین اهل قرآن که آن را بر ایشان نازل کرده قرار داده. وای بر تو! این علم صرفاً نزد افراد خاص از ذریّه پیامبر بوده و از آن یک حرف هم خدا به تو تعلیم نفرموده، و اگر آن طور که ادّعا می‌کنی هستی، که نیستی، مرا از فرموده حق عزّوجلّ: سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ خبر ده که این ده‌ها و شهرها در کدام نقطه زمین بودند»؟ ابو حنیفه گفت: «تصور می‌کنم بین مکّه و مدینه بودند». امام به اصحابش نگریست و فرمود: «شما می‌دانید که در بین مدینه و مکّه راه امن نبوده و قُطّاع الطّریق در اینجا راه را بر مسافرین می‌بستند و اموالشان را به یغما می‌بردند و آن‌ها هیچ بر نفوس خود اطمینانی نداشته و چه بسا که کشته می‌شدند، پس مقصود حق عزّوجلّ این ده و شهرها نمی‌باشد». اصحاب عرض کردند: «بلی همین طور است که شما می‌فرمایید». ابوحنیفه ساکت شد. پس از آن، حضرت فرمود: «ای ابوحنیفه، مرا از فرموده‌ی حق عزّوجلّ: هرکس داخل آن [خانه‌ی خدا] شود در امان خواهد بود. (آل عمران/۹۷) خبر ده که این مکان کدام جای زمین می‌باشد»؟ ابوحنیفه گفت: «مراد کعبه است». امام فرمود: «آیا می‌دانی حجّاج‌بن‌یوسف در کعبه منجنیق قرار داد و ابن زبیر را کشت؟ پس چطور ابن زبیر در امان قرار نگرفت»؟ ابو حنیفه ساکت شد ... ابوبکر حضرمی گفت: «فدایت شوم! جواب آن دو سؤال چیست»؟ فرمود: «ای ابوبکر! سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ این (سفر ایمن) همراه قائم ما اهل بیت صورت می‌گیرد و امّا این کلام او: هرکس داخل آن [خانه‌ی خدا] شود در امان خواهد بود. کسی است که با او قائم ما بیعت کند و با او داخل کعبه شود و دست روی دست او بگذارد و در شمار اصحاب او داخل شود، [آن شخص] ایمن است». تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۳۳۴ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۲۱۴/ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۲۳۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۶۰ @baghimandeekhoda @sarallah73
امام مهدى عليه السلام در نامه اى از آن حضرت به شيخ مفيد : هريك از شما بايد كارى كند كه به محبّت ما نزديك شود و از كارى كه او را به نفرت و خشم ما نزديك مى سازد دورى كند؛ زيرا كه قضيه [ظهور] ما ناگهانى و بى خبر اتفاق مى افتد به طورى كه ديگر نه توبه اى به حالش سودمند مى افتد و نه پشيمانى از گناه، از كيفر ما مى رهاندش. الاحتجاج : جلد 2 صفحه 599 @sarallah73
امام رضا علیه السلام: بأبی و أمّی سمیّ جدّی، صلی‏اللّه‏ علیه و آله، و شبیهی و شبیه موسی بن عمران، علیه‏السلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس. امام رضا علیه السلام: پدر و مادرم به فدای او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسی بن عمران است. بر او نوارهای نورانی است که از پرتو نور قدس روشنایی می‏گیرد. الدین و تمام النعمة @sarallah73
یکی از روضه خوانهای امام حسین علیه السلام حدود هشتاد سال پیش برای یکی از علمای اصفهان که از سادات خیلی اصیل هم هستند تشرفی پیش آمده بود که خیلی جالب است. ايشان جوان بوده و سوار الاغ مى‏ شده و اطراف اصفهان تبلیغ مى‏ رفته و روضه مى ‏خوانده است. دهه اول محرم بوده، به يكى از روستاهای اطراف مى‏ رود و منبرش را می رود. آن روز برف سنگينى مى ‏آمده است. وقتى اين روضه تمام مى ‏شود بايد به يك روستای ديگر با فاصله مثلاً يك فرسخ برود. سوار الاغ که مى ‏شود برود، يكى از اهالى اين آبادى مى ‏آيد و مى ‏گويد:« آقا سيد تو راه گرگ و حيوانات درنده هستند مى ‏خواهید يكى، دو نفر همراهتان بفرستيم؟ ايشان مى‏ گويد: مى‏ روم مشكلى نداره» و قبول نمی کند همراهی بیاید. نقل می کند عباى زمستانيم را به سر كشيدم و سوار بر الاغ شدم و رفتم. برف سنگينى مى‏ آمد. برف سنگينى هم به زمين نشسته بود. مى‏ گويد مقدارى كه آمدم احساس کردم، گويا يك سوارِ ديگر از پشت سر من، دارد مى‏ آيد. منتهى از بس برف سنگين بود، حوصله نكردم سرم را بیرون بیاورم و ببينم کیست. حدس زدم یه نفر از روستا آخرش آمده مراقب من باشد. بعد آن آقا كه پشت سر من مى ‏آمد گفت:« آ سيد مصطفى سلامٌ عليكم». گفتم:« سلام عليكم» . گفت: «مسئلةٌ»(یعنی سوالی داشتم؟) گفتم:« بفرماييد». گفت:« آيا در روز عاشورا دشمن بر جسد حضرت سيدالشهداء اسب تاخت؟ گفتم:« بله من در تاريخ خوانده‏ ام كه چنین کاری کرده اند. آن آقا گفتند:« و اسب ها هم بر بدن رفتند؟» گفتم: «بله در تاريخ هست كه اسب ها هم بر بدن رفتند.» مدتى گذشت و يك خورده جلوتر آمديم. بازآن آقا گفتند:« آسيد مصطفى! آيا متوكل عباسی خواست قبر حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) را، منهدم كند؟» گفتم: بله سعى كرد كه از بين ببرد». گفت:« گاوها را فرستاد كه قبر را شخم بزنند و مساوى كنند؟» گفتم:« من در تاريخ خوانده‏ ام كه فرستادند اما گاوها نرفتند». گفت« چطور؟ اسب كه حيوان نجيب و خوش فهمى است و در عالم خودش بيش از گاو متوجه می شود، اما بر جسد و بدن مبارك حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) رفت ولى آن گاوها حتى بر قبر مطهر هم نرفتند و شخم نزدنند و قبر را از بين نبرند؟!» آقا سید می گوید من به فکر رفتم که عجب سوالى شد! اين از محدوده توانائى فکری اين آبادى و اين منطقه بيرون است! داشتم به جوابش هم فكر مى‏ كردم. گويا حس كردم از همان پشت سر نورى به دلم افتاد و جوابی برای این سوال به نظرم آمد. گفتم:« البته اين قضيه يك جوابى دارد». گفتند:« چى هست؟» گفتم:« روز عاشورا حضرت سيد الشهداء (عليه ‏السلام) خواسته بودند كه هر چه دارند را براى خدا بدهند حتى اين يك مشت استخوان را گذاشتند وسط و خودشان اجازه دادند و خودشان خواسته بودند كه اسب بر بدن مبارکشان برود. خود حضرت خواستند هر چه داشتند را در راه خدا داده باشند. اما در جريان متوكل، اينها مى‏ خواستند آثار حضرت را از بين ببرند. نظر امام حسین (علیه السلام) بر از بين رفتن آثارشان نبود، از اول خود حضرت مى‏ خواستند، آثارشان محفوظ بماند تا مردم به اين وسيله بهره ببرند و مقرّب به خدا شوند». آن آقا كه پشت سر بود، فرمود:« درست است.» آقا سید مصطفی می گوید: بعد پشت سرم را نگاه كردم ديدم هيچ كسى نيست حتى جاى پائى غير از همين مسيرى كه من آمده‏ ام، نيست... @sarallah73
علامه میرجهانی رضوان الله علیه در سرداب مطهر و تصحیح دعای ندبه! ایشان فرمودند: شب جمعه ای، در حرم مطهر عسکریین سلام الله علیهما بسیار دعا کرده و زیارت و تشرف خدمت مولایم حضرت صاحب الامر روحی فداه را خواستار شدم، پس از خواندن نماز صبح به سرداب مقدس مشرف شدم و چون هنوز آفتاب نزده و هوا تاریک بود، شمعی در دست گرفته از پله های سرداب پایین میرفتم. وقتی به عرصه سرداب رسیدم آنجا بدون چراغ روشن بود و آقای بزرگواری نزدیک صفه مخصوص نشسته و مشغول ذکر گفتن بودند، از جلوی ایشان گذشتم، سلام کردم و در جلوی صفّه ایستادم و زیارت آل یاسین را خواندم سپس همانجا ایستاده و نماز زیارت خواندم در حالیکه مقدم بر ایشان بودم؛ پس از نماز شروع به خواندن دعای ندبه کردم و چون رسیدم به جمله: و "عرجت بروحه" الی سمائک آن بزرگوار فرمودند: «این جمله از ما نرسیده»، بگویید:و "عرجت به" الی سمائک، سپس فرمودند: «در نماز تقدم بر امام معصوم جایز نیست.» دعا را تمام کردم و ناگهان متوجه این آیات و بیانات شدم. ۱. روشن بودن سرداب بدون چراغ. ۲. اصلاح جمله ی دعای ندبه که گفتند از ما نرسیده! ۳. تذکر اینکه چرا در نماز بر امام مقدم شده ای! فهمیدم به چه توفیقی دست یافتم و به درخواست خود رسیده ام؛ فورا سر از سجده برداشتم که دیدم سرداب تاریک است و هیچ کس در آنجا نیست. - پرواز در ملکوت ص١٣۶ @sarallah73
سوره سبا آیه 28 وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ترجمه: و ما تو را جز براى همه‌ی مردم نفرستاديم تا بشارت دهى و بترسانى؛ ولى بيشتر مردم نمى‌دانند تفسیر: عبداللَّه‌بن‌بکر ارجانی گفت: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم در سفری از مدینه به مکّه ... عرض کردم: «فدایتان شوم! آیا امام هرچه که بین مشرق و مغرب است را می‌بیند»؟ فرمود: «اگر آنها را نبیند و در میانشان حکم نکند، چگونه می تواند حجّت بر هرچه بین مشرق و مغرب است باشد؟ و چگونه می تواند بر مردمی که از دیده او پنهانند و نه او بر آن ها و نه آنها بر او قدرت دارند، حجت باشد؟ چگونه سفیر از جانب خدا و شاهد و گواه بر خلق باشد، با اینکه آنها را نمی‌بیند؟ و چگونه حجّت بر آنهاست، با اینکه از نظر آنها پنهان است و بین آنها و او در اینکه فرمان پروردگار را در میان آنها بر پادارد، فاصله است؟ درحالی‌که خداوند می فرماید: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا کَافَّةً لِلنَّاسِ، منظور تمام مردم زمین هستند. و حجت پس از ایشان جانشین او خواهد بود و هم او راهنما در اختلافات امت است و مؤدّی حقوق مردم است و امر خدا را به پا می دارد و داد یکی را از دیگری می‌ستاند. اگر به همراه آنها نباشد، چه کسی امر خدا را میان آنها اجرا کند؟ در حالی که خداوند می‌فرماید: به‌زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آن‌ها نشان می‌دهیم. (فصلت/۵۳) کدام نشانه‌ای در آفاق جز ما هست که خدا به اهل زمین نشان دهد؟ منبع: تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۳۵۲ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۳۷۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۸۴۳ @baghimandeekhoda @sarallah73