حركت كاروان اسرا از كربلا
عمر سعد ملعون روز يازدهم تا وقت ظهر در كربلا ماند، و بر كشتگان سپاه خود نماز گذارد و آنان را به خاك سپرد. وقتى روز از نيمه گذشت فرمان داد تا دختران پيامبر (صلى الله عليه و آله ) را بر شتران بى جهاز سوار كردند و سيد سجاد (عليه السلام ) را نيز با غل جامعه بر شتر سوار كردند. هنگامى كه آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارك امام حسين (عليه السلام ) افتاد لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صيحه و ندبه برداشتند؟
تشكيل مجلس ابن زياد
روز يازدهم عمر سعد به كوفه آمد. ابن زياد اذن عمومى داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس راءس مطهر امام حسين (عليه السلام ) را نزد او گذاشتند و او نگاه مى كرد و تبسم مى نمود و با چوبى كه در دست داشت جسارت مى نمود.
@sarallah73
14darvazee kofe.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
روضه
يَا هِلَالاً لَمَّا استتمَّ كَمالاً
غَالَهُ خَسْفُهُ فَأبدي غروباً
#زینب_کبری
#دروازه_کوفه
@sarallah73
ورود اهل بيت (عليهم السلام ) به كوفه
روز دوازدهم روز ورود اهل بيت (عليهم السلام ) با حالت اسارت به كوفه است
در اين روز ابن زياد فرمان داد كه احدى حق ندارد با اسلحه از خانه بيرون آيد، و ده هزار سوار و پياده بر تمام كوچه ها و بازار موكل گردانيد، كه احدى از شيعيان امير المؤ منين (عليه السلام ) حركتى نكند. سپس فرمان داد سرهايى را كه در كوفه بود برگردانند و در پيش روى اهل بيت (عليهم السلام ) حركت دهند، و با هم وارد شهر كرده در كوى و بازار بگردانند.
مردم با ديدن حالت زار ذريه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و سرهاى بر نيزه و بانوان و مخدرات در هودجهاى بدون پوشش ، صدا به گريه بلند نمودند. زينب كبرى ، ام كلثوم ، فاطمه بنت الحسين و امام زين العابدين (عليهم السلام ) به ترتيب با جگرهاى سوزان و قلوب دردناك ايراد خطبه نمودند، كه عده اى از لشكر با ديدن اين اوضاع از كرده خود پشيمان شدند، اما هنگامى كه خيلى دير شده بود!!
@sarallah73
Unknown Artistتسلیم خدابودن(همراهی باقافله).mp3
زمان:
حجم:
32.4M
سخنرانی تسلیم خدابودن
(همراهی باقافله)
ghoran Khodavand Haman Manshae Asar Ast.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
#سخنرانی_کوتاه
#فهم_قرآن
نگرانی ما از خودِ ما همچنان کمه، از دیگران خیلی زیاده!...
#روضه
@sarallah73
hosne zan_88-6-26قسمتی از حسن ظن.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
#سخنرانی_کوتاه
قسمت پایانی سخنرانی حسن ظن
@sarallah73
سوره یس آیات ۱ و ۲
یس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ
ترجمه:
یس سوگند به قرآن حكيم
تفسیر:
ریّانبنصلت گوید: امام رضا علیه السلام در مرو در مجلس مأمون حاضر شد، در مجلس او جمعی از دانشمندان عراق و خراسان جمع بودند؛ مأمون رو به آنها گفت: «مرا از تفسیر این آیه از کلام خدای عزّوجلّ: یس* وَ الْقُرْآنِ الحَکِیمِ* إِنَّکَ لَمِنَ المُرْسَلِینَ* عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (یس/۴۱) خبر دهید که مقصود از یس کیست»؟
علماء گفتند: «مقصود از آن محمّد است و کسی در آن شک ندارد». امام رضا فرمود:
«پس خدا به محمّد و آل محمّد فضلی داده که احدی به کنه آن نمیرسد مگر با عقلش؛ و این برای آن است که خدا بر کسی سلام نداده جز به پیغمبران و فرموده است: سلام بر نوح در عالمیان. (صافات/۷۹)
و فرمود: سلام بر ابراهیم. (صافات/۱۰۹) و سلام بر موسی و هرون. (صافات/۱۲۰)
و نفرمود: سلام بر آل نوح و سلام بر آل موسی و بر آل ابراهیم
ولی فرمود: سَلَامٌ عَلَی آلِ یس یعنی آل محمّد ».
تفسیر
ابوایوب مخزومی از حضرت باقر علیه السلام نقل میکند که آن حضرت اسامی امامان دوازدهگانه را بیان فرمود، تا به آخرین آنها که رسید فرمود: «دوازدهمین آنان کسی است که عیسیبنمریم (پشت سرش نماز میخواند و این در سال یس وَ الْقُرْآنِ الحَکِیمِ است.
منبع:
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۴۸۸ نورالثقلین
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۴۸۶ بحار الأنوار، ج۸۹، ص۳۸۴/ الأمالی للصدوق، ص۵۲۹
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
@baghimandeekhoda
@sarallah73
از حضرت زینالعابدین علیه السلام روایت شده که میفرمایند: "پدرم در روز عاشورا مرا به سینه ی خویش چسبانید و در حالی که از زخمهایشان خون، فوران میکرد، فرمود: ای فرزند عزیزم! دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از جبرییل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد میشود و پیشآمدهای عظیمی که رخ میدهد آنرا بخواند."
سپس فرمود: بخوان:
بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْحَکیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی؛ به نیابت از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام:
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
@sarallah73
Unknown Artistnamaz. Rooz-e-mobaheleh.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
#سخنرانی_کوتاه
#وَسَعَىٰ لَهَا سَعْيَهَا...
نماز که سوال جوابش هزار سال طول میکشه...
#کار_شما_در_دنیا_تمام_شده...
@sarallah73
#حضرت_جون
#مقتل #بیستم_محرم
🗓۲۰ محرّم
دفن بدن جُون در کربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جُوْن، غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند، در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطّر بود و سپس او را دفن کردند. (1)
جُون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید.
هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند، این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکّه و از مکه به کربلا آمد.
هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدّت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست.
حضرت فرمودند :
در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.
جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت :
ای پسر رسول خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم، حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم ؟
جون با خود فکر کرد :
من کجا و این خاندان کجا ؟!
لذا عرضه داشت :
آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا ابا عبدالله، لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.
جون می گفت و گریه می کرد به حدّی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.
با آنکه جون پیرمردی 90 ساله بود، ولی بچّه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند.
هر یک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم نا پاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند.
هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمود :
«اللّهُمَّ بَیِّض وَجهَهُ وَ طَیِّب رِیحَهُ وَ احشُرهُ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام : بار الها، رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام محشورش نما.
از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید.
چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منوّر و بویش معطّر بود. (2)
📚 منابع :
1. بحار الأنوار : ج 45، ص 22، 71. و ... .
2. وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیه السلام : ص 115.
@sarallah73
#تشرف
حجةالاسلام مرحوم سید محمد گلپایگانی فرزند آیت الله سید جمال گلپایگانی رحمة الله علیهما فرمودند: پس از فوت پدرم شبی در خواب دیدم حضورشان مشرف و ایشان در اتاق مفروش به زیلو و فاقد اثاث نشسته اند. گفتم: پدر! اگر خبری نیست ما هم بدنبال کارمان برویم، وضع طلبگی در گذشته و حال، همین است که به چشم می خورد!!! فرمود: پسر حرف نزن! هم اکنون حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تشریف می آورند.
آنگاه پدرم از جا برخاست. متوجه شدم محبوب کل عالم، تشریف آوردند، پس از عرض سلام وجواب، حضرت، قبل از اینکه من حرفی بزنم فرمود: سید محمد، مقام پدرت این حجره محقر نیست، بلکه مقامش آنجاست. بر اثر اشاره دست حضرت نگاه کردم قصری باشکوه و ساختمانی با عظمت که «یدرک و لا یوصف» است، دیدم و خوشحال گردیدم. عرض کردم: "یابن رسول الله آیا وقت ظهور موفور السرور رسیده است تا دیدگان همه به جمال و حضور و ظهورت روشن شود؟"
فرمود: «لم تبق من العلامات الا المحتومات و ربما اوقعت فی مدة قلیلة فعلیکم بدعاء الفرج»
«از علائم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و شاید آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندند و برای فرج من دعا کنید.»
-شیفتگان حضرت مهدی علیهالسلام ص١٨۴
@sarallah73