هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
Unknown Artist1386-07-19--121 29 Mahe Ramezan.mp3
زمان:
حجم:
33.4M
#سخنرانی
آخر ماه مبارک رمضان
@sarallah73
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
معلی بن خنیس گوید: در روز نوروز بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، ایشان فرمودند که آیا این روز را می شناسی؟
عرض کردم: فدایت گردم این روز، روزی است که غیر عربها (ایرانیان) آن را گرامی داشته و به یکدیگر هدیه می دهند، امام صادق، علیه السلام، فرمودند: قسم به خانه عتیقی که در مکه هست این (تعظیم و هدیه دادن) ریشه طولانی و قدیمی دارد و برای تو آن را توضیح می دهم تا از آن مطلع شوی، گفتم: ای آقای من چنانچه این مطلب را از تو بیاموزم برای من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است. حضرت فرمود: ای معلی! نوروز، روزی است که خداوند در آن از بندگان خویش میثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به فرستادگان و پیامبرانش و نیز ائمه هدی ایمان بیاورند. نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و باد در آن وزیدن گرفت و در آن روز درخشندگی زمین خلق شد. نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی کناره گرفت و نوروز روزی است که افرادی که از خانه های خود خارج شده و به آزمایش الهی از دنیا رفتند، مجددا به دنیا بازگشتند. در این نوروز است که جبرئیل بر پیامبر اکرم، صل الله علیه وآله، نازل شد و درست در همین روز است که پیامبر اسلام، حضرت علی را بر شانه خود گذاشت تا او بتهای قریش را از بیت الحرام پایین کشید و آنها را درهم شکست.
نوروز روزی است که پیامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولایت مؤمنان با حضرت علی علیه السلام بیعت کنند و در همین نوروز بود که پیامبر، صل الله علیه وآله، علی، علیه السلام، را به سوی جنیان فرستاد برای او از آنان یعت بگیرد. نوروز روزی است که برای حضرت علی بیعت مجدد گرفته شد و نوروز روزی است که حضرت علی، علیه السلام، بر اهل نهروان پیروز شد و ذوالثدیه را کشت و نوروز روزی است که قائم ما در آن روز ظاهر می گردد و بالاخره نوروز روزی است که قائم ما در این روز بر دجال پیروز می شود و او را بر زباله دان کوفه آویزان می کند و هیچ نوروزی نیست مگر آنکه ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت، عجل الله تعالی فرجه الشریف، را داریم چرا که این روز، از روزهای ما و شیعیان ما است که عجم (ایرانیان) آنرا گرامی دشته ولی شما آنرا ضایع نمودید ...
@sarallah73
بسم الله الرحمن الرحیم ، با سلام خدمت دوستان عزیز، ضمن تبریک سال جدید و عید سعید فطر ، با توجه به شرایطِ تنها مملکتی که مشهور به مملکت امام زمان است ، از همه ی عزیزان درخواست داریم به نیت فرج مولا و صاحب تنهایمان ، و برای شفای دردهای بی درمان امام زمانمان به نیابت از همه ی دوستانشان از قمر بنی هاشم عاجزانه درخواست کنیم که ای مولای بیدستی که دستگیر عالمی ، شما دعا کنید خدا فرج امام زمانمان را الساعه برساند
ماه رمضان رفت ولی یار نیامد
آن شمع دل افروز شب تار نیامد
صد روز دگر مانده که با ناله بگوییم
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
دست از جنگ کشیدند و به من میخندند
تو که باشی به بَرَم باز دلم گرم تر است
نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی؟
چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است
پیش ِ من با سر مُنشَق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است
علقمه پر شده از عطر ِ گل ِ یاس، بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر است؟!
خواهر از هلهله کردن بدنش میلرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است
تیر باران که شدی یادِ حسن افتادم
دستت افتاده ز تن، فرق تو شق القمر است
وعده ی ما به نوک نیزه به هر شهر و دیار
که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است
فرج امام زمان ارواحنا فداه به نفس امام زمان به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها و خواهر داغدارشون
یا حسین یا حسین یا حسین
یا ابوالفضل یا ابوالفضل یا ابوالفضل
یا زهرا یا زهرا یا زهرا...
در بغل کشیدن سیّد بحرالعلوم توسّط امام زمان علیهالسلام
عالم بزرگوار آخوند ملا زین العابدین سلماسی می گوید: «در مجلس پرفایده سیّد بحر العلوم حاضر بودم که شخصی از ایشان سؤال کرد از مکان دیدار روی نورانی امام عصر(ع) در غیبت کبری.
در دست علاّمه بحرالعلوم قلیان بود و مشغول کشیدن بود. از سؤال آن شخص ساکت شد و سر را به زیر انداخت و خود را مخاطب کرد و آهسته چیزی فرمود و من می شنیدم که می گفت: «چه بگویم در جواب او در حالی که آن حضرت مرا در بغل کشید و به سینه خود چسبانید در حالی که آورده اند که اگر کسی حضرت را مشاهده نمود ردّ نماید و کسی را مطلع نکند.» و این سخن را چند مرتبه تکرار کرد.
سپس در جواب سؤال کننده فرمود: «از امامان معصوم(ع) روایت شده که کسی که ادّعای دیدن امام زمان (ع) را بکند ردّ شده است.»
و به همین دو کلمه قناعت کرده و به آن چیزی که می فرموده اشاره ای نکرد.»
همچنین مرحوم میرزا ابوالقاسم قمی می گوید: «من با علاّمه بحرالعلوم به درس آقا باقر بهبهانی می رفتیم و با او درسها را مباحثه می کردیم و غالباً من درسها را برای سیّد بحرالعلوم تقریر می نمودم، تا اینکه من به ایران آمدم.
پس از مدّتی بین علماء و دانشمندان شیعه، سیّد بحرالعلوم به عظمت و علم معروف شد.
من تعجّب می کردم و با خود می گفتم: «او که این استعداد را نداشت، چطور به این عظمت رسید؟!»
تا آنکه موفّق به زیارت عتبات عالیات عراق شدم. در نجف اشرف سیّد بحرالعلوم را دیدم. در آن مجلس مسأله ای عنوان شد، دیدم جدّاً او دریای موّاجی است که باید حقیقتاً او را بحرالعلوم نامید.
روزی در خلوت از او سؤال کردم: «آقا! ما که با هم بودیم، آن وقتها شما این مرتبه از استعداد و علم را نداشتید بلکه از من در درسها استفاده می کردید، حالا بحمداللّه می بینیم، در علم و دانش فوق العاده اید.»
ایشان فرمود: «میرزا ابوالقاسم! جواب سؤال شما از اسرار است! ولی به تو می گویم، امّا از تو تقاضا دارم، که تا من زنده ام، به کسی نگوئید.»
من قبول کردم، ابتدا اجمالاً فرمود: «چگونه این طور نباشد و حال آن که حضرت ولیّ عصر (ارواحنا فداه) مرا شبی در مسجد کوفه به سینه خود چسبانیده.
گفتم: «چگونه خدمت آن حضرت رسیدید؟»
فرمود: «شبی به مسجد کوفه رفته بودم، دیدم آقایم حضرت ولیّ عصر (ع) مشغول عبادت است. ایستادم و سلام کردم، جوابم را مرحمت فرمود و دستور دادند، که پیش بروم! من مقداری جلو رفتم، ولی ادب کردم، زیاد جلو نرفتم. فرمودند: «جلوتر بیا.» پس چند قدمی نزدیکتر رفتم، باز هم فرمودند: «جلوتر بیا.»
من نزدیک شدم، تا آنکه آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سینه مبارکش چسباند. در اینجا آنچه خدا خواست به این قلب و سینه سرازیر شود، سرازیر شد.»
(- نجم الثّاقب - ملاقات با امام زمان (ع))
#تشرف
1387-06-28--165 Maghsad(2).mp3
زمان:
حجم:
2.9M
#سخنرانی_کوتاه
إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِيٓ إِسْرَآئِيلَ...
گوساله پرستی بهتر از اختلاف
#حضرت_موسی
هدایت شده از تفسیر آیات قرآن و امام زمان عج
آیه ۶۷و۶۸ - سوره ص
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظيمٌ
بگو: «اين خبرى بزرگ است».
أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ
كه شما از آن روى گردانيد!
تفسیر:
امام صادق (علیه السلام)- به خدا سوگند! صاحب شما [بر شما] حتماً ظهور خواهد کرد و بیعت هیچکس را در گردن خود نخواهد داشت و فرمود: «صاحب شما ظاهر نمیگردد تا آنگاه که اهل یقین دربارهی او شکّ کنند و به این آیه تمسّک فرمود: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ.
*
از ابوحمزه ثمالی روایت شده که گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! شیعیان دربارهی تفسیر آیه: آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال میکنند؟! از خبر بزرگ و پراهمیّت [رستاخیز]!. (نبأ/۲-۱) از شما میپرسند»؟ امام فرمود: «تفسیر آن نزد من است، اگر بخواهم آنان را باخبر می کنم و اگر بخواهم، آنان را باخبر نمی کنم.
امّا آیا می خواهی تو را از تفسیر آن خبر دهم»؟
عرض کردم: «آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال میکنند (نبأ/۲-۱)»؟ فرمود: «این آیه دربارهی امیرمؤمنان علی است.
ایشان می فرمود: «خداوند عزّوجلّ نشانهای بزرگتر از من و خبری عظیم تر از من ندارد ولایت من بر تمام امّتهای پیشین عرضه شد لیکن از پذیرفتن آن خودداری کردند.
عرض کردم در مورد آیات: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیم* أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ فرمود: «به خدا قسم منظور از آن علی (علیه السلام) است».
*
ابوحمزه ثمالی گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «مخاطب آیه: أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ کیست»؟ فرمود: «به خدا قسم! امیرالمؤمنین منظور است [که مردم از او روی برگرداندند]».
بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱/ البرهان؛ «و لقد عرضت... الی آخر»
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۲۲
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
@baghimandeekhoda
1387-06-28--165 Maghsad.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
#سخنرانی_کوتاه
قضیه ساخت جمکران...
وقتی نزدیک اهل بیت بشی بهت میفهمونن...
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبل از دوران مهدی موعود...
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
جنگ احد و شهادت حضرت حمزه
بعد از شهادت حمزه، هند مادر معاویه از بغض و عدواتى که با حمزه داشت جگر حمزه را طلبید و در دهان گذاشت، در دهانش به قدرت خدا سخت و از دهان بیفکند. از این جهت او را (آکلة الاکباد) گفتند.
پس به بالین حمزه آمد و گوش و بینى و اعضاى آن جناب را مُثله کرد و ابن الزبعرى در مفاخرت قریش و فتح ایشان اشعارى بگفت که یزید به بعضى از آنها تمثّل جست در آن هنگام که سرمبارک امام حسین علیه السلام را در مجلس او آوردند.
و قتل حمزه در رسول خدا(ص) سخت تأثیر کرد و چون از جنگ گاه به مدینه تشریف آورد و این هنگام که کمتر خانه اى بود که از آن بانگ گریه و سوگوارى بلند نباشد، از جهت عزاى شهید خود، جز از خانه حمزه. لهذا رسول خدا(ص) اشک در چشمانش گردید و فرمود.(لکن حمزد لابواکى له)"2" ؛ حمزه در این روز گریه کن ندارد.
انصار، چون این شنیدند، به خانه هاى خود شدند و زنها را گفتند که بر کشتگان خویش گریه نکنید. اول به خانه حمزه شوید و بر او بگریید آنگاه بر کشتگان خود، نوحه نمایید. ایشان چنین کردند. پیغمبر را خوش آمد و دعا کرد در حق ایشان.
در اين روز دندان و پيشانى پيامبر را شكستند.
فداكارى هاى امير المؤمنين در احد
در اين روز بر اثر فداكاريها و شجاعتهايى كه امير المؤ منين در دفاع از وجود شريف خاتم الانبياء و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحتهاى زيادى بر بدن مباركش رسيد.
اين در حالى بود كه ديگران فرار كرده بودند، و پيامبر فرمود: يا على ، آيا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. يكى از ملائكه به نام رضوان مى گويد: لا سيف الا ذوالفقار و لافتى الا على . امير المؤ منين مى فرمايد: از خوشحالى گريستم و خداوند سبحان را بر اين نعمت حمد كردم
در اين جنگ پيروزى در ابتداء از آن مسلمانان بود، ولى مقدارى كه به تعقيب دشمن رفتند و ميدان خالى شد، بازگشتند و مشغول جمع غنايم شدند و اكثر نگهبانان مخالفت دستور پيامبر نمودند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقيه مشغول جمع غنايم شدند.
خالد بن وليد كه از سر دسته هاى كفار در اين جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند
تعداد اندكى از نگهبانان دره كه نرفته بودند شهيد شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراريان كفار هم تا اين وضع را ديدند بازگشتند و حمله به مسلمين شدت گرفت . جراحتهاى فراوانى بر بدن مبارك پيامبر رسيد و شيطان فرياد بر آورد كه محمد كشته شده است ! مسلمانان با شنيدن اين ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پيامبر محافظت مى كردند كه عبارت بودند از امير المؤ منين و ابودجانه كه شهيد شد و زنى به نام نسيبه و انس بن نضر كه تازه از مدينه رسيده بود.
ابوبكر و عمر در جنگ احد
عمر بن خطاب مى گويد: در احد با پيامبر بيعت كرده بوديم بر اينكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است ، و هر كس از ما كشته شود شهيد است.
احمد بن حنبل مى گويد: ابوبكر و عمر در اين جنگ فرار كردند. هنگامى كه امير المؤ منين در تعقيب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد بر گشت و به امير المؤ منين عرض كرد: مرا ببخشيد!! امير المؤ منين فرمود: ((آيا تو نبودى كه صدا زدى : محمد كشته شده است ، به دين قبلى خود برگرديد))؟!! عمر گفت : اين كلام را ابوبكر گفته است ! در اينجا بود كه اين آيه نازل شد: ان الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان انما استزلهم الشيطان.
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: در جنگ احد امير المؤ منين در حال دفاع از پيامبر بودند، و ديگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شير غضبناك از قفاى گريختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسيد كه به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى ديگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فرياد بر آورد:اى جماعت ، بيعت شكستيد و پيامبر را تنها گذاشتيد و به سوى جهنم مى گريزيد؟
عمر بن خطاب مى گويد: على را ديدم با شمشير پهنى كه مرگ از آن مى چكيد و چشمهايش از خشم مانند دو قدح خون بود، يا مانند دو كاسه روغنى كه آتش در او افروخته باشند مى درخشيد، و فهميدم كه اگر به ما برسد به يك حمله ما را خواهد كشت . اين بود كه جلو رفتم و عرض كردم : يا ابا الحسن ، تو را به خدا سوگند مى دهم كه دست از ما بردارى ، كه عرب را عادت است كه گاهى مى گريزد و گاهى حمله مى كندم زمانى كه حمله مى كند تلافى گريختن را مى نمايد. پس آن حضرت ما را رها كرد؛ و به خدا قسم چنان ترسى از آن حضرت در دل من افتاد كه تاكنون از دلم خارج نشده است .
در اين جنگ بر بدن مبارك امير المؤ منين هنگام حمايت از پيامبر 90 جراحت بر صورت ، سر، سينه ، شكم ، دست و پاى مبارك رسيد. جبرئيل نازل شد و عرض كرد: ((يا محمد، به خدا قسم اين عمل على بن ابى طالب ، مواسات است )). پيامبر فرمود: اين بدان جهت است كه من از اويم و او از من است . جبرئيل عرض كرد: و من از شما دو بزرگوارم .
@sarallah73
12_6_Mahdi_samavati(Rozeye_emam_Hosein& hazrate_Hamze)_(www.rasekhoon.net).mp3
زمان:
حجم:
4.5M
روضه حضرت حمزه سید الشهدا
(Rozeye_emam_Hosein& hazrate_Hamze)
@sarallah73
1385-08-12- 11 shahadate hazrate hamze v hazrate abdol azim hasani.mp3
زمان:
حجم:
58.2M
#سخنرانی
روز شهادت حضرت حمزه و حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
@sarallah73