حضرت ام البنین.mp3
زمان:
حجم:
16.3M
حضرت ام البنین
@sarallah73
حاج مهدی سماواتیام البنین.mp3
زمان:
حجم:
20.2M
مداحی
حضرت ام البنین علیها سلام
Unknown Artist1389-03-12--250 Zahra(S).mp3
زمان:
حجم:
45M
سخنراني
ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها
@sarallah73
1385-05-05- 1 roz veladat emam bagher.mp3
زمان:
حجم:
13.6M
ولادت امام محمد باقر علیه السلام
@sarallah73
1391-03-05--325 Mah-e-Rajab (1).mp3
زمان:
حجم:
23.3M
سخنراني
ماه رجب 1
@sarallah73
1391-03-05--325 Mah-e-Rajab (2).mp3
زمان:
حجم:
23.7M
سخنراني
ماه رجب 2
@sarallah73
مراقبت های ماه رجب
از مراقبت های مهم در این ماه ، به یاد داشتن حدیث ((ملک داعی )) می باشد که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((خدای متعال در آسمان هفتم فرشته ای قرار داده است که ((داعی )) گفته می شود. هنگامی که ماه رجب آمد، این فرشته در هر شب از این ماه تا صبح می گوید: خوشا به حال تسبیح کنندگان خدا، خوشا به حال فرمانبرداران خدا. خدای متعال می فرماید: همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند. فرمانبردار کسی هستم که فرمانبردارم باشد و بخشنده خواهان بخشایش هستم . ماه ، ماه من و بنده ، بنده من و رحمت ، رحمت من است . هر کسی در این ماه مرا بخواند او را اجابت می کنم و هر کس از من بخواهد به او می دهم و هر کس از من هدایت بخواهد او را هدایت می کنم . این ماه را رشته ای بین خود و بندگانم قرار دادم که هر کس آن را بگیرد به من می رسد.))
سزاوار است که طالبان علم در این ماه و ماههای شعبان و رمضان عبادت را مقدم بر تحصیل علم نمایند؛ گر چه تحصیل علم نیز از برترین عبادتهاست .
برگرفته شده از کتاب المراقبات شیخ میرزا آقا جواد ملکی تبریزی استاد امام خمینی
@sarallah73
همهمهای بر پا بود. عدهی زیادی نزدیک بارگاه متوکل ایستاده بودند. عبدالرحمن که راه زیادی را پیموده بود تا برای دادخواهی از والی اصفهان به دربار متوکل بیاید، خسته و کنجکاو از مردی پرسید: دلیل این ازدحام و تشویش چیست؟
مرد پاسخ داد: متوکل علی بن محمد هادی را به بارگاه خویش فراخوانده. بعید نیست که این بار قصد جانش را نموده باشد.
عبدالرحمن گفت: علی بن محمد کیست که چنین جمعیتی بواسطهی احضارش مقابل دربار به انتظار ایستادهاند؟
مرد که تازه متوجه غریب بودن عبدالرحمن شده بود، گفت: او بزرگ سادات علوی است. رافضیها (شیعیان) امامش میخوانند. به گمانم این بار متوکل دستور قتلش را صادر کرده است.
مردم راه را برای سربازان حکومتی باز میکردند. مرد خطاب به عبدالرحمن گفت: آمد. مردی که سوار بر اسب است، علی بن محمد است.
امام هادی بی آنکه به مردمی که برای نظاره آمده بودند توجه کند، نگاهش را به یال اسب دوخته بود. ابهت امام وجود عبدالرحمن را فرا گرفته بود. چشم از امام بر نمیداشت. تاکنون نه او را دیده بود و نه از او چیزی شنیده بود. اما نمیدانست چرا دلش لبریز از محبت امام هادی گشته است. به یاد حرف مرد افتاد:
"به گمانم این بار متوکل دستور قتلش را صادر نموده است!"
دلش لرزید. در دل شروع به دعا کردن برای رهایی امام هادی از دست متوکل کرد. از خدا طلب کرد تا شر متوکل از سر فرزند رسول خدا کم شود.
امام هادی همان طور که پیش میآمد، نگاهی به عبدالرحمن انداخت. لحظه ای نگاه امام و عبد الرحمن در هم گره خورد. امام که به او رسید فرمود: "خدا دعايت را مستجاب كرد[2] ".
نفس عبدالرحمن در سینه حبس شده بود. چشم در چشم امام داشت ولی توانِ بر لب راندن کلامی نداشت. امام ادامه داد: "خداوند عمر طولانى و كثرت مال و فرزند عطایت كند[3] " و سپس به راه خویش ادامه داد.
روح بیقرار عبدالرحمن به دنبال امام کشیده میشد. ضعف، تمام جان او را گرفت و بر زمین افتاد. به امامت امام هادی که از آنچه در نهانش میگذشت، خبر داشت، اقرار کرد و شیعه شد.
به واسطهی دعای عبدالرحمن، جان امام در امان ماند. دعایی که امام هادی در حق عبدالرحمن نمود نیز مستجاب گردید. او سالیان زیادی عمر کرد و از مال فراوان و فرزندان زیاد برخوردار گردید.
#امام_هادی_علیه_السلام
اللهم عجل لولیک الفرج
@sarallah73
امام هادی علیه السَّلام :
اگر بعد از غیبت قائم ما نبود وجود علمایی که به سوی خدا میخواندند و به وجود خدا رهنمون میشدند و با حجتهای الهی از دین او دفاع نمیکردند و بندگان ناتوان خدا را از راههای ابلیس و پیروان او نمیرهاندند، بیگمان همۀ مردم از دین خدا بر میگشتند.
اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب سلام الله علیها