eitaa logo
انقلابی‌نویس
1.3هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
55 فایل
اینـجا انـقلابـی نویـس مـینویـسد از مـسائل کـلان سیاسـی تا اجتمـاعی بعـد از حـدود یـک سـال
مشاهده در ایتا
دانلود
انقلابی‌نویس
بنظرتون‌مادر‌چی‌میخونن؟🤔
آروم روضه می خونه ، دلهارو می سوزونه الهی که تنِ تو ، زیرِ آفتاب نمونه😔 نبینم بی سپاهی ، نبینم بی پناهی صورتِ مثل ماهت ، خاکی نشه الهی😭
سوال کرد ، تا رسید به این سرزمین فرمود کسی میدونه اینجا اسمش چیه؟😔 یکی گفت آقاجان اسمش غاضریه ست . فرمود اسم دیگه ای هم داره؟ آقا جان نینوا هم میگن ، (دنبال اسم دیگه ای می گرده حسین🙃) آیا اسم دیگه ای هم داره؟ گفت آقاجان اینجارو هم میگن.👌🕊
انقلابی‌نویس
سوال کرد ، تا رسید به این سرزمین فرمود کسی میدونه اینجا اسمش چیه؟😔 یکی گفت آقاجان اسمش غاضریه ست .
تا شنید کربلا رنگ صورت ابی عبدالله عوض شد😓. فرمود أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ..  تا اسم کربلا اومد یه وقت زینب از داخل محمل یه آهی کشید😞💔 ..
انقلابی‌نویس
تا شنید کربلا رنگ صورت ابی عبدالله عوض شد😓. فرمود أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ..  تا
با چه جلالی داره بی بی از محمل میاد پایین😊🌸 .. 💚 پاشُ رکاب کرده .. 💚 دستشُ داره می گیره .. ای روزگار! .. ای روزگار :))).. هم ام کلثوم سلام الله علیها رو نوشتند ، هم بی بی رو ، عرضه داشتند حسین جان بیا برگردیم مدینه 😔... خبری از این مهمونی نبود .. دور تا دورت با نیزه ایستادند ، کجا اینطوری آدمُ مهمونی می برن؟ .. حسین جان میون این نانجیبا ، یه نفر دل منو داره میبره .. هی تیر و کمان نشون میده...
انقلابی‌نویس
با چه جلالی داره بی بی از محمل میاد پایین😊🌸 .. #عباس💚 پاشُ رکاب کرده .. #علی‌اکبر💚 دستشُ داره می گ
🍃 دورِ خود تا دید اکبر را خیالش جمع شد عون و عبدالله و جعفر را خیالش جمع شد دید فوجِ دشمنان را گفت عباسم که هست نیزه و تیر و سنان را گفت عباسم که هست😊♥️
انقلابی‌نویس
🍃 دورِ خود تا دید اکبر را خیالش جمع شد عون و عبدالله و جعفر را خیالش جمع شد دید فوجِ دشمنان را گفت
گفت داداش بیا برگردیم ، گفت بذار برات بگم زینب جان ، تو راه صفین اومدیم با بابامونُ داداشم حسن💚💚 قدری تو این سرزمین بابام خوابش برد ، سرش رو پاهای داداش حسنم بود. یه وقت سراسیمه از خواب بیدار شد ، شروع کرد گریه کردن .. داداشم سوال کرد ، من سوال کردم چی شده باباجان چرا انقدر پریشونی؟ چرا اینطور گریه می کنی؟ ..😔
انقلابی‌نویس
گفت داداش بیا برگردیم ، گفت بذار برات بگم زینب جان ، تو راه صفین اومدیم با بابامونُ داداشم حسن💚💚 قدر
فرمود الان خواب دیدم تو این سرزمین ، حسینم تو دریایِ خون داره دست و پا می زنه .. هر چی کمک می خواد ، یه نفر به دادِش نمی رسه ..😭💔
رفقا‌سرتون‌رو‌درد‌نیارم‌اما‌دوباره🌸😊 وضومون شده اشک روضه بازم آبرومون شده اشک روضه
542.6K
رسیده‌از‌راه‌شباے‌عشق‌و‌جنون‌🌿 🎵
384K
ݕـسـݦ‌اللہ‌اڶــرحـمـڹ‌الـږحیــݥ ۺـیعیآݩ‌مـــحڔم‌‌آغـآݫ‌شــــد ښــــݪامــ آقــــ♥️🕊ــــــآ :)
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا