eitaa logo
سرباز گمنام امام زمان (عج)
7.9هزار دنبال‌کننده
50.6هزار عکس
20هزار ویدیو
94 فایل
﷽♥️أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرج♥️ ــــــــــــــ ✨️ما وارثــ عشق و شرف واحساسیم.. ✨️یعنے بہ نجف بہ کربلا حساسیم... #تبلیغات 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1871446027C496dce5861
مشاهده در ایتا
دانلود
سرباز گمنام امام زمان (عج)
✨#مــردے_در_آیــنــہ ✍شـهـید ســیــدطـاهـا ایـمـانـــے 🌹قــسـمـت چـهــل و یکـم کم کم هوا داشت تار
✍شـهـید ســیــدطـاهـا ایـمـانـــے 🌹قــسـمـت چـهــل و دوم جا خوردم ... تازه حواسم جمع شد مسلح نیستم ... و اونها هم تغییر حالت رو توی صورتم دیدن ... - چی شده کارآگاه ... نکنه بقیه اسباب بازی هات رو خونه جا گذاشتی؟ ... این دستبند و نشان رو از کجا خریدی؟ ... اسباب بازی فروشی سر کوچه تون؟ ... و زدن زیر خنده ... هلش دادم کنار دیوار و به دستش دستبند زدم ... - به جرم ایجاد ممانعت در ... پام سست شد ... و پهلوم آتیش گرفت ... با چاقوی دوم، دیگه نتونستم بایستم ... افتادم روی زمین ... دستم رو گذاشتم روی زخم ... مثل چشمه، خون از بین انگشت هام می جوشید ... - چه غلطی کردی مرد؟ ... یه افسر پلیس رو با چاقو زدی ... و اون با وحشت داد می زد ... - می خواستی چی کار کنم؟ ... ولش کنم کیم رو بازداشت کنه؟ ... صداشون مثل سوت توی سرم می پیچید ... سعی می کردم چهره هر سه شون رو به خاطر بسپارم ... دست کردم توی جیبم ... به محض اینکه موبایل رو توی دستم دید با لگد بهش ضربه زد ... و هر سه شون فرار کردن... به زحمت خودم رو روی زمین می کشیدم ... نباید بی هوش می شدم ... فقط چند قدم با موبایل فاصله داشتم ... فقط چند قدم ... تمام وجودم به لرزه افتاده بود ... عرق سردی بدنم رو فرا گرفت ... انگشت هام به حدی می لرزید که نمی تونستم روی شماره ها کلیک کنم ... - مرکز فوریت های ... - کارآگاه ... مندیپ ... واحد جنایی ... چاقو خوردم ... تقاطع ... به پشت روی زمین افتادم ... هر لحظه ای که می گذشت ... نفس کشیدن سخت تر می شد ... و بدنم هر لحظه سردتر ... سرما تا مغز استخوانم پیش می رفت ... با آخرین قدرتم هنوز روی زخم رو نگهداشته بودم ... هیچ کسی نبود ... هیچ کسی من رو نمی دید ... شاید هم کسی می دید اما براش مهم نبود ... غرق خون خودم ... آرام تر شدن قلبم رو حس می کردم ... پلک هام لحظه به لحظه سنگین تر می شد ... و با هر بار بسته شدن شون، تنها تصویری که مقابل چشم هام قرار می گرفت ... تصویر جنازه کریس بود ... چه حس عجیبی ... انگار من کریس بودم ... که دوباره تکرار می شدم ... دیگه قدرتی برای باز نگهداشتن چشم هام نداشتم ... همه جا تاریک شد ... تاریکِ تاریک ... دارد... 🍃🍃🍃💞💞💞💞🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
🔺فائزه هاشمی: اگر پدرم زنده بود؛ معطل نمی‌ماند! ✍ حق با فائزه خانم است؛ بس که حاج آقا در نوشاندن جام زهر، تحمیل قطعنامه و بزک کردنِ برجام تخصص داشتند!! 🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
🅾فوری زنی که پس از ۷روز در قبر زنده شد😱 بیا ببین چه شکلی شده ازعذاب هایی که کشیده میگه🔞ورود افردی که نارحتی قلبی دارندممنوع‌ 👇بزن رولینک 🍃🍃🍃💞💞💞🍃🍃🍃 «عضویت درسمت خدا» 👇👇👇 eitaa.com/joinchat/102301700C9f0c0e4097 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ +18
حکم حضرت علی علیه السلام برای کسی که‌ خودارضایی می کرد‼️ روزى جـوانـى را كـه انـحـراف جنسى داشت ، و خود را جُنُب(خودارضایی) مى كرد ، دستگير كرده خدمت حضرت اميرالمؤ منين على عليه السّلام آوردند، امام على عليه السّلام دستور داد تا ابتداء بر دست هاى او شلاّق بزنند، و سپس امر فرمود تا...👇 برای خواندن ادامه حکایت کلیک کنید 👇👇👇👇👇 eitaa.com/joinchat/102301700C9f0c0e4097
11.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال و هوای حرم امیرالمومنین (ع) در روز ولادتش 🍃🍃🍃🌹🌹🌹🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴سخنرانی استاد رائفی پور در دانشگاه مذاهب اسلامی تهران - با موضوع قره باغ 🔸در این نشست، میهمانانی از کشورهای: لبنان🇱🇧، فلسطین🇵🇸، سوریه🇸🇾، یمن🇾🇪، نیجریه🇳🇬، عراق🇮🇶، پاکستان🇵🇰، افغانستان🇦🇫، بحرین🇧🇭، ترکیه🇹🇷 و جمهوری آذربایجان🇦🇿 حضور داشتند. 🔹علی اکبر رائفی پور: ▫️نظام صهیونیستی برای پیشبرد اهداف خود در منطقه از دو ابزار نژاد و مذهب استفاده می کند. ▫️ما قره باغ را ماننده فلسطین پاره تن اسلام می دانیم. 🍃🍃🍃🌹🌹🌹🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
سرباز گمنام امام زمان (عج)
✨#مــردے_در_آیــنــہ ✍شـهـید ســیــدطـاهـا ایـمـانـــے 🌹قــسـمـت چـهــل و دوم جا خوردم ... تازه ح
✍شـهـید ســیــدطـاهـا ایـمـانـــے 🌹قــسـمـت چـهــل و ســوم شعاع نور از بین پرده ها، درست افتاده بود روی چشمم ... به زحمت کمی بین شون رو باز کردم ... و تکانی ... درد تمام وجودم رو پر کرد ... - هی مرد ... تکان نخور ... سرم رو کمی چرخوندم ... هنوز تصاویر چندان واضح نبود ... اوبران، روی صندلی، کنار تختم نشسته بود ... از جا بلند شد و نیم خیز شد سمت من ... - خیلی خوش شانسی ... دکتر گفت بعیده به این زودی ها به هوش بیای ... خون زیادی از دست داده بودی ... گلوم خشک خشک بود ... انگار بزاق دهانم از روی کویر ترک خورده پایین می رفت ... نگاهم توی اتاق چرخید ... - چرا اینجام؟ ... تختم رو کمی آورد بالاتر ... و یه تکه یخ کوچیک گذاشت توی دهنم ... - چاقو خوردی ... گیجی دارو که از سرت بره یادت میاد ... وسط حرف های لوید خوابم برد ... ضعیف تر و بی حال تر از اون بودم که بتونم شادی زنده موندم رو با بقیه تقسیم کنم... اما این حالت، زمان زیادی نمی تونست ادامه پیدا کنه ... نباید اجازه می دادم اونها از دستم در برن ... شاید این آخرین شانس من برای حل اون پرونده بود ... کمتر از 24 ساعت ... بعد از چهره نگاری ... لوید بهم خبر داد که هر سه نفرشون رو توی یه تعمیرگاه قدیمی دستگیر کردن ... شنیدن این خبر، جون تازه ای به بدنم داد ... به زحمت از جا بلند شدم ... هنوز وقتی می ایستادم سرم گیج می رفت و پاهام بی حس بود ... اما محال بود بازجویی اونها رو از دست بدم ... سرم رو از دستم کشیدم ... شلوارم رو پوشیدم و با همون لباس بیمارستان ... زدم بیرون ... بدون اجازه پزشک ... بقیه با چشم های متحیر بهم نگاه می کردن ... رئیسم اولین کسی بود که بعد از دیدنم جلو اومد ... و تنها کسی که جرات فریاد زدن سر من رو داشت ... - تو دیوونه ای؟ ... عقل توی سرته؟ ... دیگه نمی تونستم بایستم ... یه قدم جلو رفتم، بازوش رو گرفتم و تکیه دادم به دیوار ... و دکمه آسانسور رو زدم ... - کی به تو اجازه داده از بیمارستان بیای بیرون؟ ... می شنوی چی میگم؟ ... در آسانسور باز شد ... خودم رو به زحمت کشیدم تو و به دیوار تکیه دادم ... - کسی اجازه نداده ... فرار کردم ... با عصبانیت سوار شد ... اما سعی می کرد خودش رو مسلط تر از قبل و آروم نشون بده ... - شنیدم اونها رو گرفتید ... با حالت خاصی بهم نگاه کرد ... - ما بدون تو هم کارمون رو بلدیم ... هر چند گاهی فکر می کنم تو نباشی بهتر می تونیم کار بکنیم ... نگاهم چرخید سمتش ... لبخند معناداری صورتم رو پر کرد... - یعنی با استعفام موافقت می کنی؟ ... - چی؟ ... - این آخرین پرونده منه ... آخریش ... و درب آسانسور باز شد ... دارد... 🍃🍃🍃💞💞💞💞🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
سرباز گمنام امام زمان (عج)
✨#مــردے_در_آیــنــہ ✍شـهـید ســیــدطـاهـا ایـمـانـــے 🌹قــسـمـت چـهــل و ســوم شعاع نور از بین پ
✍شـهـید ســیــدطـاهـا ایـمـانـــے 🌹قــسـمـت چـهــل و چــهــارم دنبالم از آسانسور خارج شد ... - هر وقت از بیمارستان مرخص شدی در این مورد صحبت می کنیم ... ماه گذشته که در مورد استعفا حرف زده بودم، فکر کرده بود شوخی می کنم ... باید قبل از اینکه این فکر به سرم بیوفته ... با انتقالیم از واحد جنایی موافقت می کرد ... به زحمت خودم رو تا اتاق صوتی کشیدم ... اوبران با یکی دیگه ... مشغول بازجویی بودن ... همون جا نشستم و از پشت شیشه به حرف ها گوش کردم ... نتونستن از اولی اطلاعات خاصی بگیرن ... دومین نفر برای بازجویی وارد اتاق شد ... همون کسی که من رو با چاقو زده بود ... بی کله ترین ... احمق ترین ... و ترسوترین شون ... کار خودم بود ... باید خودم ازش بازجویی می کردم ... اوبران تازه می خواست شروع کنه که در رو باز کردم و یه راست وارد اتاق بازجویی شدم ... محکم راه رفتن روی اون بخیه ها ... با همه وجود تلاش می کردم پام نلرزه ... درد وحشتناکی وجودم رو پر کرده بود ... با دیدن من برق از سرش پرید و چشم هاش گرد شد ... - چیه؟ ... تعجب کردی؟ ... فکر نمی کردی زنده مونده باشم؟ ... بیشتر از اون ... اوبران با چشم های متعجب به من خیره شده بود ... - تو اینجا چه کار می کنی؟ ... سریع صندلی رو از گوشه اتاق برداشتم و نشستم ... دیگه پاهام نگهم نمی داشت ... - حالا فهمیدی نشانم واقعیه ... یا اینکه این بارم فکر می کنی این ساختمون با همه آدم هاش الکین؟ ... این دوربین ها هم واقعی نیست ... دوربین مخفیه ... پوزخند زد ... از جا پریدم و ... با تمام قدرت و ... مشت های گره کرده کوبیدم روی میز ... - هنوزم می خندی؟ ... فکر کردی اقدام به قتل یه کارآگاه پلیس شوخیه؟ ... یه جرم فدراله ... بهتره خدا رو شکر کنی که به جای اف بی آی ... الان ما جلوت نشستیم ... اون دو تای دیگه فقط به جرم ایجاد ممانعت در کار پلیس میرن زندان ... اما تو ... تو باید سال های زیادی رو پشت میله های زندان بمونی ... اونقدر که موهات مثل برف سفید بشه ... اونقدر که دیگه حتی اسم خودت رو هم به یاد نیاری ... اونقدر که تمام آدم های این بیرون فراموش کنن یه زمانی وجود داشتی ... مثل یه فسیل ... اونقدر اونجا می مونی تا بپوسی ... اونقدر که حتی اگه استخوون هات رو بندازن جلوی سگ ها سیر نشن ... و می دونی کی قراره این کار رو بکنه؟ ... من ... من از اون دنیا برگشتم تا تو رو با دست هام خودم بندازم وسط جهنم ... جهنمی که هر روزش آرزوی مرگ کنی ... و هیچ کسی هم نباشه به دادت برسه ... هیچ کس ... همون طور که من رو تنها ول کردید و در رفتید ... تو ... تنها ... بدون دوست هات ... اونها بالاخره آزاد میشن ... اما تو رو وسط این جهنم رها می کنن ... سرم رو به حدی جلو برده بودم که نفس های عمیقم رو توی صورتش احساس می کرد ... و من پرش های ریز چهره اون رو ... سعی می کرد خودش رو کنترل کنه ... اما می شد ترس رو با همه ابعادش، توی چشم هاش دید ... دارد... 🍃🍃🍃💞💞💞💞🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
اینم آخرین روز سال۱۳۹۷ میڪنم ... ﺑـــــــــﺮﺍﯼ ﺗﻮ ... ﺑﺮﺍﯼ ﺧـــﻮﺩﻡ ... ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻥ ... ڪسی چه ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ... ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﻧﮕﺎﻫﻤﺎﻥ ڪرد ﺩﻋـﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﻬــﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺧـــﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧـ♡ــﺪﺍﯼ ﻣـــــﻦ! ﻣﯿﺪﺍﻧـــــﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﺗﺎ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺳـﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸــــــﻮﺩ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺍﯾﻢ ﻃﻠﺐ ﺁﺏ ﻭ ﻧﺎﻥ میڪنیم تو خود ﺍﯼ ﺧـــﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸــﺸﻬﺎ، بهــترینها ﺭﺍ ﺑﺮﺍیــــمان مقـــــدر ڪن "آمـــــین " 🌹ســــــال زیـــــبای 1398 بـــــر شما دوستان و عـزیزانم مبارک باد🌹 ✨ ✨ 🍃🍃🍃🌹🌹🌹🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
18.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اهل سازش بدانند آمریکا رو به افول است، جمله‌ی منتخب سال ۱۳۹۷ از نظر مردم 🍃🍃🍃🌹🌹🌹🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
📢 سردار شریف: اعزام هواپیمای سپاه به پاکستان/ ۴ مرزبان امروز یا فردا صبح به ایران بازمی‌گردند 🗣 سخنگوی سپاه پاسداران: ◀️ امروز نیروی زمینی سپاه هماهنگی‌های لازم را برای بازگرداندن 4 مرزبان آزادشده به کشور انجام داده است که با اعزام یک فروند هواپیما از جانب این نیرو به پاکستان انجام می‌شود. ◀️ اگر مشکل خاصی درخصوص فرود این هواپیما پیش نیاید به احتمال زیاد امروز یا صبح فردا مرزبانان کشور بازمی گردند، اما احتمال اینکه امروز بازگردند بسیار زیاد است. ◀️ امیدواریم که دو مرزبان باقیمانده نیز صحیح و سالم آزاد شوند و به آغوش خانواده هایشان بازگردند. 🍃🍃🍃🌹🌹🌹🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏
سرباز گمنام امام زمان (عج)
📢 سردار شریف: اعزام هواپیمای سپاه به پاکستان/ ۴ مرزبان امروز یا فردا صبح به ایران بازمی‌گردند 🗣 سخ
🚩 اسامی مرزبانان آزاد شده 🔹سردار سرتیپ محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، اسامی مرزبانان آزاد شده را به شرح ذیل اعلام کرد: 1. محمود هرمزی 2. پدرام موسوی 3. کیانوش بابایی 4. عبدالکریم شریفی 🍃🍃🍃🌹🌹🌹🍃🍃🍃 «عضویت درسربازگمنام» 👇👇👇👇👇👇 🌷 @sarbazegomnam🌹 🍃🌺http://eitaa.com/joinchat/69533698C69f05ae668🌺🍃 فورواردیادتون نره🙏