سربهراه
کوکوی روغن(!) نکاتم رو برای جلسهی شورای دبیران به شمارهی مدیرمون فرستادم. سومین بندِ بخشِ فرهنگی؛
خسته از دیشب کمی خوابیدم، بیدار شدم و اتاقم رو مرتب کردم، لباسای شسته و خشکشده رو چیدم کمد، اسپند دود کردم، مسواک زدم و موهام رو شونه کردم، نماز خوندم، کولهی فردای مدرسه رو آماده کردم، برای معرفی کتاب به دخترام از کتابخونهم کتاب برداشتم، با رفیق حالواحوال کردم، به شاگردم که مشکلی براش پیش اومده بود پیام زدم و حالش رو پرسیدم، چای با عنّاب دم کردم، قرصای سرماخوردگیم رو خوردم که بدتر شده و من رو از قیافه انداخته، اتو کردم، از گوگل سوپ جستجو کردم و پختم. فکر کنم رشته و سبزیش برا آش بود، شبیه سوپ نشد اما خوشمزه و غلیظ و مقوّی شد، یه کاسه خوردم و برای شام هم دارم، گلوم رو نرم کرد. نماز مغرب و عشا رو خوندم و حاضر شدم برم راهپیمایی.
برگردم باید دوش آب گرم بگیرم بلکه کوفتگیِ بدنم رفع شه، باید انشا و امتحان بررسی کنم، باید برای زنگای انشای فردا بازی طراحی کنم، باید تا دیروقت بیدار بمونم.
سرشلوغی مثلِ نوشتنه؛ خوبه؛ از جنون پیشگیری میکنه؛ مانعِ مچاله شدنِ قلبه؛ برای مغزای بیشفعالی که دکمهی خاموشی ندارن و فکر پشتِ فکر پشتِ فکر تولید میکنن و پیرت میکنن خیلی مفیده!
استاد پرهیزکار تو سرم هی میخونن؛ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ... فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ... استاد پرهیزکار از قولِ خدا راست میگن؛ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ!
@sarbehrah
سربهراه
اونا خون میدن... جون میدن... ما فقط قراره بریم دو تا شعار بدیم(!) دستبهدست کنین حسینیاش بیان. @
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نیابت از اهلش؛
به عشقِ ظهور؛
با تمایل به سرویس کردنِ دهنِ استکبار.
@sarbehrah
سربهراه
اونا خون میدن... جون میدن... ما فقط قراره بریم دو تا شعار بدیم(!) دستبهدست کنین حسینیاش بیان. @
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این گولّه بچهای که گرفتم ببینید؛ بینشون دو تا فیلمبردارن، درواقع بچهها از جایگاهِ فیلمبردارا بالا رفتن و تو دستوبالِ اونان. اونا هم صبووووووور و حرفهای در حالِ کارشون هستن و به بچهها کاری ندارن :)
کارِ فرهنگی تمیزتر از این؟ :)
همه بچههای مراسم که رو دوشِ پدراشونن یا بغلِ مادراشون جدا، این گولّه بچهای که کناردستِ غریبهی کادرِ مراسمن و از آدممهمای تجمّعِ قدس حوصله دیدن جدا!
صدام درنمیاد وگرنه میرفتم به فیلمبردارا یه دمِ شما گرم و سرِ شما سلامت میگفتم :)
خدا صدچندان براشون حساب کنه❣
@sarbehrah
فردا به خاطر آلودگی تعطیلیم :/
درسم با هفتما عقبهههههه... ولی بعدا غصه میخورم. فعلا میخوام فیلم دانلود کنم، کنار بخاریم ولو شم ببینم.
چی ببینم؟! :)
@sarbehrah
چه متفاوتیم از هم :) اشتراکمون در سربهراه چیه پس؟! :)
متشکرم از همراهی چون بیشتر با هم آشنا شدیم :)
هرچی بالا_پایین کردم دیدم الآن تو حالِ کریستوفر نولانم :)
میرم برای چندمین بار Tenet ببینم.
به جناب یوزارسیف سلامِ بنده رو برسونید، بگید به تلویزیون دسترسی ندارم محضرشون بشتابم ولی سه صلوات به ایشون و پدرشون هدیه میکنم :)
عیدتونم مبارکا❣
@sarbehrah
میگفت امر به معروف و نهی از منکر فایده نداره، خودِ حکومت باید بیحجابی رو جمع کنه!
دیروز تجمعِ قدس بوده؛ گفتم تجمع فایده نداره، حکومت باید دو تا موشک بندازه تلآویو، اسرائیل جمع شه!
گفت بالاخره من اومدم کمترین کاری که ازم برمیاد رو برای غزّه بکنم...
گفتم کمترین کارِ ما هم در مسألهی حجاب؛ امر به معروف و نهی از منکره!
راهپیمایی قدس امنه... شعار میدیم و سالم برمیگردیم خونه؛
امر به معروف و نهی از منکر عمله؛ خطرناکه... ممکنه فحش بخوریم... سیلی بخوریم... چادر از سرمون بکشن... ریش و تسبیحمون رو استهزا کنن...
از دلِ همین خیلی نکتهها درمیاد، نه؟
@sarbehrah
سربهراه
امروز بیتلاشها به خودشون افتاده بودن! معترض بودن چرا اونا امتیازِ پرسشِ کلاسی ندارن(!) مستدل دفترن
از فوایدِ شماره دادن به دانشآموزان جز اِلقای مفاهیم با اِلِمان (پروفایل، بیوگرافی، باز و بسته بودنِ تاریخِ بازدید، حریمهای برخوردی، لحن، نوعِ جملهبندی و...) آموزش در راستای کلاس درسی هست. این فرصت عالیه. این آموزش، تفهیمش چند برابرِ کلاس ماندگاره، چون تمرکزی روی آموزش و یادگیری نیست، فشاری روی ذهن نیست، پیشآمدیه، پس به راحتی وارد ذهن میشه.
@sarbehrah
سربهراه
برام یه پادکست درست کنید؛ مختصر و مفید؛ دربارهی آزادسازیِ سوسنگرد؛ کلیشهای و اخباری نباشه؛ اینطور
پادکست ۲۶ آبان ماه.m4a
حجم:
4.9M
پارسال این موقع موجِ زن، زندگی، آزادی بود، امسال موجِ غزّه.
تو هر دو تا چی نیاز داشتیم که سمتِ حق بمونیم؟ برخی هموطنا... همسنها... همکلاسیها... حتی همخونوادهها... چی نداشتن که نتونستن درست تشخیص بدن کدوم سمت بایستن؟
امسال دقت کردین حرفای جدید داره شنیده میشه؟ که حالا غزه صلح کنه، بهتر از کشته شدنه که!
امسال... پارسال... بهمرور از سالهای قبلترش... چه ارزشهایی ضدارزش شده؟ مقاومت؟ تلاش؟ استقلال؟ درستی؟
دوربین رو از موجها بیاریم پایینتر؛
اینکه امر به معروف و نهی از منکر نمیکنیم ریشهش کجاست؟ اینکه والدین به راحتی از دبیرها نمره میگیرن ریشهش کجاست؟ اینکه دبیرها همهی اصول رو به اسمِ مهربانی قربانی میکنن و دلشون نمیاد به کسی که تلاش نکرده نمرهی واقعیش رو بدن ریشهش کجاست؟
این ادبیاتِ جدید... تفکراتِ جدید... این به ظاهر اشتباه نبودن اما در حقیقت گمراهکنندهترین، از کجا میاد؟
چی روایت نشده؟ یا چی اشتباه روایت شده؟ یا چی بین روایتهای دیگه گم شده؟ یا اصلا چی بیشتر و بهتر روایت شده که چیزهای دیگه روایت نشه؟
سوسنگرد؟ نه! دفاع مقدس؟ نه!
مسأله فراتره!
محتوای این موضوعات رو دقت کنید!
ما موضوع داریم... محتوا داریم... ما برای انتقالِ ارزشها بیشمار سوژه داریم...
راوی نداریم!
قرار هم نیست شاخِ غول بشکنیم! سوژهیابی همینقدر ساده است؛ اتفاقی دیدنِ تقویم و یه بهانه جور کردن!
قالبها همینقدر در دسترسان؛ الآن پادکست، دفعهی بعد میگم نقاشی بکشین یا عکس بگیرین، دفعهی بعد بنویسین، دفعهی بعد...
وَ بعد نشر؛
چه مجازی، چه حقیقی!
چه برای صد نفر، چه برای یک نفر!
@sarbehrah
سربهراه
پارسال این موقع موجِ زن، زندگی، آزادی بود، امسال موجِ غزّه. تو هر دو تا چی نیاز داشتیم که سمتِ حق ب
یکی رزقش یه پیجِ مخاطبمیلیونیه، یکی یه همسایه فقط. حضرتِ نوح علیه السلام بعد از هزار سال دعوت یه طبقه کشتی یار داشتن، حضرت محمّد صلوات الله علیه و آله بعد از بیست و سه سال یه جهان پیرو. اما هر دو به وظیفهشون عمل کردن.
این پادکست رو دستبهدست کنید. قصهش کنید و برای بچههاتون لالاییِ شب بخونید. شعرش کنید و برای نشریههاتون بفرستید. رمانش کنید و به مخاطبینتون برسونید. نقاشیش کنید... عکسش کنید... فیلمش کنید... روزنامهدیواریش کنید... بروشور کنید تو اتوبوس پخش کنید... یادداشت کنید تو خونهها بندازید...
اگه فرهنگِ مقاومت... ایثار... ولایتپذیری... وطندوستی... رضای خدا... صداقت... تلاش... زمانبندی... امید... ... ... اگه اینا از بین نره، اگه اینا بیارزش که بماند، ضدارزش نشه، دیگه مذهبی_ولاییِ ما با اشکِ چشم و آهِ دل، مطمئن نمیگه حالا غزه صلح کنه، با اسرائیل کنار بیاد، عوضش بچهها پرپر نمیشن...
«نزدیکِ قلهایم» میدونین ینی چی؟
کوه رفتین؟
هرچی به قله نزدیکتر میشید حجمِ مه بیشتر میشه... دید کمتر میشه... دقت باید بره بالا... باید حواست باشه پات و کجا میذاری که زیرِ پات خالی نشه...
رسوندم مطلب رو؟ تونستم بین تبیین و روایت تو ذهنتون پل بزنم؟ تونستم بگم ارزشها باید حفظ بشه؟ جانِ مطلب رو رسوندم؟
@sarbehrah
رؤیای خاطرات
تا همه نیان کسی دست به سفره نمیبره؛
اگه یکی پیداش نباشه، یکی رو میفرستن دنبالش تا به سفره برسه؛
بدونِ بسم الله و دعا دست به سفره نمیبرن؛
یهو کللللللی دست میاد تو سفره و همه دور همن؛
ازش صدای خنده و شادی بلنده، صدای محبت و رفاقت؛
غذاش هم حلاله... هم پاک؛
اسراف نداره، درست به اندازهایه که باید، کم بیاد ایثار و فداکاری هست، زیاد بیاد خوشاشتهای گمنام؛
بهوقتِ گرسنگیه و بعد از کار کردن، هر وقت شد و از سرِ شکمسیری نیست؛
با وضو غذاش درست شده و نیت؛
با دلِ خوش خورده میشه... گوشت میشه به تن؛
بابتش جز خدا کسی سرت منّت نداره؛
همکاری و اتحاد داره، از پختنش تا انداختنش و ظرف شستنش؛
فرصتِ آموختن داره و اگه سوخت یا شِفته شد سرکوفت و تحقیر نداره؛
بهخاطرِ همهی اینا و هزااااااار نکتهی دیگه، برکت داره؛
سفرهی جهادی فقط یکی از هزاران هزار دلیلیه که زندگیم روی دو کفّه نفس میکشه:
پیادهروی اربعین
اردو جهادی.
@sarbehrah