eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
تنها محبت است که کهنه نمی‌شود. همه چیز طراوت خودش را از دست می‌دهد. تازگی همه‌چیز، به کهنگی و پوسیدگی می‌گراید. زیباترین چهره‌ها، زیر چروک‌های پیری دفن می‌شود. گَرد تیرۀ پیری، درخشنده‌ترین چشم‌ها را از لَوَندی و فطانت می اندازد. ولی محبت... نه!     بیهودگی از احمد محمود  + نیاز دارم این رو هم به همون کیفیتِ نادر، بهم هدیه بدی من ثابت بچسبونمش رو پروفایلِ شادم.
AUD-AudioMerger (1).mp3
زمان: حجم: 1.5M
با هم از خوشی اشک بریزیم؛ که به سینه‌های تنگ‌مون نسیمِ شعبان المعظّم وزید... مبارکمونه❣ به پرچمِ سرخِ گنبدهای کربلا قسم.
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه❣ خدا رو شکر که شما رو داریم... خدا رو شکر که ما بی‌دست‌وپاها شما رو داریم... ای عُهده‌دارِ مردمِ بی‌دست‌وپا، حسین❣😭
پا شید برید کربلای شعبان‌مون و از شهدا بگیرید! پاشید! از ما حرکت، از خدا برکت❤️
حسینی‌محراب و رفیقش😍
جا مدافعای حرم آش می‌دادن. پیاده شدیم رفتیم تو شلوغیِ دورِ دیگ بگیریم که دوستم جلوتر بود، برگشت گفت بریم، نمی‌شه این آش و بخوریم. گفتم چرا؟ گفت خانومه که داره آش می‌ده کاشت مژه داره! دو تامون با لب‌ولوچه‌ی آویزون برگشتیم و من تا برسم ماشین، از کنار هرکی رد شدم گفتم ای بابا! مردمِ ناپاک، نذری هم می‌دن، طرف کاشت مژه داره نمی‌شه آشش و خورد! دیگه آش‌هوس‌کرده از بهشت رضا علیه السلام داشتیم بیرون می‌زدیم که یه آقا تو سینی، خیلی محترمانه، بی اون‌که ما پیاده شیم یا منتظر، آش آورد تقدیم‌مون کرد! به دوستم می‌گم وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه؛ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا، وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِب😍
زمان: حجم: 126.4K
دهه فجره😍 تولدِ سوره فجره😍
سربه‌راه
بسم الله ۱. چرا سمتِ انقلاب و جمهوری اسلامی ایستادم؟ کلاس اوّل، شاگرد اوّل شدم و بابا دستم و گرفت و برد که برام جایزه، عروسک بخره. بهم احترام گذاشت و گفت خودت انتخاب کن. من بین اوووووووووووون‌همه عروسک، دست گذاشتم روی یه دخترِ تپل و موفرفری با لباسِ پف‌دار که عینک به چشمش بود و کتاب دستش. فروشنده که قیمت و گفت، بچه بودم اما می‌فهمیدم این گرون‌ترین عروسکِ اون مغازه است. بدون این‌که مجبورم کنن، گفتم پشیمون شدم، اون کناریش و می‌خوام. کناریش یه دختر موطلایی بود که به‌جای کتاب، میکروفون دستش بود و آواز می‌خوند. بابا گفت قبلیه که قشنگ‌تره! من گفتم نه، همین و می‌خوام‌. سونیا عروسکِ من شد، اما من از همون اوّل «بهترین» رو انتخاب کردم! یعنی هیچ‌وقت به این فکر نکردم که اندازه‌شم یا توانش و دارم یا نه، همیشه تو هر چیزی «بهترین» رو خواستم. تو ۲۳ سالگی هم از بینِ کلی هیاهو، دست گذاشتم رو «بهترین مبنا». انقلابِ صنعتی، تاریخ انقضا داشت و به‌جای سعادت، شقاوت آورد و گواهش مقایسهٔ ساده بین اون‌چه در ادبیات کلاسیکِ اروپاست با چیزی که الآن می‌بینیم. انقلابِ کبیرِ فرانسه اون‌قدر صغیر شد که این کشور در زنازادگی، اوّلِ دنیا شد! از انقلابِ هند هم فقط مُشتی فیلم هندیِ اغراق‌شدهٔ پر از عقده‌ی وطن‌پرستی مونده که حتی زبانی که بهش حرف می‌زنن هم هندی نیست و انگلیسیه(!) اما انقلابِ اسلامی در دلِ تندبادهای دهشتناک، این‌قدر تنومند شد که یکی از کوچک‌ترین برگ‌هاش، کیلومترها دور از خاکِ ایران و پشتِ میله‌های زندون، شد یحیی سنوار و طوفانی به‌پا کرد که داره سرنوشتِ دنیا رو عوض می‌کنه! بهترین شغل... بهترین نمره‌ی کلِ مدرسه... بهترین سفر... بهترین رفیق... بهترین هم‌نشین... بهترین تلاش... من یه «بهترین»طلب هستم. وَ انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی؛ «بهترین مبنا»ییه که پیداش کردم.
باید یه روز وقت بذارم از این مجنون اینجا بنویسم😂 درسته دست‌به‌حذف کردنم عالیه و هیچ وبلاگ و کانال و سایتی رو با کلللللللللی زندگی و قصه که نوشتم نگه نداشتم و همیشه از خودم پرسیدم خب که چی و خنده‌م گرفت، ولی فعلا که این‌جا هست چرا روزهای پر از تجربه و خاطره‌م و برای خودم ثبت نکنم؟!😂
من هیچ‌وقت کتابای نزار قبّانی و غسّان کنفانی رو نمی‌خرم؛ چون هنوز همهٔ کتاب‌های نادر ابراهیمی و جلال آل احمد و دکتر شریعتی رو نخریدم. اما مطمئنم از جمله «چسبیدنی»های تضمینیِ نیمه‌شب با چای تازه‌دم، کتابای نزار قبّانی و غسّان کنفانیه.