سربهراه
باید یه روز وقت بذارم از این مجنون اینجا بنویسم😂 درسته دستبهحذف کردنم عالیه و هیچ وبلاگ و کانال و
مجنون امروز بدون هیچ حرفی، اومد کنارم ایستاد و کارنامهش و داد دستم. من اوّل معدل رو دیدم و خوشحال شدم. بعد دروس رو دیدم و تعجب کردم! به مجنون نگاهی کردم و دیدم با لبخندِ مظلومانهای داره جوری بهم نگاه میکنه که نگاهش آتیشم میزد...
دوباره به نمرات چشم دوختم و با تعجب و عصبانیت ازش پرسیدم: فقط سه درسِ من و بیست نگرفتی؟!
مظلومانه و با مخلوطی از اشک و خنده گفت: خانم تقریبا همه بیستای پایهها همینه کارنامهشون... من اومدم نشونتون بدم بدونید دلم کبابه...
فقط مدیر و خودِ شاگردام میدونستن من چقدر چقدر چقدر از این وضعیت عصبانیام... وَ فقط مدیر و خودِ شاگردام میدونستن این نمره رو من ندادم، بلکه گرفتن! دسترنجِ خودشونه...
برگههای دیِ مجنون رو از بایگانی گرفتم و دوباره بررسی کردم. نه محاسبهی نمره رو، نه! من هر برگهای رو دو بار بررسی میکنم. برای همین اتاقم همیشه پر از برگه است! اشتباهِ محاسباتی ندارم.
بررسی کردم ببینم مشکلش چیه؟ دستور؟ آرایه؟ محتوا؟ حفظیات؟
دیدم فقط بیدقتی... فقط بیدقتی... فقط بیدقتی...
یعنی اون مسائلی که معمولا دبیرها ارفاق میکنن و من نه. چون هیچکدوم از درسا یادِ بچهها نمیمونه، اما دقت کردنها تا ابد همراهشونه. وَ من محاله از دقت کردنها کوتاه بیام.
از بینِ اونهمه نقونالهی مادرهای ناراضی از نمراتِ دروسِ من، من فقط دلم کبابِ این بیستیها شد... وَ دیگه این رو فقط من و خودِ شاگردهام میدونیم یعنی چی و چقدر...
کاش مجنون ازم بیست بگیره... کاش درسخونها دقت کنن و ازم بیست بگیرن...
زمان:
حجم:
150.5K
ثبتنامِ اربعینِ پیشِ رو، امشب شروع میشه.
مسؤولِ ثبتنام هم حضرت عبّاس علیه السلام هستن.
از من گفتن بود!