eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
322 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
شما فکر می‌کنید من برای شما می‌نویسم، در حالی که از این مرور سرمست و سرخوشم... می‌تونم امروز نجف رو تموم کنم، اما نمی‌کنم. می‌خوام کِش بیاد این سرمستی...
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خونهٔ مجلل و زیبا و امن و بزرگِ من و رفیق در نجف❣ ❤️طبقه پایینِ صحنِ حضرت زهرا سلام الله علیها❤️
سربه‌راه
خونهٔ مجلل و زیبا و امن و بزرگِ من و رفیق در نجف❣ ❤️طبقه پایینِ صحنِ حضرت زهرا سلام الله علیها❤️
هر وقت برمی‌گشتم، چشم‌به‌راه داشتم. سرِ سفره کم بود یا زیاد، همراه داشتم. سرد بود یا گرم، روز بود یا شب، بد بودم یا خوب، اینجا پناه داشتم. عاقبتم سپید بود، حتی اگه روزگاری سیاه داشتم. دلم شاد بود؛ گرچه به لب آه داشتم. مشکلاتِ عالَم بهم هجوم میاورد، برای هرکدوم چاره و راه داشتم. اصلا همه‌چی به کنار؛ من اینجا عزّت و جاه داشتم‌.
«پیرانِ نهروان، همه قاریانِ قرآن‌اند»! دارم سریال امام علی علیه السلام نگاه می‌کنم. همه‌ش یادِ ولایی‌هایی هستم که واکسن نزدن... که گفتن رهبر الکی واکسن زده... که گفتن نشون ندادن سوزن فرو رفت تو بازوی آقا یا نه... که گفتن ولی فقیه مجبوره... که گفتن آقا اشتباه کرده... همه‌ش یادِ مذهبی_ولایی‌هایی هستم که می‌خوان هم از توبره بخورن، هم از آخور... که می‌گن البته ما هم به رهبری نقد داریم... ای بر پدر و مادرتون لعنت! بر بچه‌هاتون لعنت که حال آدم از دین و ایمان‌تون به هم می‌خوره!
سربه‌راه
«پیرانِ نهروان، همه قاریانِ قرآن‌اند»! دارم سریال امام علی علیه السلام نگاه می‌کنم. همه‌ش یادِ ول
یه دونه دعای مستجابِ دم افطارم و از خدا خواستم دودمانِ این مذهبیا رو بسوزونه و نسل در نسل نیستی و نابودی نصیب‌شون بشه و شرّشون به جمهوری اسلامی به خودشون و بچه‌هاشون برگرده که این‌قدر از ظهور عقب نیفتیم به خاطر این ملعون‌های علف‌خوار.
سربه‌راه
«پیرانِ نهروان، همه قاریانِ قرآن‌اند»! دارم سریال امام علی علیه السلام نگاه می‌کنم. همه‌ش یادِ ول
خدانکرده اگر از این علف‌خوارهای محجبهٔ قرآن‌خون کسی اینجاست و نفسِ آلوده‌ش تو این اتمسفر می‌چرخه، خواستم یه خاک بر سرِ مستقیم بهت بگم. خدا تو و مرده و زنده‌ت و لعنت کنه که شرّ مطلقی برای ظهور.
تو مسجد کوفه یه مقامی هست به نامِ بیت الطشت. تو مفاتیح، بخش اعمال مسجد کوفه مختصرتوضیحی داده. خودتون بعد بخونید. من با این تیکه‌ش کار دارم که امام، عالِم به غیب هستن. مطمئن هم می‌دونستن دختره بی‌گناهه. راااااااحت می‌تونستن همون اول حکمِ به بی‌گناهی بدن. ولی چه کار کردن؟ گفتن برید قابله بیارید! قابله یعنی همون پزشکِ زنان! یعنی متخصص! یعنی عالِم دینی، فرستاد پی متخصصِ علمی! یعنی سیدناالقائد تو کرونا شدن جلودارِ همهٔ رعایت‌ها! یعنی ماسک زدن‌شون، روضه‌های تنهایی‌شون تو حسینیه، یعنی سفر نکردن‌شون به مشهد، یعنی جلساتِ مجازی‌شون، یعنی واکسن زدن‌شون، یعنی دستکش پوشیدن‌شون، یعنی احترام گذاشتن به علم و تخصص... اگه دورتون از این علف‌خوارهای طب سنتی و اسلامی دارید که «سبک زندگی اسلامی» رو با دود کردنِ عنبرنسارا و پنبهٔ آغشته به گل بنفشه اشتباه گرفتن، جا داره روشن‌شون کنید، نداره با کافرِ بی‌دین بشین و برخاست کنید، با اینا نه! از دلِ اینا ابن‌ملجم درومد که فردای عیدِ من و تو رو داغ به دل‌مون بذاره! این رزقِ شبای تقدیرت از من🌿
سربه‌راه
هر وقت برمی‌گشتم، چشم‌به‌راه داشتم. سرِ سفره کم بود یا زیاد، همراه داشتم. سرد بود یا گرم، روز بود یا
من اونجا هم فهمیدم چقدر بدم، چقدر سیاهم، چقدر تاریکم، چقدر بی‌خیرم، چقدر به‌دردنخورم، چقدر مصرف‌کننده‌ام، چقدر بارم، چقدر اضافه‌ام، چقدر اِشغال‌کنندهٔ زمان و مکانم، اونجا هم فهمیدم. اما حتی یک‌ بار، حتی یک ثانیه، یک نفس حس نکردم تنهام. اونجا حتی وقتِ بیدار شدن هم چشم‌به‌راه داشتم‌...
تعطیلم. پول دارم. همسفر دارم. مسؤولیت و دغدغه‌ای ندارم. تنها بندی که محکم نگهم داشته برنگردم نجف؛ واجبِ روزه‌مه... فقط همین.
هرچی شعله‌های سینه‌م بیشتر می‌شه، آروم‌تر می‌شم. عمیق‌تر یه چیزایی رو حس می‌کنم.‌ از جدیدترین چیزایی که حس کردم اینه که من این‌بار دلم برای همه‌شون تنگه... همه‌شون، نه فقط امام حسین علیه‌السلام... چند روزه زیر آسمون سلام می‌دم: سلام بر امام کاظم... سلام بر امام جواد... سلام بر سیدمحمد... سلام بر امام هادی... سلام بر امام عسکری... سلام بر نرجس خاتون... سلام بر حکیمه خاتون... سلام بر امام زمان... سلام بر امیرالمؤمنین... سلام بر مسلم بن عقیل... سلام بر هانی... سلام بر مختار... سلام بر هود و صالح... سلام بر آدم و نوح... سلام بر ابراهیم غمر... سلام بر طفلان مسلم... سلام بر عموعباس... سلام بر اربابِ تشنه‌لب... سلام بر حضرت معصومه... سلام بر حضرت زینب... سلام بر امام حسن... سلام بر حضرت زهرا... سلام بر رسول‌الله... از سلامِ سوم و چهارم دیگه اشکام می‌ریزه... مثلِ وقتی که دلتنگِ امام حسینم... قلبم تند می‌زنه... مثلِ وقتی که دلتنگِ امام حسینم... نشستم وسطِ منارجنبونی که ریخت و ویران شد... دور تا دورم شعله‌های شکوفه... سوزانِ سرد... وَ حالاتِ جدیدی رو در خودم رصد می‌کنم... کار دیگه فقط به نجف ختم نمی‌شه؛ من آفتابِ کاظمین و سایهٔ سامرّا رو هم می‌خوام‌... صبحِ بادخیزِ جمکران رو بیشتر.