eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
322 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
اومدیم شبستانِ مسجد گوهرشاد یه چُرتی بزنیم. مثلِ خونه‌مون تو نجف، یخ‌بندون نیست... فرشاش و نمی‌شه بپیچیم دورمون... گرمایش روی ستونا نیست، کفِ پاهامون و بچسبونیم به دریچه‌های روی ستون که گرما بگیریم... کوله‌هامون و ندادیم امانت... حتی تو شهرِ خودمونم پتو نیاوردیم... اهلِ چیزی آویزون کردن به دست‌مون نیستیم. چشمامون در امنیت نیست، تو عراق همه مشکی و تیره داشتن با این‌که عید بود، ایرانی‌ها هم هنوز اونجا جرأت عور بودنِ اینجا رو ندارن، ولی اینجا با هر یه فرازِ جوشن، چشمامون اذیت بود و هست... کسی دوروبرمون عربی حرف نمی‌زنه... درِ شبستان بازه ولی سوزِ سرما از بیرون نمی‌زنه... شام‌مونم واقعا شام بود، صبحانه نبود... سوهانِ قم هم به‌جای دِهین... یه چای و سوهان زدیم و ولو شدیم... هیچی شبیهِ نجف نیست، جز امامِ حرم... من امشب خیلی دلم برای هرکی تو شهرش حرم نداره سوخت... خیلی زیاد... خدا کنه یا بیاین مشهد و قم... یا رزقِ حرم اومدن‌تون ماهانه بشه و از جایی که فکرش و نمی‌کنید... آدم بی‌حرم می‌میره...
ya-ali-nam-to-bordam (3).mp3
زمان: حجم: 2.3M
بسم الله الرّحمن الرّحیم یا علی مدد❣
آخرین نماز ۱۴۰۳ رو پایینِ پای امام، ایوان طلا خوندیم و سالِ نو رو رفتیم از نزدیک از آقا تحویل گرفتیم. خب فکر می‌کنید دیشب (شب قدر) شلوغ‌تر بود یا امروز (سال تحویل)؟! چیه؟ فکر کردید سال جدید رو بی‌تفاوت شروع می‌کنم؟😎 یکی پیام گذاشته بود چقدر پرتنش و پرچالش زندگی می‌کنی! پس چی؟ خیال کردی مثل توی بی‌رگ و ریشه روز و شب می‌کنم؟! به قول آقای رحیم‌پور؛ خاک بر سر اون حزب‌اللهی‌ای که هرجا رفت براش چالشی پیش نیومد! بچه حزب‌اللهی هرجا باشه باید چالش داشته باشه، وگرنه یعنی یکیه مثل همه! شما که خودتون و با سخنرانی‌های هر ننه‌قمری خفه کردید، جمعه به جمعه یه ساعتم آقای رحیم‌پور گوش بدید. چیزی بهتون اضافه نشد، قیامت جلوم و بگرید. با تضمین می‌گم پای حرفم هستم. ما تا دقیقهٔ تحویل سال با رفیق، سمج ظهور خواستیم. اصلا ظهور خواستن یعنی دقیقا خودِ خودِ چالش😂 اینجا مثل نجف نذاشتن راحت بخوابیم، تو رواق امام داشتیم از خواب می‌مردیم ولی رفیق پا شد رفت کلللللللللللل خادمای رواق رو دونه به دونه بازخواست کرد که چرا روی بیدار کردنِ خواب‌ها حساس هستن، اما روی مانتویی بودنِ برخی زائرها نه؟!😂 خدا ما رو مرگ بده ولی بی‌تفاوت نکنه که در آرامش و بی‌رگ‌وریشه همیشه لبخند به لب داشته باشیم! یکی از شاگردام یه بار گفت خانم! من شما رو خیلی دوست دارم، ولی فلانی از شما خیلی بدش میاد، پشت‌تون حرفای بد می‌زنه، من ناراحت می‌شم. گفتم اگه یه روز دیدی همه مدرسه خانم فارسی رو دوست دارن، بدون من یه منافقم😎 دهنش وا موند! براش تبیین کردم ینی چی و خوشحاااااال رفت. خلاصه روی سؤالم فکر کنید تا شب بیام تحلیل بنویسم، الآن خواااااااابم🥱
سربه‌راه
آخرین نماز ۱۴۰۳ رو پایینِ پای امام، ایوان طلا خوندیم و سالِ نو رو رفتیم از نزدیک از آقا تحویل گرفتیم
امروز شلوغ‌تر بود! تحویلِ سال. شبِ قدر نه. امروز که شلوغ‌تر بود، عزادارها نبودن... یعنی چی؟ بیاین کمی عمیق‌تر باشیم و صریح.‌ من نمی‌گم کشش به دین کم شده، نه ابدا! آمارهای سالانهٔ اعتکاف و سفرهای راهیان نور و اربعین و ایام خاص مذهبی تو گوگل هست و همه صعودیه. اما اما کشش به پوستهٔ دین صعودیه، نه به معنا و عمقِ دین. این خطرناکه. چرا؟ چون تو دعای عهد می‌خونیم اماما! بیا که دین رو اِحیا کنی. اِحیا یعنی زنده کردن. نمی‌خونیم دین رو بیار. دین هست. ولی یه جوریه که دیگه دین نیست. مثلا چه جوری؟ مثلا این اَجی‌مَجی‌های مذهبیا که نمی‌دونم از کجاشون درآوردن که اگه فلان سوره رو بخونی اثر وضعی کاشت ناخن می‌ره... پس خیلی سخت نگیرید(!) شنیدید؟ من چون تذکر می‌دم زیاد شنیدم :) غیرمذهبیا که می‌گن درسته، از مرجع پرسیدیم(!) منم وقتی نگهش می‌دارم می‌گم جلوی خودم زنگ بزن دوباره بپرس به علمِ منم اضافه شه، می‌زنن به غربت‌بازی! می‌گم پس چرا از مرجع مایه گذاشتی؟! بزدل بگو دلم می‌خواد! مذهبیا هم کم‌کم دارن شُل می‌شن و توجیه پیدا می‌کنن... یکیش همین سوره‌های ضدِ اثرِ کاشت(!) وقتی می‌گم پس چرا سوره‌هاتون جوری اثر نمی‌کنه که طرف بتونه محضرِ امام بره یا نماز بخونه یا غسل داشته باشه، باز می‌زنن به غربت‌بازی :) که من اُمّل و سخت‌گیرم... منم به یاد همین چند قسمت کوتاهی که از امام علی علیه السلام دیدم می‌گم: گر قریش مرا جلّاد بخواند، حکم خدا را اجرا می‌کنم :) ببینید، یه زمانی تو تشکیلات واقعا رشد داشتیم. واقعا ها! من تو کربلا داشتم برای مکه و مدینه و سوریه و زیارت‌های متعدد دعا می‌کردم، رفیق گفت چرا جهادی نمی‌خوای؟ تو که اردو جهادی دوست داری؟ گفتم بعدِ کرونا هر جهادی‌ای رفتیم رشد ندیدم. بندگی ندیدم. فرمانده بودم، نیروی کاریِ مخلص نداشتم، نیرو بودم هم فرماندهٔ مخلص نداشتم بذاره کار کنم. برگه‌بازی بود... پوسته بود... من تو اردوجهادی اسراف نکردن یاد گرفتم. اما جهادی‌های الآن چه خروجی داره؟ طرف بادکرده‌تر از قبل خودش و منجیِ بشر می‌دونه(!) من یه منشی دارم که هرکی چنین ادبیاتی داره که باید جذب کنیم، ازش بیزارم. اونی که فکر می‌کنه چیزی داره که بقیه رو باید جذب کنه، از صد تا کافر بدتره. دیشب عزادارها و دین‌مدارها بودن، امروز مردمی که امام رضا رو دوست دارن، اما جوری که خودشون می‌خوان... نه جوری که امام می‌خواد... ما تو صحنا تا می‌شد می‌چرخیدیم. طرف حتی رنگ لباسش با رنگ پرچم امام رضا جان یکی نبود... اومده بود عید... نیومده بود تبرک کردنِ تقدیرش به دستِ امام... امروز حرم تالار بود... مدل‌های مختلف لباس... مدل‌های مختلف آرایش... مدل‌های مختلف لاک... رفیق دیشب می‌گفت مثل نجف امشب حرمیم. تأکید کردم اینجا مثل نجف نیست. آستان قدس همهٔ شرایط رشد رو بسته. به چه بهانه‌ای؟ جذب! مردم یه وقت از دین زده نشن! لطفا امسال مطهری بخونید! لطفا امسال مطهری بخونید! لطفا امسال مطهری بخونید! «جذب باید به اصول دین باشد.» اوکی؟ ما به تعداد نیازی نداریم! کیفیت می‌خوایم. شیعهٔ تنوری می‌خوایم! اونی که روز عید با کراپ اومده حرم... خادمای خائن برای این‌که زده نشه بهش چیزی نگفتن... اصلا در دایرهٔ دین نیست که زده شه... نماز جماعت ظهر و عصر و تو آفتاب خوندیم... تشنه... تشنه... خواب‌آلود... بعد از نماز دیدیم جلومون دو تا خانم با کاشت ناخن بودن... دینِ انسانیت‌شون نماز ما رو هم خراب کرد... دوباره خوندیم... همون عمل انفرادی که اونا رو تو قبر خودشون می‌ذاره، نماز جماعتی رو به هم ریخت... زن‌داداش یه بار ازم پرسید چرا این‌قدر روی کاشت حساسید؟ گفتم چون نسلِ ناپاک‌شون سر کلاسای من حاضر می‌شن و بدیهیات رو نمی‌فهمن... تعجب کرد. گفتم به فرداها نگاه کن... اینا فقط بچهٔ این نجس‌ها نیستن... جامعهٔ فردای ماست... من به شوخی زیاد می‌گم امام رضا که غریب نیست، همیشه دورش شلوغه، ولی... در غلغلهٔ جمعی و «تنها» شده‌ای باز آن‌قدر که در پیرهنت نیز غریبی... امروز کسی با عزای امام رضاجان عزادار نبود... نه فقط غیرمذهبیا... حتی مذهبیا... یه دختر از جلوم رد شد با حجاب کامل... درست مثل بسیجیا... ولی روسری سفید... سفیدِ سفید... یه لایه آرایش... علی هنوز هم غریب بود... دستِ گدایی به سمتش داشتن و به‌وقتِ بیعت دستش و خالی گذاشتن... گرفتید چی می‌خواستم بگم؟ چی شد؟
تو سالِ جدید قراره چه کاری بکنید که از پوسته به عمقِ دین نزدیک‌تر شید؟ روی پوسته بمونید ولایی هستید ولی گاهی به آقا نقد داریدا... با عبا مشکل نداریدا... عقد کردن روز شهادت از نظرتون ایرادی نداره ها... یه آرایش کوچولو در حد مرتب بودن رو گناه نمی‌دونیدا... سفر تو ماه رمضون براتون آسونه ها... سفره‌های مهمونی‌تون‌ مختلطه ها... روی پوسته بمونید با اولین شبهه پناهیان‌ها رو می‌ذارید کنار و دودستگی قالیباف_جلیلی درست می‌کنیدا... کلا پوسته بمونید با اولین خلاف میلی که شنیدید همه‌چیز و می‌برید زیر سؤال ها... موضع‌هاتون ایستادگی عقیدتی نداره، تعصب داره ها... سال جدید برنامه‌ای برای «دین‌مدار» شدن دارید؟!
سربه‌راه
مگه به خونده‌های قبلی #عمل کردیم؟!🥲
چند سالیه دم عید ترند شده مردم لیست کتابای خونده‌شدهٔ سال رو می‌دن. کار خوبیه به‌نظرم. آدما رو به اضطراب می‌ندازه یا سرِ ذوق میاره اونام بخونن. ولی یه خلأهایی داره. بازم کمیت‌گرایی داره، نه کیفیت‌گرایی. شده مثلِ آمار صعودی مراسم مذهبی... شده مثل تشکیلات‌های موجود... اگه در سال هزار تا کتاب خوندی، چند تا سؤال پیش میاد: چی خوندی؟ برای لذت خوندی یا هدف؟ چه هدفی؟ با توجه به هدف، چقدر به چیزایی که خوندی عمل کردی؟ به‌نظرم می‌لنگیم... در حقیقت می‌لنگیم... خودِ آرمانی‌مون و دوست داریم نشون بدیم یا بنویسیم... من تو سالی که گذشت چهار کتابِ کاملِ غیر کاری خوندم‌. یک جدید، سه بازخوانی. وَ همهٔ سال در عمل به یکی‌ش موندم. مثل آهو در عسل موندم! راستش از لیست‌های خونده‌شده خیلی تعجب می‌کنم... چون آثارِ اون خوندنا رو تو جامعه نمی‌تونم پیدا کنم! یه حسرتایی روی دلمه؛ مثل خوندنِ همهٔ آثار دولت‌آبادی... جلال... سیمین... مثلِ یک‌جا هدیه گرفتنِ تمام کتاب‌های فاضل نظری... مثلِ بازخوانی آتش بدون دودِ نادر... ولی من یه خمینیسمِ دوآتیشه‌ام :) اَدای امام خمینی رو درمیارم که از بین چندین کتاب، فقط یکی_دو‌ تا برداشتن و وقتی گفتن همه‌ش و بردارید، گفتن پس کی فکر کنم؟ :) پس کی عمل کنیم؟ 🥲
پسراتون و داماد کنید، خیلی آدم می‌شن! برادرم تا قبل از ازدواج نمی‌تونست دو کلمه با بابام حرف بزنه، حالا این‌قدر حرف مشترک دارن که مغز من و خوردن :)
ما تو خونواده‌هایی هستیم که زنانِ بیوه‌ش (نه دخترکانِ پرشوروشوقِ عمرندیده) دو‌ ماه صبر می‌کنن و تحقیق، اما روزِ ضربت خوردنِ امام علی علیه‌السلام عقد می‌کنن و جواب می‌دن زنگ زدن پرسیدن و گفتن عقد حتی روز عاشورا عیب نداره... دورهمی و مهمانی‌شون هم افطاری می‌گیرن روز شهادت امام علی علیه‌السلام و مایی که نمی‌ریم می‌شیم متکبّرینِ اهل بهشت... می‌شیم از دماغ فیل‌افتاده‌های خودبرتربین... خدایا ما رنج می‌کشیم... ما خیلی رنج می‌کشیم... ما با گریه‌هایی که وسطِ خیابون بر دلتنگیِ نجف می‌تونیم سر بدیم، اما در خونه نه... خیلی خیلی رنج می‌کشیم...