eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
مَرَضِ بی‌خوابی در عینِ خواب داشتن رو با تذکرة‌الأولیا تسکین می‌دم. در مقدمه، زندگیِ عطار رو بر مبنای اشعار خودش شرح داده. مدحِ اهل بیت علیهم السلام و خواب دیدنِ پیغمبر... کتابِ مظهرالعجایب... اتهامِ رافضی بودن... خلاصه که؛ ما آریایی هستیم، همه یکتاپرستیم شیعهٔ حیدر هستیم آلِ ظریفی نیستیم✌️
گفتند: کسی می‌گوید که خلق را دعوت مکنید تا پیش خود را پاک نکنید. گفت (حسن بصری): شیطان در آرزوی هیچ نیست مگر در آن‌که این کلمه در دل ما آراسته کند تا درِ بسته آید. صفحه ۲۸ـ نشر ژکان
من عاشقِ زیتون هستم. شبِ قدرِ اول که شبِ سال تحویل بود، به رفیق گفتم امسال قدس آزاد شد، کاروان‌های زیارتی راه افتادن، ما هم بریم. یادم بنداز از اونجا زیتون بیارم. اون دیگه اصلِ جنسه. تعطیلات تموم شد، باید سخت کار کنم تا با جیبِ پُر برم فلسطین، چون «ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد. هرکس با ماست؛ بسم الله! هرکس با ما نیست، خداحافظ.»✋
سربه‌راه
صبح با رفقا رفتیم راهپیمایی و همین الآن برگشتم خونه! بدین‌صورت که پس از راهپیمایی و خوندنِ نماز، کوبیدیم رفتیم پی مانتو آدمیزادی و تو ماشین افطار کردیم و نماز مغربم بیرون خوندیم و همه‌ش بازار بودیم! کجای مشهد مونده بود؟ آزادشهر، اکسیر، ابریشم، احمدآباد، خیابون راهنمایی. این مناطق در تصرفِ خدازده‌های شپشو، تاب‌پوش وَ خاک‌برسره! سرسام گرفتیم این‌قدر چشمامون گناه دید و گوشامون گناه شنید... این‌قدر که امام زمان علیه‌السلام به دادمون رسیدن و یه موکبِ خیلی باکلاسِ مناسبِ منطقه، به اسمِ آقا، چای‌آویشن می‌داد و خوردیم و غصه‌هامون رو شست و برد. زن‌داداش همه‌‌خرترین مانتوی بازار رو گرفته به دو تومن. بهش گفته بودم من این‌قدر پول رو فقط به چادر می‌دم که ارزش داره، مانتو چیه دو‌ تومن؟! زن‌داداش گفت محاله زیر دو تومن مانتو پیدا کنی. گفتم خواهرشوهرت و نشناختی :) از خیابون راهنمایی، مانتو آدمیزادی خریدم به پونصد تومن :) اون‌طوری که ذوق داشته باشم و بگم باب سلیقه‌مه نیست، اما دخترام ببینن ذوق می‌کنن و همکارام بازم ازم آدرس می‌گیرن. یه شومیز گل‌گلی هم خریدم به ششصد با یه گردنبد و گوشوارهٔ متناسب باهاش که خیلی لطیف و گل‌گلی‌ان به دویست. در مجموع؟ یک و سیصد! ینی تن به بی‌حجابیِ اجباریِ بازار ندادم و اگه امروز هم پیدا نمی‌کردم، نمی‌خریدم تا آدمیزادی پیدا کنم. نه عبایی، نه پیراهنی، نه کت! مانتوی در شأن، با سلیقه و مرتب. تن به قیمت‌های تحمیلیِ بی‌تناسب با پارچه‌ها و دوخت ندادم. از یکی از خفن‌ترین نقاط مشهد خرید کردم ولی به قیمتِ معقول. یعنی تن به حماقت ندادم که من رو به لباسِ میلیون تومنیم از فلان‌جا بشناسن، بلکه اشیای در خدمتم رو باید به من بشناسن. هم با خرید معقول، تونستم یه لباس ذوقی و گل‌گلی هم بخرم، با اکسسوری مناسب. کفشم می‌تونم بخرم. ینی با دو تومن کلی می‌شه خرید کرد، معقول و مناسب و زیبا. نه مشکی، نه شلخته، نه نامناسب. بازم جوری خرید کردم که زن‌داداشم و دخترخاله‌م وقتی سفرم، به‌جای لباسای پول‌خوردهٔ بی‌فایده‌شون، ازم اجازه بگیرن و برن سر کمدم لباسای من و بردارن! آقا عید فرمودن باید سبک زندگی مردم رو «اصلاح» کرد. می‌شه جهادی، اما باسلیقه و باکیفیت زندگی کرد. می‌شه. می‌شه برابر تحمیل‌های اقتصادی و اجتماعی مقاومت کرد. می‌شه. می‌شه هم‌رنگِ جماعت نشد. می‌شه. به‌قولِ آقا ما بن‌بست نداریم، همیشه بن‌بازه. الحمدلله ربّ العالمین. +عکس چه ربطی داره به فرسته؟ هیچ ربطی! تو بازار بودیم دوستام وایسادن یه جایی و زدن زیر خنده. گفتم چیه؟ گفتن این تویی! دیوانهٔ سفر و آمادهٔ رفتن! می‌خواستن برام بخرن که نذاشتم :) ولی واقعا منم :))
این گلدون رو هم گرفتم برای مامان مدرسه. دست یکی از دخترا دیده بود، این‌قدر دوست داشت، همه‌ش می‌گفت همون و بده من. عیدی بهشون بدم ذوق کنن :) موچی هم خریدم امتحان کنیم چیه، خیلی خوشمزه بود لعنتی ولی گرووووووون! یک عدد خریدیم هشتاد هزار تومن، همه خوردیم😂 جهادیِ جهادی😎 اون یک عدد اندازهٔ نصفِ کف دست بود... فقط پولِ ترند بودن‌ش بود... ولی خب ناخورده از دنیا نمی‌ریم دیگه :) +هنوز حتی یک و پونصد هم نشده روی هم 😎
از دیگر فعالیت‌های ما در بازارگردی: +شالت رو سرت کن! +بپوش روسریت و! +خرس گندهٔ روزه‌خوار! +شپشوها! +سرم رفت، دو دقه آهنگت و خاموش کن ببینم چی می‌پوشم! وَ چادرمون با کوفیه‌های به‌جای روسری سرکرده :) وَ نمادهای فلسطینِ به موبایل آویزون، به دورِ مچ بسته :) زرشکِ طلایی بهترین موقعیت: پسرِ جوانِ مانتوفروش جلوی کلی خدازده از من پرسید چی مد نظرتونه براتون بیارم؟ منم کلافه از مدل‌های به‌دردنخور، خیلی با چندش جواب دادم: مدلِ آدمیزادی! که ندارید! کدوم «انسانی» اینا رو می‌پوشه؟ شلخته و پلشت و لَش و پاره‌پوره و کوتاه و بلند و مُضحک(!) وَ سکوووووووووتِ یک مغازه😂😂😂😂😂😂😂😂😂
رو تختهٔ گوشهٔ مسجدی که نماز مغرب و اونجا خوندیم، نمی‌دونم چی آموزش یا توضیح می‌دادن، اما این فرمولش اگر «عمل» شه، دقیقا به هدف می‌خوره. اگر «عمل» شه! (کار درست × درست انجام دادن) + استمرار🤌
سلام😎 سرِ عبا خی‌لی ازم سؤال پرسیدید که چرا این‌قدر شدید و مستمر مخالفش هستم (الحمدلله) وَ خواهم بود (ان‌شاءالله). برای برخی پاسخ دادم و ممکنه این فرسته براتون تکراری باشه، اما دیدم سؤال زیاد شده، گفتم نشر بدم این‌جا. ببینید دوستان، فلسفهٔ حجاب، عقبه و چشم‌انداز سیاسی، موج اجتماعی وَ اثرات فرهنگی، حتی اقتصادی رو بذاریم کنار. می‌خوام خیــــــــــــــــــلی ساده چند تا سؤال از شما بپرسم. یعنی با تحصیلات، جنسیت، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، مطالعه یا عدم مطالعه و هیــــــــــــــــــــچی کار ندارم. اصلا هم نمی‌خواد بیاین به من جواب بدید. فقط این سؤالا رو دارم از وجدان و انصاف‌تون می‌پرسم. همین. هیچ دعوایی هم با هم نداریم :) دوستان ما تو دنیای نیت‌های ساده و پاکِ شما زندگی می‌کنیم یا تو دنیای پر از پیچیدگی و نیرنگ و برنامه برای از بین بردنِ دین؟ تا حالا به گوش‌تون نخورده که یکی از افسرهای ارشد اسرائیل گفته ما نمی‌تونیم حجابِ زن ایرانی رو ازش بگیریم، پس باید با دین وارد شیم و دین رو بزنیم؟ انصافا و وجدانا شما بین این صحبت و رایج شدنِ عبا نمی‌تونید ارتباط برقرار کنید و چشم‌انداز و هدف رو متوجه بشید؟ انصافا و وجدانا شما طی چند سالِ اخیر، مشخصا بعد از کرونا، تغییر پوششِ اربعین رو متوجه نشدید؟ آیا این تغییر مورد رضایت و خشنودی آقا امام حسین علیه السلام و امام زمان علیه السلام هست؟ آیا اربعین بزرگترین تجمعِ مذهبی در جهان و نقطه‌اشتراکِ همهٔ دنیا نیست که برنامه‌ریزی براش مهم باشه؟ آیا اربعینِ حقیقی و اصیل برای آیندهٔ استکبار خطرناک نیست که با طرح و برنامه بخواد از این خطر خودش رو نجات بده؟ انصافا و وجدانا با رایج شدنِ عبا، پوشیده شدنِ برهنه‌ها به‌دست میاد، یا به‌تدریج از دست دادنِ حجابِ اصیل و واقعی؟ انصافا و وجدانا تغییر ذائقهٔ آقایونِ مذهبی و مقیّد رو نسبت به حجاب و پوشش متوجه نشدید؟ تأثیر این تغییر ذائقه رو در خواستگاری و ازدواج، در کار و محیط فعالیت، در برخورد و توجه متوجه نمی‌شید؟ انصافا و وجدانا با رایج شدن عبا، شما به کودکان که نسل‌های آینده هستن چطور می‌تونید حجاب رو اون‌طوری که از حضرت زهرا سلام الله علیها به ما رسیده آموزش بدید و منتقل کنید؟ انصافا و وجدانا عبا، پوشیده‌تر کرده؟ یعنی شما هیچی نگی هم با دختربچه‌ت بری تو خیابون، حجابِ حقیقی بهش منتقل می‌شه که پس‌فردا محجبه بار بیاد؟ انصافا و وجدانا متوجه قبح‌هایی که با عبا ریخته می‌شه نشدید؟ متوجه نشدید عبایی‌ها به‌تدریج و به‌مرور به سمت آرایش‌های ملیح کشیده می‌شن؟ انصافا و وجدانا متوجه رقابتی که بعد از عبایی شدن در عباپوش‌ها اتفاق میفته نشدید؟ که زیباتر و شکیل‌تر دیده شن به بهانهٔ جذب به حجاب؟ انصافا و وجدانا متوجه اثرات اجتماعی عبا بر میزان ازدواج و شاغل شدنِ دختران دین‌مداری که تن به نمی‌دن نمی‌شید؟ انصافا و وجدانا عبا مورد رضایت ولایت فقیه و امام زمان علیه السلامه؟ انصافا و وجدانا برهنه‌هایی که عبا می‌پوشن، «محجبه» می‌شن یا از راه دیگه‌ای و در قالب دیگه‌ای خودشون رو عرضه می‌کنن؟ انصافا و وجدانا اگر حضرت زهرا سلام الله علیها در زمانهٔ ما بودن، عبا می‌پوشیدن؟ :) انصافا و وجدانا با پوشیدنِ عبا، یا طراحی عبا، یا فروش عبا، یا ترویج عبا، دارید به اسلام و انقلاب خدمت می‌کنید یا خیانت؟ اینا رو از خودتون، فقط از خودتون در خلوتی با امام زمان علیه السلام بپرسید و به ایشون پاسخ بدید. همین :)
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلاً به تو افتاده مسیرم که بمیرم یک قطرهٔ آبم که در اندیشهٔ دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم (این مصراع رو شاعر گفته آقا، من رو به آغوش هم نگیری دوستت دارم و برات می‌میرم) یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته‌ام را (من شعله‌های هر روز عمیق‌ترِ توی سینه‌م رو روی همون آوارِ منارجنبونی که دیگه نیست، عاشقم) بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
وَ اجْعَلْنَا عِنْدَکَ مِنَ التَّوَّابِینَ الَّذِینَ أَوْجَبْتَ لَهُمْ مَحَبَّتَکَ...