eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌ریم که داشته باشیم یه پنج‌شنبه و جمعهٔ پر از قِر رو با مولودی(!) موکب‌های شکم رو با هر درآمدی(!) نوکران و چاکران و خادمانِ اهل بیت رو مختلط(!) وَ زائران و عاشقان رو با هر پوششی(!) به اسمِ امامِ رئوف (!) به کامِ شیطانِ رجیم :))
سربه‌راه
می‌ریم که داشته باشیم یه پنج‌شنبه و جمعهٔ پر از قِر رو با مولودی(!) موکب‌های شکم رو با هر درآمدی(!)
کادو تولد برای آقا امام رضا علیه السلام چی می‌برم؟ یه شاخه گل و ثوابِ دو ساعت امر به معروف و نهی از منکر تو حرم‌شون روز جمعه هدیه به مادرِ بزرگوارشون❣
سربه‌راه
می‌ریم که داشته باشیم یه پنج‌شنبه و جمعهٔ پر از قِر رو با مولودی(!) موکب‌های شکم رو با هر درآمدی(!)
آثار این کارناوال‌های شکم و قِر؟ تحریفِ دین در ذهنِ نسلِ بعد! بچه‌ها هستن خب... هم خوراکی دوست دارن... هم آهنگ... امام رضای سال‌های آینده یه امامِ قِردوست هستن که غایتِ دنیا در منظومه فکری‌شون خوردن و آشامیدنه :)) مهم اینه رئوف باشی؛ با همه... با گناهکار... با دشمن... با منافق... با اونی که داره آیندهٔ بچه‌ت رو می‌دزده...
غریب امام رضا... ❤️‍🩹
اگه مادر بودم چه کار می‌کردم؟ با خانواده‌م می‌رفتم محل کارناوال. جلوی چشمِ بچه‌هام موکب به موکب رو تذکر می‌دادم. با شوق دستِ بچه‌م و می‌گرفتم و می‌بردم اون قلیل موکب‌هایی که ازشون صدای مولودی‌ای که اهل بیت علیهم السلام رو شاد می‌کنه، پوشش‌های خودشون درسته و با هر خدمت به دیگران هم تذکر می‌دن، مختلط نیستن و با نامحرم اختلاط و بگوبخند نمی‌کنن. بیان هم می‌کردم چرا رفتم اون موکب‌ها. اگه خوراکی‌ای بچه‌م خواست که موکب‌های شیطانی داشتن، برای بچه‌م توضیح می‌دادم چرا نمی‌شه از اونا بخوری و همون لحظه می‌رفتم براش پیدا می‌کردم که بخرم. بچه‌م می‌دید مادرش به سختی افتاده، پیگیر خواسته‌شه، مغازه به مغازه سؤال می‌کنه، ولی مال شبهه‌ناک رو نمی‌ذاره بخوره. بچهٔ من حاصلِ بکن_نکنِ من نیست، حاصلِ اعمالِ منه. بچهٔ من می‌دید مادرش نمی‌شینه کنج خونه که گناه رو نبینه، نه! می‌ره با جماعت و هرجا گناهی دید علیهش می‌شوره. اگه مادر بودم تموم امشب رو با بچه‌هام عدس‌پلو درست می‌کردم، تو ظرف می‌ذاشتم و حدیث‌های امام رضا علیه السلام دربارهٔ حجاب رو به فارسی، بی اسم امام و مثلا با نوشتهٔ «پیشوای هشتم» رو روی ظرف با دست‌خط بچه‌هام و نقاشی‌های اونها می‌چسبوندم و می‌بردم اطراف حرم و به بی‌حجاب‌ها می‌دادم. اگه مادر بودم امشب و فردا خیلی کار داشتم... من امام رضاجان رو غریب نمی‌ذارم...
اگه مادر بودم فردا عصر خونه‌م مولودی می‌گرفتم. پسرام و، حتی مصطفی رو که یک سالشه، می‌فرستادم با بابای گوربه‌گورشده‌شون بیرون. فقط دخترام بودن و دعوت هم دخترای همسایه. البته مامان‌شون هم می‌شه بیان، اما پسرها بالای یک سال نه. از قبل چند تا هدیهٔ اساسی آماده می‌کردم. با کادوهای دلربا. چند تا هم هدیهٔ کوچولوی همگانی. مولودی پر بود از خوراکی‌های خوشمزهٔ تا بشه دست‌پختی و خونگی. کیکِ پخته‌شدهٔ خونگی برای امام رضاجان. مدت جشن یک ساعت که حوصلهٔ کسی سر نره. یه کم مولودی و دست و جیغ و هورا. یه کم بارون صلوات. یه نمایش انگشتیِ امام رضایی با دخترام برای مهمونا. کیک بریدن و تقدیم هدیه‌ها. هدیه کوچولوها برای همه است. اما هدیه اساسی‌ها فقط برای دخترای محجبهٔ همسایه... 😍
قبلا این کار رو کردم؛ خیــــــــــــــــــــــــلی جوابه :) می‌رفتم به دخترای چادری عروسکِ رنگی‌رنگیِ محجبهٔ ایرانی هدیه می‌دادم. دختربچه‌های بی‌روسری یا با پیراهن‌های لختی میفتادن دنبالم که عروسک بگیرن. خم می‌شدم می‌بوسیدم‌شون، بهشون شکلات می‌دادم و می‌گفتم دورت بگردم، عروسکا فقط برای دخترای باحجابه، اونا که نامحرم اجازه نداره ببینه‌شون و موهای قشنگ‌شون رو فقط تو خونه خوشگل می‌کنن و پیراهنای گل‌گلی‌شون و بیرون نمی‌پوشن. دخترای بی‌حجاب بدوبدو می‌ریختن سر مادراشون که چرا برای من حجاب نیاوردی😂😂😂 دخترچادریای کوچولو هم آی کِیف می‌کردن😍😍😍
سربه‌راه
اگه مادر بودم فردا عصر خونه‌م مولودی می‌گرفتم. پسرام و، حتی مصطفی رو که یک سالشه، می‌فرستادم با باب
نمی‌گفتم بفرمایید مولودی، با بچه‌هام کارتای دعوت درست می‌کردیم، روش می‌نوشتیم جشن تولد امام هشتم❤️
اگه خونوادهٔ پایه داشتم هم این کارا رو می‌کردم، حتی اگه مادر نبودم. ولی فعلا دستم بسته است. دوست ندارم هم ساندویچ و خوراکی از بیرون بخرم عیدی بدم. اون‌جوری به هرکی عیدی بدم فکر می‌کنه عیدی دادن پول می‌خواد، پول‌داری می‌خواد. مهمه برام خونگی بودن و ساده بودنِ این کارا. که هرکی دید بگه ببین! منم می‌تونستم برای امام رضاجان بکنم. نگاه بچه‌ش روی برگه آچهار کارت دعوت درست کرده و نقاشی کشیده، منم می‌تونستم بکنم. مثلِ عیدی‌هام تو مدرسه که معلمای دیگه‌م می‌تونن بکنن ولی دغدغه ندارن(!) خدایا نیت رو از من بپذیر...
شهر پر شده از موکب‌های تولدِ یه امام رضای منفعل و فقط مهربون که من نمی‌شناسمش! واقعا امام رضا جان بیان، از موکب‌هایی که دورشون پر از بی‌حجاب و برهنه است... داخلش زن و‌ مرد قاطیه... اونی که شربت می‌ده تاتو داره..‌. اونی که شربت می‌گیره کاشت داره..‌. با آهنگاش می‌شه وسط خیابون رقصید... راضی‌ان؟! ینی امام رضاجان به این موکب‌ها پا می‌ذارن؟! نگاه می‌کنن؟! غریب امام رضا...❤️‍🩹
دیدن نمی‌تونن دین رو ازمون بگیرن، رفتن سراغ تغییرش... شراب بریز تو لیوان، اسمش رو بذار نذری... می‌خورن... نجس رو می‌خورن... راه برای خیلی کارای دیگه باز می‌شه... عبا کن... بگو واسه جذب بی‌حجابا... بده تنش کنه... حله. کم‌کم روسریه طلقی می‌شه... صورته آرایشی... موها قلمبه بالا... کفشه تق‌تقی... جورابه رنگ پا... ناخنه سوهان‌کشیده... حله... پسر و دختر بگن بخندن، یکی ریش داشته باشه، یکی چادر. کارشونم فرهنگی. چشم‌اندازها و‌ افق‌های تمدنی. حله... غریب امام رضا...❤️‍🩹
وامیستم نزدیک موکبا ببینم چند تا از مذهبیا تذکر می‌دن... تا حالا یک نفرم ندیدم... چقدر بی‌معرفتید مذهبیا... چقدر نمک‌نشناسید... چقدر خوشحالم ازتون بیزارم و تبرّی دارم... ما ایرانی‌ها مدیون امام رضاییم... شربتش و‌ بخوریم ولی دینش و لگد کنیم؟! بی‌بخارای بی‌غیرتِ سجاده‌آب‌کش... تف به جای سجده رو پیشونی‌هاتون.