eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
324 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
#جوکر خونوادگی ینی چی؟ ینی حالا که بحث بی‌حجابی و بدحجابی تو فیلما جا افتاده و آرایش‌های غلیظ هم تو
پیرانِ شما در گذشته جشن هنر شیراز رو دیدن... ساکت بمونید کودکانِ شما در آینده تکرارش رو می‌بینن...
سربه‌راه
#جوکر خونوادگی ینی چی؟ ینی حالا که بحث بی‌حجابی و بدحجابی تو فیلما جا افتاده و آرایش‌های غلیظ هم تو
امروز رفیق گفت این پستت رو سخت نوشتی. من عصبانی شدم. گفتم درپیت‌ترین قلمم رو آوردم کانالم که همه‌فهم باشه بعد تو می‌گی سخته؟! من وبلاگ این‌طوری می‌نوشتم؟ گفت وبلاگ و وبلاگیا فرق دارن. تو از دل وبلاگیا کلی دوست صمیمی پیدا کردی(❣️)، نمی‌تونی مقایسه کنی با فضای کانال و مجازی‌های سرعتی و مقطعی. بعد گفت چون می‌دونم با دغدغه نوشتی، گفتم بهت بگم که منتظر نباشی متوجه اصل مطلبت بشن و پیگیری کنن. اومدم ازتون بپرسم واقعا متوجه نشدید که منظورم اینه اگه روابط زن و شوهری عادی بشه، خب بعدش روابط نامحرمی رو عادی می‌کنن؟! من هم‌چنان تأکید دارم که ضایع‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین قلمم رو آوردم کانال که همه‌فهم باشه. وَ البته خودم هم راحت و درلحظه باشم. ولی نمی‌پذیرم که منظور من و متوجه نشید😭😭😭😭😭😭 واقعا این می‌تونه دلیلی باشه که اینجا رو آتیش بزنم و محو کنم😭😭😭😭
یه هندی رو اردو مِمَرن قطمِ جنوم مه پمگوئما غذا مِده چه طوری سربا بی‌خوره؟ زم‌داداشب هبوم‌جوری سربا خورده. از اوم برادرب گرفته. پا شد اوبد مه بادرم سر مزنه، بادرم ازش گرفت. در متیجه بن هن از بادرب گرفتب. کِی؟ حالا که از فردا بی‌رب و تا سه روز ماید می‌وقفه و می‌استراحت سرِ پا ماشم... یک هفته ول تو خونه بی‌گشتم ایما هیچی‌شون بمود، همیم حالا که مدنب و لازب دارب ایما قیاب کردب کروما رو اِحیا کمب! چرا ایم‌قدر عصمابی‌اب؟ چوم فردا ماید ابلا مگب... وَ هر جامه‌جایی ن، م، ب تو ابلاهای دختراب از دباغِ گرفتهٔ بنه🤧
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیواناتِ ناطق به تورم خورد و کاری باهاش کردم که تا زنده است از خاطرش نره. جایی بودم. با گروهی. یکی‌شون تازه از عراق برگشته بود. خانمه با آب‌وتاب از نجف گفت. من چیزی نمی‌گفتم. در جمعِ مذهبی‌های بی‌شعور، نقشِ بی‌دین‌ها رو بازی می‌کنم به چالش بکشونم‌شون و به روشون بیارم نه خداشون و می‌شناسن، نه امام‌هاشون رو، نه انقلاب‌شون، نه هییییییچی از عقایدشون رو! از این کانال به اون کانالن و این‌قدر سخنرانی و کلیپ نگاه کردن، رودل کردن و هیچ منظومه فکری منظمی براشون شکل نگرفته و واسه همین به راااااااااااحتیِ آب خوردن می‌شه با همون کلیپایی که دیدن متزلزل‌شون کرد :)) در سکوت یاد خاطرات نجف در نیمه‌شعبان بودم. دیروز هم از نجف فرمانده برام دِهین سوغات آورده بودن. دهانم شیرین، عقلم شیرین، مست بودم از دهین و نجف. ظاهرا چشم‌هام سرخ و خیس شده بود و حواسم نبود. یکی از بی‌شعورها پا شد اومد کنارم و یواش درِ گوشم گفت یه خانم دکتر عراقی، مجرده و تنها. یکی می‌خواد پیشش باشه و فقط آشپزی کنه براش. خونه و حقوق به‌راهه. می‌ری نجف زندگی می‌کنی و هر روز حرمی. حقوقشم فلان دینار که به ایرانی می‌شه ماهی هفده میلیون. تو رو معرفی کنم؟ گفتم خودِ علی آخر از شما گاومذهبی‌های ماماکنونِ جفتک‌پرونِ بی‌عقل فرقش شکافت... من چرا از حیوانیتِ شما گزند نخورم؟! چشماش چهارتا شد و اومد ژست برخوردگی بگیره که با صدای بلندتری بهش توپیدم: علی‌ای که من دلتنگشم، مردِ کار و ضرورت بود. مردِ جهاد. مردِ تلاش. همهٔ بهانه‌های افسردگی رو داشت؛ زنش و پیش چشمش کتک زدن، بچه نیومده‌ش و کشتن، حقش و گرفتن، خونه‌نشینش کردن، روی منبرا لعنش کردن، اما یک ساعت ننشست کنج مسجد به زار زدن... مثل هر روز... مثل روزهای عزتش کنار پیغمبر... دست به زانو گرفت و رفت نخلستون بازم کار کنه... چی تو من دیدی که خیال کردی علیِ متعهد و پرتلاشِ من، شبیه علیِ دلشکسته و ضعیف و بی‌عار و بی‌کارِ یه‌سره به حرمِ توی بی‌شعوره که تا سردی‌تون می‌کنه افسرده می‌شین و علی‌علی‌کنون از دنیا و آخرت بیزار می‌شین و از علی‌تون طلبکار؟! اومد حرف بزنه که بازم در نطفه خفه‌ش کردم: خاک بر سر تویی که نه درس‌خونی، نه کاری‌ای، نه باعرضه‌ای، نه کتابی خوندی، نه اهل خدمتی، نه پی معرفت علی‌ت رفتی و هر بار هرجا دیدمت داشتی علی‌علی می‌کردی و من هرگز ندیدم برای حفظ آبروی علیت هم که شده، شیعهٔ قابل افتخاری باشی(!) به نظرم خودِ بی‌عرضه‌ت برو خونه دکتر نجفیه بلکه کنارش دو تا کار کردی و تن بی‌عارت به جز شوآفِ الکی، به کار هم بخوره. جوش نجف منم نزن. اون موقعی که داعش عراق بود و پرتقالا مسموم و کرونا در کمین و امثالِ تو به نفع‌تون نبود علی علی کنید و هرجا دیدمتون از زبونتون نمیفتاد که الآن به مصلحت نیست(!)، من عراق بودم. بلدم چطور زندگی کنم و زیارت که با سرِ بلند بگم علی و هرجایی که هستم بهترینش باشم که کسی جرأت نکنه چپ به نجف و علیِ من فکر کنه... خفه‌ش کردم. در حالی که دارم فکر می‌کنم غریب امام علی علیه السلام با این خوارجِ عقب‌مونده‌ای که دورشن و زیااااااااد(!) ینی همین که علی علی می‌کنید و یک بار نهج‌البلاغه رو با معنی نخوندید، می‌شه کوبیدتون سینه دیوار و تف‌بارون‌تون کرد. مُشتی گاو‌مذهبی که اگه فرق مستحب و واجب رو می‌فهمیدید الآن دنیا، ظهور بود...
سربه‌راه
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیوانا
که اگه فرق مستحب و واجب رو می‌دونستید، از نجف برنمی‌گشتید ایران و با دیدنِ یه برهنه راهتون و کج کنید و سر بندازین پایین و نچ‌نچ‌کنان برید خونه و به بقیه بگید داریم تو فساد غرق می‌شیم... فقط باید امام زمان بیاد(!) من بیزارم از نجفی که توی بی‌بخار زیارتش کردی و یادت نداده علی بی‌تفاوت نبود!
سربه‌راه
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیوانا
که اگه فرق مستحب و واجب رو می‌دونستید، وسطِ امتحانا پا نمی‌شدید برید دفتر بسیج و دربارهٔ ریشوهای قسمت برادران رؤیاپردازی کنید که چطور خودِ آویزونتون رو ببندید بیخ ریشش! من بیزارم از نجفی که تو زیارتش رفتی و دُرّش و به‌دست کردی اما یادت نداده درس و دانشگاه، جهاده... سنگره... وطنه... اگه سقوط کنه دیگه از مأذنه‌ای أشهد انّ علیا ولی الله نمی‌شنویم...
سربه‌راه
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیوانا
که اگه فرق مستحب و واجب رو می‌دونستید، تو ایوان طلای نجف هر ۲۴ ساعت گوشی‌به‌دست نبودی محتوای پیج آماده کنی به بهانهٔ جذب(!) می‌تمرگیدی یه خطبه نهج‌البلاغه رو محضرِ امیر می‌خوندی و تفکر می‌کردی بلکه همه وجودت بشه جذب... من بیزارم از نجفی که تو زیارت کردی و دیگران رو با عکس و گیلی‌گیلی جذب کردی، نه با معرفتی که هرکی با علیه باااااااااید باتفاوت باشه، باااااااید پرتلاش باشه، باااااااید خستگی‌ناپذیر باشه، بااااااید عابد باشه... من بیزارم از نجفی که تو زیارت کردی و هنوز یادت نداده بین خادمی حرم و نماز، بین راهیان نور و نماز، بین روضه و نماز، بین هیئت و نماز، بین جلسه بسیج و نماز، نمازته که واجبه! من از نجفِ شما نجف‌رفته‌هایی که هنوز یادتون نداده نماز اولویت و ضرورته و محبوب علی، بیزارم.
سربه‌راه
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیوانا
من از نجفِ شما نجف‌رفته‌های دُر‌به‌دستی که شب‌ها افسرده‌اید و روزها علیل و تا کسی بهتون خرده می‌گیره چرا مثل آدم درس نمی‌خونی؟ مثل آدم کار نمی‌کنی؟ مثل آدم تعامل نمی‌کنی؟ آه می‌کشید و گدایی درک می‌کنید که حالتون بده، بیزارم! که تو اگه نجف‌شناس و علی‌باور بودی، این نبودی!
سربه‌راه
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیوانا
که تو اگه علی‌شناس بودی و نجف‌فهم با عبا تو ایوان طلا عکس نمی‌گرفتی بذاری پیجت و دین رو خرجِ دیده شدنت کنی.............
سربه‌راه
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیوانا
که تو اگه علی‌شناس بودی تموم شب هیئت نمی‌موندی که از خستگی بخوابی و نماز صبحت قضا شه...
سربه‌راه
تو فکر کن از کژفهمیِ مذهبی‌بی‌شعورهای عقب‌مونده، نتونی در فِراقِ نجف اشک بریزی(!) یکی از این حیوانا
که تو اگه علی‌شناس بودی به بهانهٔ کار فرهنگی و اردو جهادی و جلسه بسیج و هماهنگی هیئت با نامحرم بگو و بخند نداشتی...