خودم به خودم شبهه وارد کردم!
ببینید؛
وقتی فرمانده جهادی بودم
یا مسؤول هیئت
چنان رگباری ایده میدادم و کار میتراشیدم
که یکی از بهترین نیروهام وسط زلزلهٔ سفیدسنگ از شدت بیخوابی غش کرد!
یعنی کار
مهیّا بوده...
ولی تو همون جمع
سه تا دختر مذهبی بودن که
آمار صفر تا صد قسمت آقایون رو داشتن...
الآن همه کارای جهادی همینه... گروه من تا خرخره تو کار بود و فقط این سه تا نخالهمذهبی موش میدووندن...
کار بود
خیلی هم بود
ضروری و فوری هم بود
ولی اونا انجام نمیدادن و شب تا صبح میشستن پشت پسرا حرف زدن و فرداش اون قسمتی از مدرسه ایستادن که تو دید اونا باشن...
خب الآن کار که بوده...
پس چرا این اَلدنگا بیکار بودن و از بیکاری به گناه رسیده بودن؟!
میخوام آنچه شرط بلاغ است بهتون بگم:
۱. به هوش مصنوعی اطلاعات شخصی ندید. دسترسی ندید. حتی نگید از چی خوشتون میاد، از چی بدتون میاد، از چی رنج میکشید... با هوش مصنوعی دردِ دل نکنید😒 این و خلق کردن ازش کار بکشیم... بعدا براتون شاخ میشه ها!
۲. عکس بیحجاب به چه دردتون میخوره؟! عکس عروسیتون، بیحجاب واقعا به چه دردتون میخوره؟! جدّا همیشه میپرسم از اینا که آلبوم عکس عروسی نشونم میدن (دیگه بارداری و زایمان و عقد و تولد و... بماند!) که بعد از مرگت، این عکسا چی میشه؟! دست کی میفته؟! اون شاسی تو اتاقخواب، اگه دزد بیاد، زلزله شه، چی میشه؟!
مخالف عکسه نیستم ها! لپتاپم پر از فایل عکسه،
ولی بیحجاب ندارم.
تولدم، سفرم، دورهمی دوستانهم، خوشگذرونیم...
قبل از انتخابِ مسیر زندگیم داشتم متأسفانه.
بعد از انتخابم قبلیها نابود شد، الآنم ندارم. وَ نکته اینه لازمم نمیشه. همهٔ خاطراتی که میخوام یادم بیاد، با عکسای پوشیدهمم میاد!
جدّا عکسای بیحجابتون بعد از مرگ چی میشه؟!
۳. فقط به خانوادهتون اعتماد کنید.
حتی اگه معتاد و قاتل و جانی باشن.
۴. اگه نیاز به روانشناس، مشاور یا استاد داری (ترند مذهبیا)؛ حتما یهجای مذهبت میلنگه!
تا دیر نشده به منبع برگرد:
قرآن و اهل بیت
امامین انقلاب
شهدا.
والسلام.
خواه پند گیر
خواه ملال!
سربهراه
اگه مادر چند تا بچهای ولی حواست هست که جاریت چه مدل ظرفی به خونهش اضافه کرده تو هم بیکاری! خیلی
اگر بیکارید
بخوابید!
خواب یه نعمته!
یه نعمت که قدرش و نمیدونید!
گناه نمیکنید!
اگه با نیت و نیابت هم بخوابید، تازه ثواب هم میکنید!
میخوام بعد از امتحانا و تموم شدن تصحیح، به نیت قضای خواب مصطفی چمران، چندین روزِ متوالی بخوابم😴
سربهراه
پیادهرویِ آقای رئیسی رو تو نیویورک یادتونه؟ بایدن میخواست باهاش ملاقات کنه قبول نکرد... بایدن برنا
سرِ آقای انصاریان خیلی فکرم به هم ریخته بود...
جوابیهشون و مایه گذاشتن از امام حسین علیه السلام بیشتر...
یاد پیادهروی ابراهیم رئیسی افتادم...
یادتونه ماجراش و؟
چقدر نکته درمیاد از همین وقایع؛
همه و استاداشون دارن میریزن...
هرکی به منبع وصله میمونه.
سربهراه
سرِ آقای انصاریان خیلی فکرم به هم ریخته بود... جوابیهشون و مایه گذاشتن از امام حسین علیه السلام بی
سر امثال پویانفر به هم نمیریزم. میگم جوانه و شهوتِ دیده شدن و فالوور میکُِشه!
ولی سر آقای انصاریان...
اینا حقالناسه ها!
فکر کن دلِ چند تا جوان مثل ما رو میلرزونه...
که طرف عمری زیر خیمهٔ اهل بیت علیهم السلام خدمت کرده و تهش ببین...
تو که دستت خالیه به چی دل بستی؟!
از دیروز
سوزنم گیر کرده روی #یخ_عمر ...
از دیروز
ترسیدم...
که به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام از این دنیا میرم یا...
هزار استغفرالله...
به رفیق میگفتم قیامت هرچیِ من و بریزن بیرون و بگن آشغاله،
یه چیز برام میمونه.
چون حقیقیترین و واقعیترین و اصیلترین دارایی منه.
اونم تک تکِ قدمهام تو مشّایهٔ اربعینه.
خالصترین حقیقتِ زندگیم.
که خدا وقتِ محاسبهشون نورِ شدتِ علاقهم و توشون میبینه...
من تک به تکِ قدمهام و تو مشّایه عاشقانه و عاقلانه دوست دارم...
با هر کسی سهیمشون نمیکنم...
حتی از یکیش نمیگذرم...
توشون هیچ ناخالصیای نداره...
عشقِ محضه...
عشقِ محض.
هر اشکی براش ریختم؛ اشکِ نابه.
میخوام به تک تکِ قدمهای مشّایهم تو همه عمرم قسم بخورم:
که هرکی قلبش
(نه زبونش)
جای محبّت سیدعلی خامنهایه
عاقبت بهخیر میشه.
مطمئنم روضههای پشتِ این پیامها رو نمیفهمید.
ببخشید که مطمئنم ولی دو سالی میشه با من هستید و پیام ردوبدل کردیم و دستمه کی مخاطبمه.
برای رفیق که فرستادم، دقیقا روضههای پشتش رو فهمید که با صدای گرفته برام صوت فرستاد و گفت اون با زر و زور به هدفش میرسه... اما امشب رو یادش میمونه که سواد و سابقهش رو باخت...
وَ تهش گفت:
ولی چه فایده وقتی فقط یک نفری...؟!
Amirhatef-2.mp3
زمان:
حجم:
422.5K
آیینِ عشقبازیِ دنیا عوض شده است
یوسف عوض شده است، زلیخا عوض شده است
سر همچنان به سجده فرو بردهام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شده است
خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسیم
خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است
آن باوفا کبوتر جَلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده، اما عوض شده است
حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده است...