از حرفای جدیدی که دارم میشنوم اینه که داره چو میفته «جنگ اگه طولانی شه به ضرر ایرانه چون اقتصادمون ضعیفه»
#الغارات و خوندین خودم و کشتم؟!
اگه نخوندین همین الآن شروع کنید!
تو صفین هم همین زمزمهها بلند شد...
صفین؛ جنگِ بُرده رو باختن بود...
صفین به شمشیرِ معاویه نباخت...
ذوالفقار علی یدالله بود فوق ایدیهم.
علی جنگِ برده رو به چو انداختنهای معاویه باخت که سربازاش باور کردن...
اسلحه دست ما نیست، ولی زبون که داریم! قلم که داریم!
مجازی
و حقیقی
#تبیین کنید:
هرچه زمان جنگ
بیشتر شه
به ضرر اسرائیله.
پس اصلا
از طول کشیدن جنگ
واهمه نداشته باشید.
از هفت اکتبر
آمریکا
آلمان
فرانسه
انگلیس
کانادا
از اسرائیل حمایت مالی میکردن
اما تا الآن
هر چهار دولتی که تعهد دادن
قبل از رسیدن ایام انتخاباتشون
سقوط کردن :)
حزب بعدی هم که روی کار اومد
همراهی نفر قبلی رو نداره :)
دو سال هم درگیر جنگ فرسایشی بودن :)
اونها از جهات دیگه تحمل جنگ ندارن :)
نمونهش؟
آمریکا و یمن
آمریکا کشید کنار :))
جنگ طولانی شه
برگ برندهٔ ماست :)
فقط تبیینش کنید.
بگیدش.
این صداها رو تا کمه خفه کنید...
حرف بزنید
حرف بزنید
دل قوی کنید
دل قوی کنید
دل قوی کنید.
#ادبیات_جنگ
تا در جنگ با شقیترینِ زمانه هستیم و هر کنش و واکنشِ ما حیاتی و سرنوشتساز برای تموم مظلومین عالم که چشمشون به ماست،
اگر فرسته یا خطی از من
تصویری از اینجا
هر چیزی که دیدید مفیده و خواستید نشر بدید
بدون ذکر منبع حلاله.
حتی به اسم خودتون نشر کردید حلاله.
هر کاری کردید راضیام.
دوست داشتید یه یس بخونید هدیه کنید به مادر امام زمان علیه السلام نذر پیروزی ایران و محو شدن اسرائیل.
دوست نداشتید هم مشکلی نیست.
حلال حلال.
#ادبیات_جنگ
جنگ
به شهر من هم رسید.
صدای انفجارها رو که شنیدم
شب و روزِ دخترهای غزه رو فهمیدم...
یه معلم مینویسه:
به زودی تو کتابهای درسی مینویسن
تاریخ آغاز فروپاشی کامل اسرائیل،
غدیر ۱۴۰۴
به دست شیعیان ایران✌️
علیعلی😎
#ادبیات_جنگ
سربهراه
دیشب که با صدای پدافندِ نازنینمون خوابیدیم و هی بیدار شدیم و دوباره خوابیدیم و باز بیدار شدیم، نمیدونستیم صبح و میبینیم یا نه.
مرگ، از رگ گردن بهمون نزدیکتر بود و معنویت و همدلی اوج گرفته بود. عشق اوج گرفته بود. دلتنگی اوج گرفته بود. دلمون میخواست همه دور هم باشیم. مادرم به فکر برادر سربازم بود و من به فکر دوستانم. دوست داشتم خانواده و دوستانم و شاگردام و همه رو تو یه اتاقِ ضدِ جنگ پنهان کنم، درش رو قفل بزنم و قفل رو قورت بدم و به تنهایی به جنگِ پهلوونپنبهٔ ازنفسافتادهٔ زمانه برم.
برای مردن و دیدنِ امیرالمؤمنین علیه السلام خیلی شرمسارم، اما ترسان نیستم. آدمی که تو خاکش بمیره، با حبّ این خاک و این مردم، چیزی برای ترسیدن نداره. ما با عظیمترین داراییمون سربلند ایستادیم، چیزی که غولِ گردنشکستهٔ روبهرومون نداره؛
وطن.
خاک.
خونه.
خونِ من از این خونهست.
پس فدای خودش.
صبح که خدا عنایت کرد و باز هم نعمت زندگی بهمون داد و هنوز سربلند، دیدم مادرم به جون خونه افتاده. میسابه و برق میندازه. میشوره و میروبه.
تلفن مدام زنگ میخورد و احوالمون رو میپرسیدن. مادرم میگفت خوبیم. دارم زندگیم و تمیز میکنم که هرچی شد نگن چه زن شلختهای بوده.
خندهم میگیره. اما بلند میشم و من هم اتاقم و تمیز میکنم. حمامِ بااضطرابی میریم از سر حیا. همینکه لباس میپوشیم دوباره آشوبهای دلمون میخوابه و دیگه از صداها هراسی نداریم. مادرم حتی کوچه رو شسته. حالا نشسته و داره به اسم حضرت زهرا سلام الله علیها دعا میکنه که خدا اسرائیل رو لعنت کنه و به پدافندهامون کمک کنه.
من تموم امروز شاهد زنانهترین روایت جنگی بودم.
برادرم اومد بهمون سر زد و خواست بریم خونهشون. حتی برادرم داشت اسرائیل رو لعنت میکرد و از خائنهای داخلی میگفت. حتی برادرم گفت اسرائیل سگ عوعوکنانه. سگی که پارس کنه جنم گرفتن نداره. داریم از انگلای داخلی بیشتر آسیب میخوریم.
من دارم فکر میکنم جنگ فقط ویرانی نداره. ساختن هم داره. رشتههای پارهشدهای خیلی نرم و آروم داره به هم گره میخوره. داریم به هم برمیگردیم. خاک. خون. وطن.
خون میکِشه. داریم دوباره همهمون... همهمون... همهٔ همهمون برمیگردیم سر سفرهٔ وطن.
مادرم گفت کار یه شب و دو شب نیست. جنگه دیگه. خونهزندگی خودم و ول کنم کجا برم؟!
زن.
زن.
زن.
کدوم غولی حریفِ این لطیفترین مقاومِ سرزنده میشه؟!
من به خاکم فکر میکنم
که پر از این لطیفترین مقاومِ سرزنده است. باز هم چیزی که طرف مقابل نداره.
خیالتون راحت؛
اسرائیل جنگ رو به چای تازهدمِ عصرگاهیِ مادرهای خاکمون
میبازه.❣
#ادبیات_جنگ