جنگ
به شهر من هم رسید.
صدای انفجارها رو که شنیدم
شب و روزِ دخترهای غزه رو فهمیدم...
یه معلم مینویسه:
به زودی تو کتابهای درسی مینویسن
تاریخ آغاز فروپاشی کامل اسرائیل،
غدیر ۱۴۰۴
به دست شیعیان ایران✌️
علیعلی😎
#ادبیات_جنگ
سربهراه
دیشب که با صدای پدافندِ نازنینمون خوابیدیم و هی بیدار شدیم و دوباره خوابیدیم و باز بیدار شدیم، نمیدونستیم صبح و میبینیم یا نه.
مرگ، از رگ گردن بهمون نزدیکتر بود و معنویت و همدلی اوج گرفته بود. عشق اوج گرفته بود. دلتنگی اوج گرفته بود. دلمون میخواست همه دور هم باشیم. مادرم به فکر برادر سربازم بود و من به فکر دوستانم. دوست داشتم خانواده و دوستانم و شاگردام و همه رو تو یه اتاقِ ضدِ جنگ پنهان کنم، درش رو قفل بزنم و قفل رو قورت بدم و به تنهایی به جنگِ پهلوونپنبهٔ ازنفسافتادهٔ زمانه برم.
برای مردن و دیدنِ امیرالمؤمنین علیه السلام خیلی شرمسارم، اما ترسان نیستم. آدمی که تو خاکش بمیره، با حبّ این خاک و این مردم، چیزی برای ترسیدن نداره. ما با عظیمترین داراییمون سربلند ایستادیم، چیزی که غولِ گردنشکستهٔ روبهرومون نداره؛
وطن.
خاک.
خونه.
خونِ من از این خونهست.
پس فدای خودش.
صبح که خدا عنایت کرد و باز هم نعمت زندگی بهمون داد و هنوز سربلند، دیدم مادرم به جون خونه افتاده. میسابه و برق میندازه. میشوره و میروبه.
تلفن مدام زنگ میخورد و احوالمون رو میپرسیدن. مادرم میگفت خوبیم. دارم زندگیم و تمیز میکنم که هرچی شد نگن چه زن شلختهای بوده.
خندهم میگیره. اما بلند میشم و من هم اتاقم و تمیز میکنم. حمامِ بااضطرابی میریم از سر حیا. همینکه لباس میپوشیم دوباره آشوبهای دلمون میخوابه و دیگه از صداها هراسی نداریم. مادرم حتی کوچه رو شسته. حالا نشسته و داره به اسم حضرت زهرا سلام الله علیها دعا میکنه که خدا اسرائیل رو لعنت کنه و به پدافندهامون کمک کنه.
من تموم امروز شاهد زنانهترین روایت جنگی بودم.
برادرم اومد بهمون سر زد و خواست بریم خونهشون. حتی برادرم داشت اسرائیل رو لعنت میکرد و از خائنهای داخلی میگفت. حتی برادرم گفت اسرائیل سگ عوعوکنانه. سگی که پارس کنه جنم گرفتن نداره. داریم از انگلای داخلی بیشتر آسیب میخوریم.
من دارم فکر میکنم جنگ فقط ویرانی نداره. ساختن هم داره. رشتههای پارهشدهای خیلی نرم و آروم داره به هم گره میخوره. داریم به هم برمیگردیم. خاک. خون. وطن.
خون میکِشه. داریم دوباره همهمون... همهمون... همهٔ همهمون برمیگردیم سر سفرهٔ وطن.
مادرم گفت کار یه شب و دو شب نیست. جنگه دیگه. خونهزندگی خودم و ول کنم کجا برم؟!
زن.
زن.
زن.
کدوم غولی حریفِ این لطیفترین مقاومِ سرزنده میشه؟!
من به خاکم فکر میکنم
که پر از این لطیفترین مقاومِ سرزنده است. باز هم چیزی که طرف مقابل نداره.
خیالتون راحت؛
اسرائیل جنگ رو به چای تازهدمِ عصرگاهیِ مادرهای خاکمون
میبازه.❣
#ادبیات_جنگ
سربهراه
بیاین قشنگی ببینید؛ آرایشِ زنانه❣ #ادبیات_جنگ
برای عرضِ ارادت به محضرِ زینب
اگر که نوبتِ من شد شهیده خواهم شد❣
#ادبیات_جنگ
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هی کاملِ این فیلم رو پخش میکنم.
هی هر بار از خودِ بیخاصیتم حالم به هم میخوره...
هی هر بار از خدا چنین ایمانی میخوام...
این شجاعت و مقاومت
از ایمانه
ایمان.
اون الله اکبری که میشنوم
ایمانه...
ما سپاهِ ایمانیم
در جنگ با سپاهِ شیطان...
آخ خدا...
به منِ بیخاصیت چنین ایمانی بده...
چنین مقاومتی...
روایتِ زنانهٔ امروز رو یادتونه؟
اسرائیل به زنانِ ما میبازه.
نه!
نه!
بذارید اصلاحش کنم؛
اسرائیل به ایمانِ زنانِ ما میبازه.
+این زیباترین کلیپی هست که از ابتدای جنگ تا به امروز دیدم و هر بار لبریز از خشم و غرور، اشک ریختم.
خدایا ازت ممنونم که چشمهای ما داره چنین روز و شبهایی رو میبینه...
خدایا ما رو قابل بدون و جشن پیروزی رو هم ببینیم😭😍✌️🇮🇷
#ادبیات_جنگ
سربهراه
روزی که اینجا بودم قبل از جنگ بود.
داشتم به رفیق میگفتم دوست ندارم با بمب و موشک شهید شم. من از هر چیزی، بهترینش و میخوام. بالاترین مقامش و.
به رفیق گفتم دوست دارم تو معرکه شهید شم. اینقدر دشمن ازم کُفری شه که با قنّاصه بزنه وسط پیشونیم.
چشم تو چشم.
خدایا ما بدا هم دل داریم...
پای آرزوم مُهرِ استجابت بزن...
بهحقّ امام زمان❣
#ادبیات_جنگ
یه سؤال:
همونقدر که خبر و کانال بررسی میکنید
دعا هم میکنید؟
#اولویت_ضرورت
#خرمشهرراخداآزادکرد
هدایت شده از معروفانه
زمان:
حجم:
450.3K
❌فورررررری
عراقچی از حالت طبیعی خارج شده؟ یا قول و وعده تپل گرفته؟
جون هموطن هات رو با چی قراره معاوضه کنی؟؟؟
#مطالبه #مطالبه #مطالبه
تماس تماس تماس با وزارت امورخارجه👇👇👇
02161150000
تلفنخانه : 61151
روابط عمومی : 66739191
بزن روش: ثبت نظر و درخواست در سایت وزارت امورخارجه
مجلس:02139931
ریاست جمهوری:0216133
و یا شماره ی : ۱۱۱