eitaa logo
سربه‌راه
227 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
396 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام فقط کافیه باور کنی هیچ‌کس... مطلقاً هیچ‌کس به خادمیِ تو نیازی نداره! یعنی اگر نبودی، هیچ مشکلی... مطلقاً هیچ مشکلی برای هیچ کجا و هیچ کس اتفاق نمی‌افتاد! این تویی که به خدمت در دستگاهِ اهل بیت علیهم السلام نیازمندی... این تویی که اگر خادم نباشی خدمت نکنی دیگه هیچی نیستی... درواقع این تویی که مدیونِ زائری... وَ این زائره که به تو هویت داده! آبرو داده! عزّت داده! مسأله اینه: تو بِه ز من سرِ کویَت هزاااااااااااارها داری! ولی بِدان که گدایت فقطــــــــــــــ تو را دارد...
سربه‌راه
خدا روزی‌م کرد رفتم دسته‌ای که عزاداری‌ش به درد اسلام می‌خوره😍❣ ماجرای شیرزن‌های بی‌بهانهٔ نوغانی رو می‌دونید که؟ همونایی که تا ته ته تهِ ماجرا رو رفتن ولی خودشون رو به امام رسوندن... زن بودن ها! شوهر... بچه... ایل و طایفه... مثل خی‌لی‌هاتون که واسه اربعین بهانه داشتین(!) ولی زن‌های نوغانی خودشون رو به امام رسوندن! چون «می‌خواستن»!
سربه‌راه
دارم فکر می‌کنم فردا که می‌خوایم پیاده بریم حرم، صد تا امربه‌معروف می‌تونم بکنم که نذر کنم و از امرب
بچه‌ها صد تا بی‌حجاب ندیدم😂 چیکار کنم؟ دعا کنم مردم لخت شن یا خدا رو شکر کنم روز شهادت حرمت نگه داشتن؟😂😂😂 من حاجت دارم! حااااااااااااجت!😂😭
سربه‌راه
شاملو می‌خونه😍 هیچی‌ش شبیه مذهبی‌ها نبود که اگر بود من هرگز و حتی برای یک ثانیه تو این جبهه نمی‌موندم! همیشه‌تمیز‌م... همیشه‌منظم‌م... فدای ساعتِ کوچولوی جلوت به‌وقتِ سخنرانی... باسوادِ تیزهوش‌م... کتاب‌خونِ راست‌راستکی و دانا‌م... ذبیح‌م... ذبیحِ پاکدامنم... تا قیامت سربلندم به هواداری‌ت❣
ینی دیگه از فردا محرم و صفر نیست؟! پس من چطوری زندگی کنم؟!
سربه‌راه
ینی دیگه از فردا محرم و صفر نیست؟! پس من چطوری زندگی کنم؟!
انتقام نگرفتیم... ترامپ زنده است... نتانیاهو زنده است... امام خامنه‌ای در امنیت نیست... ماکان پیدا نشد... وضعیتِ اقتصادی کشورم رو زخمی کرده... وحوش و فواحشِ ۱۸ و ۱۹ دی ادب نشدن... مترسک‌های برهنه در کشورم جولان می‌دن... واژهٔ مذاکره از لغت‌نامه حذف نشده... وَ اربعین و مشّایه تموم شد! تا کربلای بعدی چقدر مونده؟!
سربه‌راه
ینی دیگه از فردا محرم و صفر نیست؟! پس من چطوری زندگی کنم؟!
باسم کربلایی و حیدر البیاتی گوش‌ می‌دم، اما همه‌ش رو که متوجه نمی‌شم! بدی‌ش اینه یه مداحِ علی‌الاصول هم برام نموند که زبون‌ش رو بفهمم(!)
سربه‌راه
باسم کربلایی و حیدر البیاتی گوش‌ می‌دم، اما همه‌ش رو که متوجه نمی‌شم! بدی‌ش اینه یه مداحِ علی‌الاصو
دیشب که شبِ شهادتِ امام رضاجان بود، کلی آدم که سال تا سال حرم نمی‌رن... وَ از اساس شهادت و غیر شهادت براشون تفاوتی نداره... رفتن حرم! نه برای امام رضاجان البته! برای زیارتِ حسین ستوده(!) دنیا همین‌قدر مزخرف شده و باید به‌سختی و با تمامِ قوا، علی‌الاصول زندگی کرد...
سربه‌راه
ینی دیگه از فردا محرم و صفر نیست؟! پس من چطوری زندگی کنم؟!
یکی از موکب‌دارهای عِراقی، شب دیگِ صبحانه‌ش رو آورده بود گذاشته بود وسطِ مشّایه. شوربا بود گمونم. با یه ملاقهٔ سرسنگی و یه ملاقهٔ سبک هم می‌زدن روی آتیش تا درست شه. یکی_دو خانم ایرانی رفته بودن هم بزنن.‌ رفیق گفت ما هم بریم. دوست داشتم ولی اکراه هم داشتم. چون نگاه‌های پَستِ برخی ایرانی‌ها به دخترهای جوانِ سرِ دیگ، قدّ سطحِ بُنجُل و سطحیِ خودشونه(!) خیال می‌کنن برای شوهر گرفتن اومدیم دیگ هم بزنیم(!) من مکث کردم ولی رفیق جلو رفت و دستهٔ ملاقه رو گرفت و شروع به هم زدن کرد. من همون‌جا ایستاده بودم و فضا رو رصد می‌کردم و منتظر بودم وقتی همه عِراقی‌ها سرِ دیگ موندن برم جلو که پسربچهٔ عِراقیِ سرِ دیگ، ملاقه رو به سمت‌م گرفت. نتونستم دست‌ش رو رد کنم. هرچه پیش آید خوش آید. بسم اللّه گفتم و رفتم هم بزنم. بهترین آرزویی که یه انسان می‌تونه برای خودش بکنه رو سرِ هم زدنِ دیگ کردم و نذاشتم با آرزوهای مفت، دیگ هم زدن‌م وسطِ مشّایه از کف‌م بره... حالا که محرم و صفر تموم شد به خودم نگاه می‌کنم و مدام سؤالمه که کِی اندازهٔ آرزوم می‌شم؟!
مشّایهٔ عزیزم؛ دور از تو چه پراکنده‌م........................