فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۴):
برای کفش وام میگیرن(!)
برای کیش قرض میکنن(!)
برای موبایلی که دارن و سالمه ولی میخوان بهروزش کنن و مدلبالا، قرض میکنن(!)
به امام حسین علیه السلام که میرسن پول ندارن و این امام حسینه که باید بطلبه و اگر بطلبه پولش قلمبه از آسمون جور میشه(!)
ضربهٔ مهلکی زدم، نه؟😁
تازه اینکه هنوز وارد فرهنگ عاشورایی شدیم که امام حسین علیه السلام همهٔ دیون و قرضهاشون رو صاف کردن و خودشون رو رسوندن به عاشورا و باز این خودش یه نکته است!
تهش که قراره برسونمتون به ظهور چی😂
پس چی؟
میخواین در حد همین زندگیِ حیوانی بنویسم؟
خور و خواب و خشم و شهوت؟!
بابا واسه خوردن و خوابیدن لازم بود خدا اینهمه استعداد به انسان بده؟! خب من و زرافه میافرید، تو رو کفترچاهی😁
یه چیزی بوده که
با ذوق ما رو آفرید...
پُزمون رو به فرشتههاش داد...
وَ به خودش آفرین گفت!
تنها مستحبِ قرض و وامی
سفرِ کربلاست...
که رفتنش گشایشِ روزی میاره...
که وقتی بهش میرسید
میگید جور نشد... نطلبید... ندارم...
وَ نمیدونم چرا با همهٔ ناکسانِ عالَم واردِ معامله میشید
اما
با حسین
علیه السلام
واردِ معامله نمیشید.........
برای حج
شما باید
مستطیع باشید!
مستطیع یعنی بتونی بری مکه و مدینه،
بتونی سوغاتی بیاری، بتونی ولیمه بدی، برگشتی هم زندگیت تکون نخوره.
مستطیع نشی حج بهت واجب نیست!
اینکه دوست داری بری یه چیزه...
ولی اینکه باااااااید بری نه!
میتونی حجندیده از دنیا بری.
ولی روایاتِ کربلا چیز دیگری میگه...
چیز دیگری میگه...
چیز دیگری میگه...
به حسین علیه السلام مقروض شید!
بدهکارِ حسین علیه السلام بشید؛
طلبکارِ دنیا خواهید شد!
امضا: سربهراه.
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۵):
ابتدایی که بودم،
صبحا مادرم میگفت از مادرِ حسین کیک برای خودت بخر، بگو بعد حساب میکنیم.
مادرِ حسین، بقالیِ محلهمون بود. خدا رحمتش کنه. براش صلوات بفرستیم.
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.
میرفتم کیک میگرفتم و نسیههامون رو یادداشت میکرد تو دفتر و آخر ماه مادرم میرفت صاف میکرد.
میدونین؟
قرض و قسط و نسیه انگار نبود...
بیشتر یه مرام و معرفت و مودتی جاری بود...
چطور بگم؟
انگار من بچهٔ خودِ مادرِ حسینم که علاوهبر ساندویچِ مادرم برای زنگ تفریح، یه کیکی هم برای خوشحال شدنم باید داشته باشم...
وَ انگار مادرِ حسین، خواهرِ مادرمه که مادرم آخر ماه حواسش بود دخلش خالی نمونه یهوقت...
تقریباً شبیه ظهوره که میتونیم بدون اجازه بریم از اموال برادر و خواهر مؤمنمون برداریم و باز برگردونیم 😍
اوووووووووو این کجا و اسنپپی و سرای ایرانی کجا(!)
خب چی شد که دیگه اون نیستیم؟!
ای مرگ بر حوزهٔ منفعل و حوزویِ بیبخار...
قدیمها
عمامهبهسرها
کلهٔ صبح
برای بازاریها
«مَکاسب» میگفتن...
دیگه نگفتن و رفتن پی خودسازیِ عافیتطلبی...
صهیون برای کسبه جزوهٔ اقتصادی ریخت!
ای بابا!
ینی عمامهبهسرها برای کاریکاتورِ پیامبر صلوات اللّه علیه و آله صداشون درنیومد... برای قرآنسوزی... برای زن، زندگی، آزادی... برای قصاصِ خون آقاجان... برای حجاب... برای مجلسِ تعطیل... برای گرانی... برای سگگردانی... برای کاشت ناخن و مژه... برای علیالاصول... برای هیچی... برای قسط و قرضم نه؟!
میشه فقط زهرخند بزنم و ادامه ندم؟🥲
سربهراه
این تکه از بهوقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشتتون چیه؟
فرستهٔ پایانی:
«در شأنِ من نیست!»
این جمله رو یادتونه؟
همهٔ این ماجرای قسط و وام رو بچینید تو پازلِ ظهور...
ما ملّتِ امام حسینیم!
در شأنمون نیست...
در شأن منتظر و زمینهساز و سرباز و سردارِ ظهور نیست...
این «عادیترین نتیجه»ای هست که باید از این بحث بگیرید. 😁
شب بهخیر😎
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهوکِیف هستم که امام خامنهایِ جوان هم اهل کریستوفر نولان هستن😍
دلم خواست هممممممممهٔ فیلماش و بازبینی کنم به عشقِ چشمای امام خامنهای که اونا رو دیدن❣
نولان رو در کانالم جستجو کنید😎
سربهراه
آهوکِیف هستم که امام خامنهایِ جوان هم اهل کریستوفر نولان هستن😍 دلم خواست هممممممممهٔ فیلماش و بازبی
به کریستوفر نولان حسودیم شد...
یه غیرمسلمان
اینقدر خوب کار کرده
اینقدر خوب تلاش کرده
اینقدر استوار و خفن کار کرده
اینقدر فکر و سلیقه بهخرج داده
که ولیّ فقیهِ مسلمانها رو
به وجد آورده...
وَ طفلی امام خامنهای
که اونچه دوست داشتن از ایرانیها ببینن
از غریبهها دیدن....................
+پیوست
+افسوس