eitaa logo
سربه‌راه
226 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
396 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
چندین ساله ویراستارم و حتی یادم نمیاد خودم یادم باشه روز ویراستار کِی هست! اما امروز مدیرم صدام زدن
برای صورت‌حسابِ حقوق‌م باید علاوه‌بر امضا، مُهر هم داشته باشم. اسم‌م که روی مُهر هست، زیرش هم باید می‌خورده ویراستار😍 چون باید تحویلِ مدیرم بدم، جوهریش کردم و مُهر زدم پشتِ قرآن‌م برام بمونه❣😍
یادم رفت پنیر بردارم! تجمع، نون خالی خوردم😂 الآنم دلم می‌خواد فرسته‌ای مهم رو بنویسم و بعد بشینم پای لپ‌تاپ و کار کنم😭: به آقای خضابِ برنامهٔ به‌وقتِ ایران، خی‌لی حرف و توهین و تهمت می‌گن که تو از کجا این‌همه می‌دونی! درواقع برای نادانیِ کسی، کسی صداش درنمیاد! اتفاقاً نازشم می‌کنن و قربون‌صدقه‌ش می‌رن(!) هرچه نادان‌تر... عزیزتر(!) ما داریم تو دنیایی زندگی می‌کنیم که دارن به یه دانا توهین می‌کنن که تو چطور این‌همه می‌دونی؟! پس فلانی و بهمانی! عجب... ! آقای خضاب دو_سه شبِ پیش پاسخ دادن و گفتن من معتقدم همه‌چیز رو نمی‌دونم، وَ اون‌چه می‌دونم از کتابه! من کتاب‌خون‌م! اگر به‌وقتِ ایران رو گوش بدید، از «صحبت‌های با مرجع و رفرنسِ آقای خضاب» به‌جای این نظر منه... به‌نظرِ من... از استادچلاغی شنیدم... آقای الاغی گفتن... کانالِ میم. ح نوشته(!) از «صحبت‌های با مرجع و رفرنسِ آقای خضاب» می‌فهمید وااااااقعاً کتاب‌خونه! نه سلام بر ابراهیم و سه دقیقه در قیامت و کتابای علامه فلانی و آقای مؤسسهٔ بهمانی و مستند شنود(!) واااااااااااقعاً کتاب‌خونه مثل آقاجان... یعنی از هر برنامهٔ به‌وقتِ ایران می‌شه یه لیستِ بیست تایی کتاب استخراج کرد در زمینه‌ها و سبک‌های مختلف! ایشون حرفِ جالبی به «حسود»ان‌شون زدن... روی کلمهٔ حسود تأکید دارم؛ افرادی ناتوان که به‌جای کسبِ توانایی، می‌خوان توانمندها رو پایین بکشن... ایشون فرمودن: شما هم کتاب بخونید! من چی می‌خوام بگم؟ می‌خوام بگم اگر حسودها... خصوصاً اگر زمینهٔ عقیدتی دارن و بالاخره دین و ایمانی براشون مهمه... کتاب‌خون بودن... می‌دونستن «لاَ تُحَاسَدُوا فَإِنَّ اَلْحَسَدَ يَأْكُلُ اَلْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ اَلنَّارُ اَلْحَطَب» یعنی چی! اون‌وقت اگر کتاب‌خون بودن... از چهل‌حدیثِ امام، این حسدِ ایمان‌سوز رو تا کار از کار نگذشته... درمان می‌کردن................. شما هم کتاب بخونید!
دیشب تا پنج پای لپ‌تاپ بودم. پنج بیهوش شدم. نُه از اضطرابِ کارام پریدم. صبحانه‌نخورده رفتم حمام غسل جمعه کنم. اومدم مرغ گذاشتم آب‌پز شه برای همکارام بادکوبه درست کنم. خودم نون‌پنیر خوردم. پنج دقیقه هم برام پنج دقیقه بود. نشستم پای کار. نمازِ ظهر خوندم و باز نشستم پای کار. نمازِ عصر خوندم و باز نشستم پای کار. لپ‌تاپ‌م داغ کرده بود. چشمای خودم هم. مغزم. گردن‌م. کمرم. دستِ تخصصی‌م. انگشتای تایپ‌م. خاموش کردم تا غذا می‌پزم استراحت کنه. غذا پختم. آسون بود و یک ساعت ازم وقت برد. بسیار خوشمزه شد و همکارام دستاشونم می‌خورن. خودم نخوردم. پنج دقیقه هم برام پنج دقیقه است. گذاشتم برسم سر کار. ضعف کرده بودم. شکلاتایی که برام هدیه آوردن رو خوردم. باز کار کردم. کار کردم. کار کردم. فقط موند فهرست. صبح بیام بررسی می‌کنم و می‌فرستم ان‌شاءاللّه. خاموش کردم و حاضر شدم. غذا رو بستم و ظرفا رو شستم. خونه رو مرتب کردم و راه افتادم. امشب هم خواب تعطیله. فردا صبح هم برسم باید کار رو بررسی کنم. سخته. بدنم خسته شده. عصری یه آویشن‌عسل هم سر کشیدم. گرسنمه. خواب‌م میاد. اما بی‌خوابی از شدت کار رو به بی‌خوابی از شدت بدخوابی ترجیح می‌دم. الآن تو اتوبوسم. کارای با تلفن همراه‌م رو می‌کنم تا برسم‌. یکی‌ش فیلمیه که برای شما می‌ذارم:
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
از میدان شهدا باید عبور می‌کردم. هنوز تجمع شروع نشده. دیدم این کوله‌پشتی رو گذاشتن. اومدم از نزدیک ببینم که یه دخترخانم محجبه نزدیک شد و این بسته‌بندی نخود و کشمش رو بهم داد. وقتی رسیدم به کوله‌پشتی و پایینش رو خوندم، فهمیدم همونیه که اربعین تو نجف بود و دیدیم😭😍❣ نزدیک سوق‌الکبیر، دم هتلی که از هتلای مخصوص بعثه است، محل تجمع شبانه گذاشته بودن و روی هتل هم با عکس شهدای کوچولوی میناب تزئین بود و این یادمانِ کوله‌پشتی هم اون‌جا...😭😍❣
پسرامون چای می‌دن، دخترامون پرچمای بزرگِ مردونه وسط خیابون می‌چرخونن...
سربه‌راه
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
اولین‌باره بیشترین مشارکت رو دارید، آفرین بهتون👏 از مخاطبی که میّت نیست خوشم میاد و برام یک دونه مخاطبِ میّت هم زیاده! متأسفانه نمی‌تونم تشخیص بدم و تکنولوژیِ ایتا این شرایط رو نداره که بفهمم چه آیدی‌هایی (فارسی‌ش الآن یادم نمیاد، فکر کنم شناسه بود؟) اینجا عضو هستن ولی میّتن... که حذف‌شون کنم و برسم به مخاطبینِ حیّ و زنده‌م... می‌خواستم در مورد محتوای مشارکت‌تون هم بگم آفرین، چون پیام‌های دنباله‌دار طولانی و پر از حرف برام فرستادید که به‌وضوح دیده می‌شه تلاش کردین به مطلب برسید و حتی حس می‌کنم برخی‌تون چندین بار فیلم رو دیدید، ولی متأسفانه با وجود هوش مصنوعی بدبینم و فقط می‌گم اگر بدون هوش مصنوعی و فقط با هوش خودتون تحلیل کردین آفرین بهتون😁 فقط دیوونه‌ها! چرا بیشترتون هشتگ نذاشتید؟! وقتی مفید حرف می‌زنید و پیام می‌دید، هشتگ بذارید، این باعث می‌شه حرف‌های کمتر مفیدتون رو هم با پیش‌زمینهٔ خوبی بخونم. گرچه ادبیاتِ برخی‌تون دست‌م اومده و بدون هشتگ هم می‌فهمم فلان پیام رو احتمالاً فلانی فرستاده :) فردا دربارهٔ فیلم خواهم نوشت و اگر فرصتی شد پیام‌هاتون رو هم پاسخ می‌دم. تا فردا برای توضیحاتی که دادید، مصداق پیدا کنید. از زندگیِ روزمره‌تون. وَ راهکار. درواقع اگر تونستید از این فیلم برسید به موضوع/عنوان شرح/توضیح مصداق/نمونه ابعاد مثبت و منفی راهکار/پیشنهاد ذکر منبع. با هوشِ طبیعیِ خودتون. سن و سال و تجربه و هیچی مهم نیست. مهم اینه که شما فکر کنید.
سربه‌راه
اولین‌باره بیشترین مشارکت رو دارید، آفرین بهتون👏 از مخاطبی که میّت نیست خوشم میاد و برام یک دونه مخا
اگر دوست داشتید سطحِ بالا فکر کنید؛ همهٔ موارد بالا رو در منظومهٔ «ظهور» پاسخ بدید... طوری که بتونید با «تمام عالَم» سر این مسأله صحبت کنید!