eitaa logo
سربه‌راه
226 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
396 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۵): ابتدایی که بودم، صبحا مادرم می‌گفت از مادرِ حسین کیک برای خودت بخر، بگو بعد حساب می‌کنیم. مادرِ حسین، بقالیِ محله‌مون بود. خدا رحمتش کنه. براش صلوات بفرستیم. اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم. می‌رفتم کیک می‌گرفتم و نسیه‌هامون رو یادداشت می‌کرد تو دفتر و آخر ماه مادرم می‌رفت صاف می‌کرد. می‌دونین؟ قرض و قسط و نسیه انگار نبود...‌ بیشتر یه مرام و معرفت و مودتی جاری بود... چطور بگم؟ انگار من بچهٔ خودِ مادرِ حسینم که علاوه‌بر ساندویچِ مادرم برای زنگ تفریح، یه کیکی هم برای خوشحال شدنم باید داشته باشم... وَ انگار مادرِ حسین، خواهرِ مادرمه که مادرم آخر ماه حواسش بود دخلش خالی نمونه یه‌وقت... تقریباً شبیه ظهوره که می‌تونیم بدون اجازه بریم از اموال برادر و خواهر مؤمن‌مون برداریم و باز برگردونیم 😍 اوووووووووو این کجا و اسنپ‌پی و سرای ایرانی کجا(!) خب چی شد که دیگه اون نیستیم؟! ای مرگ بر حوزهٔ منفعل و حوزویِ بی‌بخار... قدیم‌ها عمامه‌به‌سرها کلهٔ صبح برای بازاری‌ها «مَکاسب» می‌گفتن... دیگه نگفتن و رفتن پی خودسازیِ عافیت‌طلبی... صهیون برای کسبه جزوهٔ اقتصادی ریخت! ای بابا! ینی عمامه‌به‌سرها برای کاریکاتورِ پیامبر صلوات اللّه علیه و آله صداشون درنیومد... برای قرآن‌سوزی... برای زن، زندگی، آزادی... برای قصاصِ خون آقاجان... برای حجاب... برای مجلسِ تعطیل... برای گرانی... برای سگ‌گردانی... برای کاشت ناخن و مژه... برای علی‌الاصول... برای هیچی... برای قسط و قرضم نه؟! می‌شه فقط زهرخند بزنم و ادامه ندم؟🥲
سربه‌راه
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
فرستهٔ پایانی: «در شأنِ من نیست!» این جمله رو یادتونه؟ همهٔ این ماجرای قسط و وام رو بچینید تو پازلِ ظهور... ما ملّتِ امام حسینیم! در شأن‌مون نیست... در شأن منتظر و زمینه‌ساز و سرباز و سردارِ ظهور نیست... این «عادی‌ترین نتیجه‌»ای هست که باید از این بحث بگیرید. 😁 شب به‌خیر😎
آفّرین بهتون🌷
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهوکِیف هستم که امام خامنه‌ایِ جوان هم اهل کریستوفر نولان هستن😍 دلم خواست هممممممممهٔ فیلماش و بازبینی کنم به‌ عشقِ چشمای امام خامنه‌ای که اونا رو دیدن❣ نولان رو در کانالم جستجو کنید😎
سربه‌راه
آهوکِیف هستم که امام خامنه‌ایِ جوان هم اهل کریستوفر نولان هستن😍 دلم خواست هممممممممهٔ فیلماش و بازبی
به کریستوفر نولان حسودی‌م شد... یه غیرمسلمان این‌قدر خوب کار کرده این‌قدر خوب تلاش کرده این‌قدر استوار و خفن کار کرده این‌قدر فکر و سلیقه به‌خرج داده که ولیّ فقیهِ مسلمان‌ها رو به وجد آورده... وَ طفلی امام خامنه‌ای که اون‌چه دوست داشتن از ایرانی‌ها ببینن از غریبه‌ها دیدن.................... +پیوست +افسوس
دو تا آیدیِ میّت خودم یافتم حذف کردم😍
دیشب خوابم نبرده و امروز از وقتی بیدار شدم پای لپ‌تاپ‌م. در خسته‌ترین حالتِ ممکن هستم و تمرکزی بر جملات ندارم و وقتی برمی‌گردم چند خط بالاتر، می‌بینم کلماتی ساده که همون اول با ریپلیس همه‌شون رو عوض می‌کنم، به چشم‌م نیومده و این یعنی باید به مغزم استراحت بدم. دلم می‌خواد شب که می‌رم تجمع خودم باشم و خودم. در سکوت به برنامه گوش بدم. ولی دختری که با هم دوستیم منتظرمه و بی‌وقفه صحبت می‌کنه😂 بخوام جای دیگه بایستم هم دیگران باهام صحبت می‌کنن چون همه‌جا دوست و آشنا پیدا کردم و حتی وقتی یه دقه می‌رم چای بیارم، یهو یکی از پشت سر بغلم می‌کنه و نیم ساعت چای‌به‌دست باید بمونم به حرف زدن و خوش‌وبش کردن😶‍🌫 تازه میام وسطِ خیابون که دیگران کمتر میان ولی بازم وقتی جای خونه‌مون هستم تقریباً چیزی از سخنرانی‌ها متوجه نمی‌شم... فقط وقتی با دوستام بیرونم رو دوست دارم چون همه‌مون اهل گوش دادن و مشارکت در برنامه‌ایم، در عین حال که صحبتای خودمونم داریم و بهمون خوش می‌گذره و خوراکی می‌خوریم. ولی این دوست این‌جام چون فقط من رو در همین تجمع می‌بینه، خی‌لی صحبت داره بهم بگه😁 می‌خوام بگم این واقعاً جزو رنج‌مه و واقعاً امشب اذیت خواهم شد... چون نمی‌ذاره مغزم باد بخوره و منم می‌خوام برگردم کار کنم بازم و اصلاً برای همین با دوستام امشب نرفتم جای دیگه. می‌خوام این رو برای امام زمان علیه‌السلام یادداشت کنم که من امشب حتی نیم درصد کشش صحبت و گفتگو و بگو و بخند ندارم... حتی نیم درصد کشش ندارم گوش شنوای کسی باشم... حتی نیم درصد کشش ندارم چندین ساعت بیرون باشم و یکی همهٔ اون ساعات مشغول صحبت کردن باهام باشه... اما دارم به دل این رنج می‌رم فقط به‌خاطر خدا و شما و حکومتت... فقط خدا و شما می‌دونین چقدر خسته‌ام و ذهن‌م نیاز به تنفس داره... فقط خدا و شما می‌دونین فکر کردن به اون چند ساعتی که با اونم و نمی‌تونم جام رو هم عوض کنم چون حداقل اون کمی شبیه خودمه و از دل حرفاش اشتراکاتی پیدا می‌شه، اما بقیه به‌شدت برام خسته‌کننده هستن چقدر جانکاهه... فقط خدا و شما می‌دونین این سختی برای من چقدر زیاده...