eitaa logo
سربه‌راه
225 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
395 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وسطِ همهٔ شلوغی‌هام هی اخبار می‌بینم. دنبالِ این‌م بدونم آقای پزشکیان برای «محرومیت از تحصیلِ دخترای محجبه» با علی‌اف چه می‌کنه... چون در ایران خی‌لی جوشِ خدازده‌های برهنهٔ ماده رو زد(!) جوشِ موتورسواریِ ماده‌های پر از عقدهٔ بی‌دستاورد رو(!) جوشِ وحوش و فواحشِ دی‌ماه که از دانشگاهِ دانشجوها باید محروم می‌شدن اما نذاشت(!) اگر مخاطبِ «دلسوز و صادق»ِ امام‌م نبودید آقای پزشکیان... بند از این دهان برمی‌داشتم... اما مطمئن هستم امام‌م برای عاقبت به‌خیری‌تون دعا می‌کنن و من هم همون کاری رو می‌کنم که امام‌م. خدا به هدایتِ شما به علی‌الأصول، فرجامِ شما رو عاقبت به‌خیر کنه...
سربه‌راه
وسطِ همهٔ شلوغی‌هام هی اخبار می‌بینم. دنبالِ این‌م بدونم آقای پزشکیان برای «محرومیت از تحصیلِ دخترای
کاش این محجبه‌های بی‌مبنامون رو که عاشق جیپ و تفنگ و لانچر و جبهه هستن و لباس ارتشی می‌پوشن و پروفایل‌هاشون کلاشینکف به‌ دوشِ محجبه‌شونه، بفرستیم آذربایجان، محجبه‌های مبنادارِ اون‌ها رو بیاریم ایران و خدمت‌شون رو بکنیم... اون دخترا هستن که فهمیدن چه اسلحه‌ای روی سرشونه و چه دنیایی رو با اون سلاحِ نرم و لطیف، به ستوه آوردن و چه سربازِ رده‌بالایی هستن در چه خطِ مقدمی! همهٔ دنیا هم در صلح و تفاهم و آتش‌بس باشه، این سربازهای محجبهٔ امام زمان علیه‌السلام هستن که بی‌وقفه و نفس، مشغولِ نبردی خونین‌ن... دردوبلای تک‌تکِ شمایی که به‌خاطر فخر و شرف‌تون از تحصیل محروم شدید... تو سرِ برهنه‌های هیچی‌ندارِ بی‌همه‌چیزِ ما.
سربه‌راه
وسطِ همهٔ شلوغی‌هام هی اخبار می‌بینم. دنبالِ این‌م بدونم آقای پزشکیان برای «محرومیت از تحصیلِ دخترای
هوشِ سرشاری نمی‌طلبه! به‌نظرم کسی شکم‌ش از حلال پُر شده باشه، قضیه رو متوجه می‌شه: دخترانِ محجبه از تحصیل محروم شدن. حجاب. تحصیل. حجاب. تحصیل. حجاب. تحصیل. این دو تاست که «زن» رو برای دنیای شهوت‌زدهٔ امروز خطرناک می‌کنه! وَ دقیقاً این دو تاست که اسلام برای «زن» در تمامِ تاریخ، ارزش و کمال دونسته! خدایا من به شما مدیون هستم که من رو زنِ مسلمانِ شیعهٔ محجبهٔ جمهوریِ اسلامیِ ایران آفریدی❣ به من نعمتِ شکر و قدردانی عطا بفرما پروردگارم...
لپ‌تاپ رو خاموش می‌کنم تا حاضر شم برم حرم. سه تا واقعهٔ امروز رو هنوز نخوندم و می‌خوام تو حرم بخونم و بعدش برم تجمع. امشب با دوستام تجمع هستم. می‌خوام یه برنامه هم بنویسم و بتونم در فشار کاری آشپزی هم بکنم. تن و بدن‌م رو باید سالم نگه دارم‌. حین همهٔ اینا دارم فکر می‌کنم کاش «سبکِ زندگیِ شهیدانه» یه word بود روی جسم و روح و زندگی‌م. مثلِ کلمهٔ «پس از آن» که اشتباه بود و روش گرفتم و از نوارابزار گزینهٔ find رو زدم و همهٔ ۲۳ موردِ این اشتباه رو پیدا کرد، روی جسم و روح و زندگی‌م خطاهام رو جست‌وجو می‌کردم. بعد مثلِ وقتی گزینهٔ replace رو زدم و نوشتم «پس‌از آن» و هر ۲۳ مورد، اصلاح شد، روی جسم و روح و زندگی‌م هم اصلاح انجام بدم و به‌جای هر سیئه، یه حسنه بنویسم و خدا بتونه word ِ وجودم رو با خیالِ راحت pdf ِ شهادت و عاقبت به‌خیری کنه و ببنده... ای سرویراستارِ عالَم؛ یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ بِالحَسَنات... 💔
سربه‌راه
تجمعِ ماشینی؛ بهترین گزینه برای هیجانی شدن و پروندنِ خوابِ معلمی که باید برای فردا سؤال طرح کنه، طرحِ درس بریزه، لباس اتو کنه، وَ اگر بیهوش نشد و تا پنجِ صبح وقتی موند، فایلِ ویراستاری‌ش رو باز کنه و کار رو ادامه بده! پنجِ صبح هم چاشت‌ش رو برداره و بره مدرسه😶‍🌫🇮🇷✌️
سربه‌راه
البته الآن این‌م☝️ فردا یک به بعد این‌م👇
یه حاج‌خانومِ تسبیح‌به‌دست از راه رسید و نشست و دست کرد تو کیف‌ش و مُشت‌ش رو پُر کرد و به همه‌مون که تو ایستگاهِ اتوبوس‌یم، یه دونه شکلات داد😍 پنج‌شنبه‌‌مون شیرین‌کام❣
سربه‌راه
من الآن این‌م! و اگر نرسم خونه و نشینم پای ویراستاری، رگباااااااااری فرسته می‌نویسم! حتی امروز میلِ به گفت‌وگو دارم! چرا؟! چون خدا بهم لطف کرد و عنایت فرمود و عطا نمود و... واااااای کِی پنج‌شنبه میاد باز؟! من هفتم و هشتمام و می‌خوام😍😍😍😍😍 اوه نه! اول‌ آخرش و گفتم و این‌طور نمی‌شه! پس اول، اولش و می‌گم! به من کلاسای جدید دادن. ادبیاتِ پیشرفته که مخصوصِ اوناییه که پی تیزهوشانن. هفتم و هشتم. یه عااااااااالمه! فکر کنم چهل تا هشتم بودن، همین حدود هم هفتم که هر کدوم رو باید دو کلاس کنن. دلم می‌خواد هرچی سر کلاساشون پیش اومده رو ثبت کنم😍😂 اما چون دارم از گرسنگی و تشنگی و دستشویی و خواب می‌میرم و چهااااااااااار تا واقعه باید بخونم اول می‌رم پی اینا. فقط همین‌قدر بگم که خدا بهم رحم کرد و نمردم و بازم به شاگردای بادقت و باهوش و بلااااااااا رسیدم😂😂😂😂 وای هفتمام من و ریش‌ریش کردن این‌قدر شر و شیطون بودن و من اونا رو پوره کردم چون ازشون شرتر و شیطون‌ترم😂😂😂😂 روی زمین با دفتر و کتاب پهن شده بودن جلوی تخته و درحالی‌که از شدت خنده فک‌هامون درد گرفته بود، داشتیم جایگاه‌های «مرکب» در فارسی رو موشکافی می‌کردیم😍😂😍😂😍😂😍😂😍😂 ینی صبح ترگل ورگل رفتم مدرسه، الآن موهای سرم از دست اینِ مؤدبای بلای درس‌خون پیتیخ پیتیخه😂😂😂😂😂😂😂😂😂 دلم می‌خواد مثل بولدوزر کار کنم، ویراستاری‌هام و تحویل بدم و بشینم برای اینا تست سخخخخخخخخت دربیارم این‌قدر که کلاس‌مون مهیّج و پرشوره و متمرکز😂😂😂😂😂😂😂😂 من بعد از نهمای دو سال قبل‌م افتادم تو فترتِ دانش‌آموز و پارسالی‌ها که خموده و بی‌تلاش و نق‌نقو و به‌دردنخور بودن اصلاً بهم خوش نگذشت و بعد هم همه‌شون همین بودن. اما امروز...😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 هر دو پایه بلا و طلان، ولی هفتمااااااااااااااا😍😍😍😍 ای بلااااااا هفتماااااااااا😍😍😍😍 خدایا ازت متشکرم❣ ممنونم❣شکرگزار و قدرشناس‌م❣خی‌لی خسته‌ام و به‌جای دو رکعت شکر تمنّا می‌کنم اجازه بده روی ماه‌ت رو ببوسم😍😍😍😍😍 ماشاءاللّه و لاحول و لاقوة الا بالله❣ + اما هنوز هیچ‌کس خوب‌ترین‌م و بلاخانوم‌م نیست.