•
قلب، خاک خوبی دارد. در برابر هر دانه که در آن بنشانی، هزار دانه پس میدهد. اگر ذرهای نفرت کاشتی، خروارها نفرت درو خواهی کرد. و اگر دانهای از محبت نشاندی، خرمنها برخواهی داشت.
#بریده_کتاب: ابن مشغله_نادر ابراهیمی
@Sarirman
مرغِ پر بسته را
طاقت پرواز در آسمان بینهایت نیست... .
@Sarirman | صَریر.مَن
بهبه! این روزها آقای «کمال شریف» کاریکاتوریست یمنی، برای جبهه مقاومت و ایران گُل کاشته...👌
پ.ن:
چه خوبه هنر و توانمندی خودمون رو تقویت کنیم، تا هرچند کوچک و قطرهای؛ ولی انشاءالله تبدیل به دریچهای بشه که چشم و گوش مخاطب رو نسبت به حقیقت هوشیار کنه.
حالا یکی نویسندگیش خوبه، یکی زبان دومی بلده، یکی ساخت کلیپ، یکی هوش مصنوعی و یکی سخنوری و...
اینها همه از یک طرف میتونه خار چشم دشمن بشه و از طرف دیگه،
وسیلهای برای آگاهی مردم و حتی جهان✨✊
#کاریکاتوریست_نقطه_زن
#تو_هم_میتونی!
#راکد_نباش... .
@Sarirman | صَریر.مَن🇮🇷
صَــریـر | 🫀+✒️
﷽ به نام خداوندی که نگاهش همیشه پناهِ بیپناهیهاست.
﷽
به نام خداوندِ برکتدهنده
•
ترکیب طلایی!
از مقر دستور آمده بود، تا همراه با فرمانده، برای بازدید از منطقهی آزاد شده جلو برویم و بازدید میدانی داشته باشیم.
فرمانده:
_ خب یکی داوطلب بشه، بره منطقهی آزاد و این پرچم رو بزنه بالاترین نقطهای که در دسترسه.
با این حرف فرمانده؛ حسن مشتاقانه گفت:
_ من میرم.
سهیل درحالی که به بیسیم و کیف سنگینِ حسن نگاه میکند:
_ چی میگی حسن! با این دمودستک چطوری میخوای سربالایی بری! من میرم جنابِ فرمانده!
محسن که از دوستی عمیق سهیل و حسن در جبهه خبردار بود؛ جلوتر میآید:
_ صبر کنید!
سرها به سمت محسن برمیگردد:
_ بیاین قرعه بندازیم!
قرعهکشی تمام میشود. چشمها بر انگشتان فرمانده خشک شده؛ فرمانده اما، آرامآرام تای برگه را باز میکند.
حسن با دیدن چشمهای گِرد شدهی فرمانده، صبرش تمام میشود:
_ فرمانده چی شد؟
فرمانده با دستمال کوچکی، قطراتی که بر پیشانیاش نشسته را پاک میکند:
_ آقا محسن! چرا اسم حسن و سهیل رو با هم نوشتی؟ گفتم که فقط یه نفر باید بره!
محسن درحالی که به اسمِ وسط پرچم خیره شده:
_ آقا! این پرچم با «اتحاد» بالا میره؛ ارادهی حسن و پشتیبانیِ سهیل، بالابرندهی این پرچمِ سه رنگه، لطفاً اجازه بدین با هم برن... .
فرمانده با نگاهی تحسینآمیز:
_ آفرین جوون!... الحق که بچهی این خاکی؛ پس حالا تو هم باهاشون برو که ترکیب سه تا رنگ کامل بشه؛
یکی برای اراده،
یکی برای پشتیبانی،
و سومی... برافراشتن وحدت و همبستگی.
#داستانک
_ ملیکا نعمتالهی
@Sarirman | صَریر.مَن