صَــریـر | 🫀+✒️
﷽ به نام خداوندی که نگاهش همیشه پناهِ بیپناهیهاست.
﷽
به نام خداوندِ برکتدهنده
•
ترکیب طلایی!
از مقر دستور آمده بود، تا همراه با فرمانده، برای بازدید از منطقهی آزاد شده جلو برویم و بازدید میدانی داشته باشیم.
فرمانده:
_ خب یکی داوطلب بشه، بره منطقهی آزاد و این پرچم رو بزنه بالاترین نقطهای که در دسترسه.
با این حرف فرمانده؛ حسن مشتاقانه گفت:
_ من میرم.
سهیل درحالی که به بیسیم و کیف سنگینِ حسن نگاه میکند:
_ چی میگی حسن! با این دمودستک چطوری میخوای سربالایی بری! من میرم جنابِ فرمانده!
محسن که از دوستی عمیق سهیل و حسن در جبهه خبردار بود؛ جلوتر میآید:
_ صبر کنید!
سرها به سمت محسن برمیگردد:
_ بیاین قرعه بندازیم!
قرعهکشی تمام میشود. چشمها بر انگشتان فرمانده خشک شده؛ فرمانده اما، آرامآرام تای برگه را باز میکند.
حسن با دیدن چشمهای گِرد شدهی فرمانده، صبرش تمام میشود:
_ فرمانده چی شد؟
فرمانده با دستمال کوچکی، قطراتی که بر پیشانیاش نشسته را پاک میکند:
_ آقا محسن! چرا اسم حسن و سهیل رو با هم نوشتی؟ گفتم که فقط یه نفر باید بره!
محسن درحالی که به اسمِ وسط پرچم خیره شده:
_ آقا! این پرچم با «اتحاد» بالا میره؛ ارادهی حسن و پشتیبانیِ سهیل، بالابرندهی این پرچمِ سه رنگه، لطفاً اجازه بدین با هم برن... .
فرمانده با نگاهی تحسینآمیز:
_ آفرین جوون!... الحق که بچهی این خاکی؛ پس حالا تو هم باهاشون برو که ترکیب سه تا رنگ کامل بشه؛
یکی برای اراده،
یکی برای پشتیبانی،
و سومی... برافراشتن وحدت و همبستگی.
#داستانک
_ ملیکا نعمتالهی
@Sarirman | صَریر.مَن
هدایت شده از وتر | Vetr
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️🔥ما ملتِ امام حسینیم
🌱 دستمان را میدهیم، اما هرگز شمشیرهایمان را زمین نمیگذاریم
We are the nation of Imam Husayn
We give our hands but never put down our swords
@VetrMusic
•
_ اگر گوهر جان را نثار قدم یارِ گرامی نکنم.
گوهر جان به چه کار دگرم میآید؟
@Sarirman | صَریر.مَن
•
اگر سخنی میگویم، برای یادآوری سروری دل بر کلمه است... دل داشته باش تا هم سردار میدان سخن باشی و هم سردار عرصه جنگ...
#بریده_کتاب: دویدن تا مردی که جلوتر است
@Sarirman