♪ دنیایی برای سایه ها ♪
بچه ها کسی اسم این انیمه رو اگه میدونه بهم بگه
https://eitaa.com/satsojen/2505
با نگرانی به سباستین نگاه میکنم و میگم:«خوبی؟ ببخشید.» سباستین با نگاهی که پر از خشمه میگه:«دارم به روشای چگونگیه مرگت فکر میکنم.» میگم:«باشه فکر کن ولی الان بگو ببینم، ماجرای کامل اون تک تیر اندازه چی بود؟» سباستین میگه:«به تو هیچ ربطی نداره.» میگم:«میدونی که الان کسی که میتونه اون یکی رو بکشه منم دیگه؟ و از اونجایی که شخص ضعیف تر تویی، زود باش بگو. میشنوم.» سباستین چشماشو گرد میکنه و میگه:«الان تو منو تهدید کردی؟» با پوزخند جواب میدم:«شاید.»
#امیلی
~~
سباستین پوزخند میزنه و سرشو پایین میندازه و میگه :« چند سال پیش من کاری رو کردم که نباید و حالا هم دارم تقاصشو پس میدم بیشتر از این لازم نیست بدونی .»
ساتسوجین روبه سباستین با نگرانی میگه :« مهمه که ازت میپرسیم ، اگه جونت رو تهدید کنه چی ؟»
سباستین سرشو بالا میاره و میگه :« قبل از اینکه بمیرم شما دو تا مردید ، امیلی زود باش شونه ام رو پانسمان کن میخوام برم بیرون دیگه تحمل چرت و پرت های شما دو تا رو ندارم .»
امیلی میره تا دستاشو بشوره و وقتی برمیگرده میگه :« اجازه نداری .»
سباستین اخم میکنه :« منظورت چیه ؟»
امیلی یکی از گاز هارو باز میکنه و روی زخم سباستین میذازه و میگه :« همین که گفتم نمیتونم بذارم بری .»
سباستین با امیلی چشم تو چشم میشه .
https://eitaa.com/satsojen/2520
سباستین با خشم میگه:« اگه خودم با دستای خودم نکشمت سباستین نیستم.» منم میگم:«هر کاری میخوای بکنی بکن. عمرا بزارم از جات بلند بشی.» سباستین دندون قرچه میکنه. ساتسوجین برای تموم شدن بحث میگه:«غذا میخورین؟ حتما تا الان خیلی گرسنه شدین. الان میرم براتون غذا میارم.» سباستین میگه:«من نمیخورم.» میگم:«چیه میترسی یه وقت تو غذات سم ریخته باشیم؟ نگران نباش توش خواب اور نداره. اگرچه خیلی خوب میشد اگه داشت...»سباستین میگه:«فقط خفه شو» و من پوزخد اعصاب خورد کنی میزنم.
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
وای خیلی خوب بود کیف کردم بذار الان درگیرم یکم دیه منم مینویسم ادامه شو
هدایت شده از حسینیه سیاسی
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 دردت نشد معلوم علی ...
مظلوم علی...
🆔@hosiniye