https://eitaa.com/acception/2350
لازمه بگم با پیامت اکلیلی شدم؟✨😭
سحدقمساصدشحشهصدیکطندسط مرسییی✨
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
امیلی برای ادامه داستان امشب من امکان داره تا یک ساعت و نیم دیگه نتونم بیام گوشیم شارژ نداره بیرونم هستم ، شرمنده ام.
https://eitaa.com/satsojen/4196
باشه اصلا عیبی نداره هروقت خواستی بیا
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
ممنونم امیلی
https://eitaa.com/satsojen/4198
خواهش
سباستین نت و ایتای تو هم هماهنگ کردن به زور کار کنن؟
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
موقعی که تو حرم بودم اره ولی الان خوبه ، میخوای اد بکنمت راحت تر پیام بدی
https://eitaa.com/satsojen/4199
عه پس فقط ایتای من دلقک بازیش گل کرده
ممنون ولی نمیتونم-
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
باشه اوکی
https://eitaa.com/satsojen/4200
بازم مرسی
الان مینویسم میفرستم
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
خواهش، دستت درد نکنه
اینجا پناهگاه امن من است
جایی که کلمات آرامشبخش روح خستهام میشوند
در دنیای سکوت نوشتن تنها فریاد و تسکین من است به پناهگاه واژهها خوش آمدید
لینک کانال
https://eitaa.com/neveshtehHelinBanoo
حمایت؟؟
~~~~~~~~~~
حتما دوستان برید پیششون
https://eitaa.com/afkarman
سلام اگر دوست داشتید یه سر به کانال بزنید
~~~~~~~~~~~~~~
حمایتشون کنید
سباستینننن
صبر کن میخوام یه جمله هم اضافه کنممم
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
باشه اوکی
https://eitaa.com/satsojen/4166
امیلی با صدای آرومی میپرسه:«سباستین؟میتونی صدامو بشنوی؟» سباستین اروم اروم چشماش رو باز میکنه. بعد چند ثانیه سباستین سرفه ای میکنه و بعد سعی میکنه گردنشو به سمتی که امیلی نشسته برگردونه.
_تو نباید تکون بخوری.
اما سباستین به کارش ادامه میده و بعد به امیلی خیره میشه.
_خوبی؟
سباستین بازهم سرفه ی ارومی میکنه. بعد سعی میکنه حرف بزنه، ولی صداش خش داره.
_خو...بم.
(ببخشید کم شد.)
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~