eitaa logo
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
52 دنبال‌کننده
179 عکس
476 ویدیو
2 فایل
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1dbcqqw&btn=Sebastian می دانم نیاز به صحبت با همچین پادشاه مغروری ندارید ولی باز هم اگر دردسری درست کردید یا گیر افتاده بودید من هستم . https://abzarek.ir/service-p/msg/4470490
مشاهده در ایتا
دانلود
تبادل میکنید آیدی بدم؟ ~~~~~~~~~~~~~~ یعنی چیکار کنیم ؟ توضیح بدهید لطفاً
https://eitaa.com/satsojen/4830 امیلی ویکتور رو نگه میداره و سعی میکنه با دستش جلوی خون ریزی رو بگیره. همونطور که دستش رو زخم ویکتوره اروم و با احتیاط بلندش میکنه و میبرتش داخل ساختمون. سعی میکنه جوری که به زخم فشار نیاد راه بره و بعد ویکتور رو میبره پیش دکتر. _اوه، خدای من. چه اتفاقی افتاده بانوی من؟ _زود باش ببرش به یه اتاق و زخمش رو پانسمان کن. خونریزیش زیاده. _چ..چشم بانوی من. دکتر ویکتور رو روی یه تخت میزاره و بعد منتقلش میکنه به یه اتاق تا شروع به بخیه زدن و درمان زخمش کنه. ~~ امیلی چند دقیقه ای منتظر میمونه و بعد به سمت اتاق خودش می‌ره ، ذهنش درگیره خیلی درگیر اون از سباستین و اینم از ویکتور . قضیه چیه ؟ کی جرعت کرده امیلی رو هدف بگیره . همینطور که تو فکره یهو یکی در میزنه . امیلی میگه بیا تو و سباستین رو با عصا و لباس همیشگیش توی چهار چوب در میبینه . امیلی با تعجب میگه :« کی به هوش اومدی ؟» سباستین بدون مقدمه چینی میگه :« الان ، و اینکه یه خبر بد برات دارم . » اینایی میگه:« چیه ؟» و سباستین جواب میده :« ویکتور مرده ، همراهم بیا. » امیلی با تعجب و حس غمی که توی چشماشه همراه سباستین می‌ره و به اتاق ویکتور میرسه ، امیلی شک داره که وارد بشه. سباستین هم لحظه ای تردید می‌کنه و بعد وارد میشه . ویکتور با لباسای خونی روی تخت خوابیده و دستگاه ضربان قلب و سرم بهش وصله زنده ست اما چه دلیلی داشته که سباستین بگه اون مرده ؟ سباستین به امیلی میگه که روی صندلی کنار تخت ویکتور بشینه و خودش هم روبروش به دیوار تکیه میده عصاش رو توی دست میچرخونه و میگه :« لازم بود . کوش کن امیلی به دلایلی به خاطر وجود من تو و سازمانت تهدید شدید . ویکتور زنده ست اما مجبور بودم اون جا خلاف اینو بگم چون ممکنه که شنود شده باشید . » _ اما امکان نداره. _ بدون علم پیشرفته من داره امیلی .
https://eitaa.com/satsojen/4833 اره بیا باهم گریه کنیم😭😭😭 ~~~~~~~~~~~~~~ باشههه
تبادل بنری بنر های کانالامون رو تا یه ساعت مشخصی می‌فرستیم تو کانالا ~~~~~~~~~~~~~~ بنر ندارم
امیلی باید برم شب بخیر
نیمه شب فرا رسید و ستاره ها کم کم رخ نشان دادند و این فقط آغاز یک پادشاهی عظیم است . شب تان به خیر و خوشی ساکنان سایه ها هر چند فکر نمیکنم در قلمرو سایه ها چنین چیزی پیدا کنید .🌑
صبح بخیر
https://eitaa.com/acception/2483 نههه گناه داشتتتت ولی خب شاید حقش بود . ( خداییی؟ دمت گرم عمه)
میخواید براتون درست کنیم ~~~~~~~~~~ ایده بدی نیست . هزینه داره ؟
https://eitaa.com/satsojen/4838 اوکی شب بخیر ~~~~~~~~~~~~~~ ممنونم . شب بخیر