eitaa logo
𝒟𝒶𝒾ℓ𝒴 𝒱ℰℒ𝒜
40 دنبال‌کننده
45 عکس
16 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/AveryHawthorne/1964 قلبم درد گرفت؛ یعنی چی که رایان میمیره؟؟؟
𝒟𝒶𝒾ℓ𝒴 𝒱ℰℒ𝒜
قلعه اُبلیویِن🪽؛ قسمت : اول🪷 ⋅•⋅⊰∙∘☽🕯️☾∘∙⊱⋅•⋅ پرده ی سفید رنگی که با رنگ مشکی اتاقش در تضاد بود را
قلعه اُبلیویِن🪽؛ قسمت : دوم🪷 ⋅•⋅⊰∙∘☽🕯️☾∘∙⊱⋅•⋅ اینبار دخترک سکوت را نشکست بلکه صدای ظریف و جادویی شکست.. _سلام ورتا کوچولو... ورتا... اسم او را از کجا میدانست؟؟ ورتا استورم... از خانواده ای نابود، فراموش شده. کسی دیگر او و خانواده اش را به خاطر نمی آورد. زنی که او را به فرزندی گرفته بود تا از او مراقبت کند الا بلک برای امنیت بیشتر ورتا او را سیلویا معرفی کرده بود. هویتش به عنوان ورتا خیلی وقت بود نابود شده بود. همه فکر می کردند دختر خانواده ی استورم در آتش سوزی ملک خانوادگی استورم ها مرده و جسدش خاکستر شده بود . ورتا آرام با صدایی لرزان گفت:تو کی هستی؟ یه جادوگر؟ یا پیشگو؟؟ صدای جادویی صدایی ظریف از خود در اورد صدایی که شبیه به صدای خنده ی زنی جوان بود. ورتا با خود فکر کرد چرا این زن خود را نشان نمیداد؟؟ صدا که انگار صدای ذهن دختر را میشنید گفت : _من آدم نیستم که خودم رو نشونت بدم ورتا؛ من صدای این قلعه ام، صدای اُبلیوین. ورتا با تعجب و گیجی به اسمی که زن به آن اشاره کرد، فکر کرد... تا به حال این اسم را نشنیده بود... به جز؛ یک جا.... _با من شوخی میکنی صدای جادویی؟؟ اُبلیوین اسم یه داستان قدیمیه. صدا گفت : _درسته... تا به حال داستان رو شنیدی؟ ورتا غمگین گفت : _اسم داستان رو شنیدم، اما کسی واسم تعریف نکرده... صدا با شادی گفت : _پس روی مبل بشین تا من برات تعریف کنم! ورتا با نیرویی به طرف مبل زیبای کنار شومینه کشیده شد و روی آن نشست. کیک شکلاتی که ظاهرش طعم بی نظیرش را نشان میداد به ورتا چشمک زد و او به معطلی کیک را از روی میز کوچک جلوی مبل برداشت و گاز کوچکی به کیک زد. صدا گفت :
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا