eitaa logo
‹ سـایـه سـار ¹³³›
298 دنبال‌کننده
443 عکس
145 ویدیو
1 فایل
بسم رب العباس :) می گفتند "سایه‌سار" یعنی پناه! جایی برای آسودن، برای فراموش کردن زخم‌ها و دوباره جان گرفتن . . . اصلا عبـاس(ع) یعنی : مصداق بارز یک آغوش امن در همه لحظه هــا ، امام امید هاے خرد شده :) و اینجا ؟ سایه سار ابوفاضل..!
مشاهده در ایتا
دانلود
🌻 امام صادق (ع): 🌱بيشترين افسوس را در روز قيامت كسى مى‌خورد كه سخن از عدالت بگويد اما خود با ديگران به عدالت رفتار نكند. 📚 الکافی، ج۲، ص۳۰۰
مراقب‌ امام‌زمان ِ گوشه‌قلبتون‌باشید، نزارید‌یادش‌خاک‌بخوره! 🫂🫀 هرشب‌یه‌خلوتی‌باآقاداشته‌باشیم؛ یه‌عرض‌ارادتی، یه‌دردودلی(: هیچ‌چیز‌ ارزش ِاینو‌نداره که‌جای‌آقاروتوقلبامون‌بگیره... که‌هر‌چی‌شیعه‌می‌کشه ازفراموشی ِ وجودامام‌زمانشه:💔!
جوری که مواظب چادرامونیم... 🥺🤍
بسم الله. بی مقدمه میگم، چون خیلی مهمه‼️ دشمن برنامه داره تا با کمک از نفوذی های داخلی،بعد از تشیع رهبر که همه سرد شدن،به ترفند های مختلف(مثل گرانسازی یا همین سرد شدن مردم نسبت به شهادت رهبر)خیابان ها رو خالی کنه و راه رو برای عوامل تر.وریس.تی باز کنه! هوشیار و پای کار باشید! فریب دشمن و نفوذی های داخلی رو نخورید و در خیابان ها بمانید! یادتون نره که ما هنوز انتقام خون رهبرمون رو نگرفتیم! ما برای پایمال نشدن خون رهبرمون، برای انتقام خون رهبری، در خیابان ها می‌مانیم! یا لثارات الخامنه ای مدیون یک کشور و امام خامنه ای میشی اگر نشر ندی!
‹ سـایـه سـار ¹³³›
نسل ما... پشتِ سر هم گفت: «شاید سالِ بعد...» «شاید این جمعه...» «شاید همین روزها...» و عمرمان میانِ همین «شایدها» گذشت... نسل ما خیلی چیزها را دید... دلتنگی‌ها، رفتن‌ها، انتظارها و هزار قصه ناتمام را. فقط یک آرزو هنوز در قلبمان مانده است؛ کاش پیش از آن‌که این روزگار بگذرد، چشم‌هایمان به روشناییِ ظهورِ تو هم منور شود...🤍
بدان کعبه از عشق حیدر شکست❤️‍🩹:)
مریم بازرک، دانش‌آموز شهید مدرسه میناب و یک کودک کلاس چهارمی بود. یکی مثل هزاران کودک دیگر با کیف مدرسه، دفتر مشق و رویاهایی که هنوز شکل نگرفته‌اند. در این سن معمولاً از بچه‌ها می‌پرسند: «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» پاسخ‌ها هم آشناست؛ دکتر، مهندس، خلبان، فوتبالیست، آتش‌نشان... اما مریم، جواب دیگری داشت. می‌گفت: «می‌خواهم معروف بشوم».مریم ارزو داشت ادمی خیر خواه و نیکو شود و برای کشورش افتخار باشد و برای مردم دنیا مفید . مریم در دفترش شعری از مصطفی رحماندوست نوشته بود. شعری کودکانه با همان حال‌وهوای ساده و روشن جهان بچه‌ه ها .شعری برای وطن . اری این کودکان کشور خود را بسیار دوست داشتند . عکس این شهیده زیبا را نشر بدهید تا به ارزوی زیبا ی خود برسد؛ شهیده‌مریم‌بازرک
‹ سـایـه سـار ¹³³›
_
روزِحساب‌کتاب‌ڪہ‌برسھ.. بعضےازگُناهاټ‌روکہ‌بهت‌نِشوڹ‌‌میدڹ‌، مےبینےبراشوڹ‌‌استغفارنڪردۍ، اصݪاًیادٺ‌نبوده ! امّازیرِهࢪگُناهټ ‌یہ‌استغفارنوشتہ‌شده.. اونجاسٺ‌کہ‌‌تازه‌میفهمۍ یکۍبہ‌‌جاټ‌توبه‌ڪرده.... یکےڪہ‌‌حواسش‌بھټ‌بوده..؟ یہ‌پدردݪسوز.. یکےمثلِ‌‌حضرت‌مهدۍ"عج" باباۍِمھربونمون.. 🥺
‹ سـایـه سـار ¹³³›
_
آمدنت‌ڪه‌قطعیست، فقط‌ترس‌من‌اینست‌ڪه‌ آنموقع‌من‌نباشم...!