eitaa logo
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
295 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
138 ویدیو
14 فایل
✻ کانال اطلاع‌رسانی سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی خراسان رضوی. ارتباط با مدیر کانال: @sdjdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
✉️ هوش بالا ضامن انعطاف‌پذیری ذهنی نیست؛ بلکه تحقیقات نشان می‌دهد هرچه ضریب هوشی بالاتر باشد، فرد در برابر تغییر عقاید و بازاندیشی دشوارتر عمل می‌کند. افراد باهوش به دلیل تواناییِ سریع در تشخیص الگوها، بیشتر در دام سوگیری‌های «تأیید» (دیدنِ آن‌چه انتظارش را داریم) و «مطلوبیت» (دیدنِ آن‌چه دلمان می‌خواهد) می‌افتند. این افراد اغلب با سوگیریِ «من دچار سوگیری نیستم»، نبوغ خود را نه در مسیر حقیقت، بلکه در جهت توجیه عقاید شخصی و موعظه‌گری به کار می‌گیرند. در مقابل، «تفکر دانشمندانه» راهکاری است که در آن فرد با پرسشگری و تردید در استدلال‌های خود، به‌جای اثبات حقانیت، به دنبال کشف حقیقت می‌رود. در این حالت، تغییر نظر نه یک ضعف اخلاقی یا شکست، بلکه نشانه‌ای از صداقت فکری و حرکت به سوی درکِ بهتر است. نمونه‌ی تقابل بلک‌بری و اپل، به وضوح نشان می‌دهد که چگونه تعصبِ ما‌یک لازاریدیس به صفحه کلید و مقاومت در برابر نوآوری، منجر به شکست شد؛ در حالی که استیو جابز با وجود مقاومت اولیه، در نهایت با بهره‌گیری از بازاندیشیِ مهندسانش، مسیر موفقیت آیفون را هموار کرد. «نفرینِ دانش» این است که ذهن ما را نسبت به آن‌چه نمی‌دانیم می‌بندد. بنابراین، برای قضاوت درست، داشتن اراده برای زیر سوال بردن باورهای راسخ و تغییر مداوم دیدگاه‌ها در مواجهه با شواهد قوی‌تر، ضروری است. هدف از آموختن، تایید عقاید فعلی نیست، بلکه توسعه و تکامل آن‌ها در جهتِ هم‌سویی با واقعیت‌های جدید است. 📚 برگرفته از کتاب دوباره فکر کن، اثر آدام گرنت 🟨‌ @Sdjdm_ir
📮 این‌که کسی بداند کجا می‌تواند ریشه کند و کجا باید جل‌وپلاسش را جمع کند و برود، خودش کلی قیمت دارد. *از این‌جا بخوانید:* ✻ Vaqayet.com ‌ ‌ 🟥 @Sdjdm_ir
‎ معرفی کتاب اما⁩.mp3
زمان: حجم: 3.2M
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | اِما - امروز می‌خوایم درباره‌ی یکی از شیرین‌ترین و بازیگوش‌ترین رمان‌های جین آستین حرف بزنیم… کتابی به اسم «اِما». جین آستین قبل از نوشتن این رمان یک جمله‌ی عجیب گفته بود: «می‌خواهم قهرمانی خلق کنم که هیچ‌کس، جز خودم، خیلی دوستش نداشته باشد.» و این دقیقاً شروع داستانیه که قرار نیست درباره‌ی یک دختر کامل و بی‌نقص باشه، بلکه درباره‌ی دختریه که اشتباه می‌کنه، قضاوت‌های عجیب داره و وسط همین اشتباهات، آرام‌آرام بزرگ می‌شه. قهرمان داستان، اِما وودهاوسه؛ دختری شیک، باهوش و البته ثروتمند، همون‌طور که آستین در اولین جمله‌ی کتاب معرفی‌ش می‌کنه. اما مادرش رو در کودکی از دست داده و حالا با پدرش زندگی می‌کنه و از وقتی خواهرش ازدواج کرده، انگار خانم خونه شده. اعتمادبه‌نفسش زیاد، قضاوت‌هاش سریع، و باورش اینه که خیلی خوب آدم‌ها رو می‌شناسه. به همین خاطر فکر می‌کنه می‌تونه واسطه‌ی عشق بقیه بشه، بدون اینکه خودش ذره‌ای آماده‌ی عشق باشه. و اینجا دقیقاً نقطه‌ایه که جین آستین وارد بازی همیشگی و محبوبش می‌شه؛ نشان دادن سوءتفاهم‌های بامزه‌ی عاشقانه، غرورهای کوچیک آدم‌ها، و لحظه‌هایی که آدم دوباره خودش رو کشف می‌کنه. اِما قسم خورده ازدواج نکنه، فکر می‌کنه زندگی بدون ازدواج خیلی هم خوب پیش می‌ره، تا اینکه یک اتفاق عجیب می‌افته… یک حسادت کوچک، یک تکان احساسی که باعث می‌شه بفهمه شاید چیزی رو که همیشه دنبالش بوده، درست همین‌جاست؛ درست کنار خودش: آقای نایتلی. کسی که همیشه توی زندگی‌ش بوده، اما هیچ‌وقت جدی بهش نگاه نکرده. 🟨 @Sdjdm_ir
اما.pdf
حجم: 7.8M
*بُرش|* 📄 خانم التون! گاهی‌وقت‌ها خانم‌های قوی می‌تونند خودشون رو خیلی هم ضعیف نشون بدند... البته تنها وقتی که دل‌شون بخواد. 🟨 @Sdjdm_ir
Richard Clayderman04 Je t'aime.mp3
زمان: حجم: 10M
• شب‌آهنگ| دوست داشتن، و دوست داشته شدن! همین کافیست. چیز بیشتری نخواه، چرا که مرواریدی ارزشمندتر از آن در صدف تاریک زندگی نخواهی یافت.🐚 - ویکتور هوگو 🟨 @Sdjdm_ir
✉️ نقطه تعادل اعتمادبه‌نفس جایی است که فرد هم به توانایی‌هایش اعتماد دارد و هم واقعیت‌ها را می‌پذیرد. در این حالت، فرد واقع‌بین است و می‌تواند توانایی‌های خودش را به درستی ارزیابی کند. برعکس، «سندروم آنتون» نشان می‌دهد فرد ناتوانی‌های خودش را نادیده می‌گیرد و از حقیقت فاصله می‌گیرد. «سندروم متقلب»، نمونه‌ای است که در آن فرد احساس بی‌لیاقتی می‌کند، حتی در حالی‌که شواهد موفقیت را دارد، مثل هلا توماسدوتیر که تردید داخلی او مانع اعتماد به نفس می‌شود. در مقابل، «سندروم کوارتربک روی صندلی راحتی» وجود دارد که فرد خیلی مطمئن است، نقاط ضعف را نادیده می‌گیرد و بر پایه اعتماد کاذب عمل می‌کند؛ یعنی بی‌اعتنایی به واقعیت و شکست در ارزیابی صحیح. «اثر دانینگ-کروگر» نشان می‌دهد افراد کم‌اطلاع به دلیل نداشتن آگاهی کافی، اعتمادبه‌نفس بالاتری نسبت به توانایی‌هایشان دارند؛ چون نمی‌دانند چه چیزهایی را نمی‌دانند. در مقابل، اعتمادبه‌نفس سالم، بر3 پایه‌ی پذیرش اشتباه و یادگیری مداوم استوار است، نمونه‌اش «سارا بلیکلی» است که اعتمادبه‌نفس متواضعانه دارد. این رویکرد نشان می‌دهد که اعتمادبه‌نفس واقعی از رشد و تجربه ساخته می‌شود، نه از توهم بی‌نقص بودن. در نهایت، «شک و تردید سالم» نقش حیاتی در حفظ اعتمادبه‌نفس دارد؛ شک سازنده‌ای که، به جای فلج کردن فرد، او را به فکر کردن، بررسی و اصلاح نگرش‌هایش وادار می‌کند و راه را برای پیشرفت و توسعه فردی هموار می‌سازد. 📚برگرفته از کتاب "دوباره فکر کن" اثر آدام گرنت 🟨 @Sdjdm_ir
📮 شاملو می‌گوید: «فروغ آن‌قدر زن است که من هرگز نتوانسته‌ام شعرش را با صدای بلند بخوانم، در ذهنم هم که می‌خوانم شعرش را با صدای زنی می‌شنوم.» شعر برای پدیدارشدن خواهان کوشش نیست بلکه خواهان جوشش است و این جوشش از قلبی برمی‌آید که عاشق شده باشد و یا اگر قلبی عشق را تجربه نکرده باشد، آن دم که مغموم گردد توانایی خلق شعر را خواهد داشت. *از این‌جا بخوانید:* ✻ Vaqayet.com ‌ ‌ 🟥 @Sdjdm_ir
معرفی کتاب کفش باز.mp3
زمان: حجم: 5M
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ ✉️ | کفش‌باز کتابی که امشب می‌خوایم درباره‌ش حرف بزنیم از یک صبح خیلی معمولی شروع می‌شه. صبحی که فیل نایت، جوان ۲۴ ساله‌ای که عاشق دویدن بود، مثل همیشه کفش‌هاشو می‌پوشه و می‌زنه بیرون. همین صحنه‌ی ساده… شروع یکی از بزرگ‌ترین برندهای تاریخ دنیاست. فیل همیشه رؤیای ورزشکار حرفه‌ای شدن داشت. اما وقتی ۲۴ سالش شد فهمید این رویا قرار نیست اتفاق بیفته. و این لحظه‌ی روبه‌رو شدن با حقیقت به همون نقطه‌ای که خیلی‌ها تسلیم می‌شن برای او تبدیل شد به یک سؤال جدید: اگر نمی‌تونم ورزشکار بشم… می‌تونم چیزی بسازم که احساس ورزشکار بودن رو زنده نگه داره؟ «کفش‌باز» داستان همین مسیر عجیب و واقعی‌ه؛ داستانی که از صندوق عقب ماشین شروع می‌شه جایی که فیل کفش‌هاش رو برای مشتری‌ها می‌برد. روایتی پر از قرض، شکست‌های ریز و درشت، اشتباه‌های باورنکردنی، و جلسات طاقت‌فرسایی که در اون‌ها آینده‌ی نایکی هر بار تا مرز فروپاشی می‌رفت. نایکی برای ما امروز یک لوگوی نام‌آشناست؛ اون تیک ساده‌ای که روی کفش‌ها می‌بینیم. اما برای فیل نایت، سال‌ها فقط یک رؤیای لرزان بود… رؤیایی که هر ثانیه ممکن بود نابود بشه. بیل گیتس درباره‌ی این کتاب می‌گه: «وقتی داستان رو می‌خونید، مدام منتظر یک شکست بزرگید… ولی کافیه به خیابون نگاه کنید: لوگوی نایکی هنوز داره می‌درخشه.» 🟨 @Sdjdm_ir
کفش باز.pdf
حجم: 7.1M
بُرش| 📄 آسان‌ترین راه برای آن‌که بفهمی واقعاً چه احساسی در مورد کسی داری این است که با او خداحافظی کنی. 🟨 @Sdjdm_ir
✉️ در آزمایشی در دانشگاه هاروارد، دانشجویان درباره‌ی عمیق‌ترین باورهایشان نوشتند و سپس در مناظره‌ای قرار گرفتند که در آن فردی عمداً تلاش می‌کرد استدلال‌هایشان را تخریب کند. بسیاری این تجربه را تحقیرآمیز و آزاردهنده توصیف کردند؛ لحظه‌هایی پر از خشم و دفاع. اما برای عده‌ای دیگر، همین تجربه فرصتی شد تا باورهایشان را دوباره بررسی کنند. وقتی عقیده‌ای به هویت ما گره می‌خورد، نقد آن شبیه حمله به خود ما به نظر می‌رسد. در چنین لحظه‌ای *نفسِ خودکامه* در ذهن فعال می‌شود؛ بخشی که اطلاعات تهدیدآمیز را پس می‌زند و از تصویر ما از خودمان دفاع می‌کند. علوم اعصاب نشان می‌دهد در این شرایط آمیگدال فعال می‌شود و واکنش ستیز یا گریز شکل می‌گیرد؛ به همین دلیل بحث‌های فکری گاهی به میدان دفاع تبدیل می‌شوند. اما بعضی افراد میان خودشان و باورهایشان فاصله می‌گذارند. برای آن‌ها عقاید بیشتر شبیه فرضیه‌اند تا حقیقت‌های قطعی. وقتی می‌فهمند اشتباه کرده‌اند، آن را شکست نمی‌بینند بلکه نشانه‌ای از یادگیری می‌دانند. بهترین پیش‌بینی‌کنندگان جهان دقیقاً همین ویژگی را دارند: آن‌ها باورهایشان را مرتب به‌روزرسانی می‌کنند و به قضاوت‌های قبلی نمی‌چسبند. برایشان عقاید موقتی‌اند و با تغییر شواهد تغییر می‌کنند. وقتی هویت بر پایه‌ی ارزش‌هایی مثل صداقت و کنجکاوی بنا شود، *تغییر نظر تهدید نیست*؛ بلکه راهی برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت است. 📚 برگرفته از کتاب "دوباره فکر کن" اثر آدام گرنت 🟨 @Sdjdm_ir