eitaa logo
از خودم شکل نویی ساخته‌ام/فاطمه پوررضایی مهرابادی
342 دنبال‌کننده
59 عکس
22 ویدیو
2 فایل
دانش‌آموخته شیمی و زبان و ادبیات فارسی 📚_برگزیده_مطلع (از خودم شکل نویی ساخته‌ام) #سوره_مهر در دست چاپ
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رویداد بزرگ شعرخوانی آخرین دیدار شعرخوانی مصلی امام خمینی تهران ╭══════════☘═╮  @segani3 ╰══════════☘═╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برشی از خوانش چند رباعی و سه‌گانی‌هایم در شبکه قرآن ۱۴۰۵/۴/۱۶ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭━═━⊰🌺 ⊱━═━╮ @fpoorrezaei_3 ╰━═━⊰🌺 ⊱━═━╯‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امشب برای خویش یک فاتحه خواندم او رفت و من ماندم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 🍂 پاییزخوانی 🍂
💢 ✍🏻 به درخواست دوستان و در پاسخ به سوالشان در خصوص که از متفرعات سه گانی است، یک نمونه ی قدیمی تقدیمتون: مرد، طول حیاط را طی کرد اشک، از گونه‌هاش جاری بود صبح ِ  یک شنبه‌ای بهاری  بود.   شور ِ گنجشکها و رقص ِ نسیم شهر، پر بود از هوای بهار مرد، اما به فکر شعبه‌ی  چار   توی ِ کوچه ، زنان  همسایه راز او را که بر ملا کردند خبری تازه دست و پا  کردند. کوچه را مثل سایه رد شد و بعد پشت فرمان نشست و مکثی کرد: آه ! با من چه کرده‌ای؟ نامرد!   توی ِ ماشین، صدای  کهنه‌ی ِ ضبط: " شد خزان، گلشن ِ ..."  صدا را بست اشک، در چشمهای ِ مرد نشست: یکی از روزهای آخر دی مرد عاشق شد و دلش لرزید شوق ، در چشمهای زن  خندید و " سعید " و "بهاره " بعد از آن زوج ِ خوش بخت ماجرا بودند نقل شیرین قصه‌ها بودند... بوق ِ ماشین ِ روبه‌رو:  آقا! پس، حواست کجاست؟  یک طرفه‌ست باز هم بغض، در گلوش شکست:   چارده سال، عشق ِ یک طرفه چارده سال، رنج و درد و عذاب چارده سال، هرچه بود سراب  سالن ِ دادگاه و صبحی تلخ زن، به مهریه‌اش می‌اندیشید فکر ِ تاوان ِ عشق، بود  " سعید "... پ. ن: اسم ها و روایت در این شعر کاملا خیالی و داستانی است. @paeizrahimi 💢
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دو صدا در جغرافیای اضطراب؛ تأملی بر نقد تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و غاده السمان» فروغ در آینهٔ غاده؛ تأثیرپذیری یا هم‌صدایی؟ یکی از جذاب‌ترین پرسش‌ها در مقایسهٔ شعر فروغ فرخزاد و غادة السمان این نیست که «این دو شاعر چه شباهت‌هایی با یکدیگر دارند؟»؛ بلکه پرسش دشوارتر و ادبیات‌تطبیقی‌تر این است که: آیا غادة السمان از فروغ فرخزاد تأثیر پذیرفته است یا شباهت میان این دو، حاصل تجربه‌های مشترک و شرایط فرهنگی و اجتماعی مشابه است؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که شباهت دو شاعر، به‌تنهایی، برای اثبات رابطهٔ تأثیر و تأثر کافی نیست. دو شاعر ممکن است در دو فرهنگ متفاوت، بدون ارتباط مستقیم با یکدیگر، به دلیل تجربه‌های مشابه انسانی و اجتماعی، به مضامین و حتی گاه به تصاویر نزدیک برسند. بنابراین، پیش از آنکه غاده را «متأثر از فروغ» بدانیم، باید میان شباهت، هم‌صدایی و تأثیرپذیری تفاوت بگذاریم. کتاب پروین پناهی، اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة السمان (نقد تطبیقی)، از زاویه‌ای دیگر به این دو شاعر نزدیک می‌شود. نویسنده، اضطراب را در شعر هر دو بررسی می‌کند و از تجربه‌هایی چون اضطراب جنس دوم بودن، تنهایی، مرگ، جنگ و غربت سخن می‌گوید. خود پناهی نیز در معرفی کتاب، ادبیات تطبیقی را عرصهٔ بررسی روابط ادبی و تاریخی، از جمله «تأثیر و تأثر» می‌داند. اما اگر بخواهیم از «اضطراب» به «تأثیر» برسیم، باید پرسش دقیق‌تری مطرح کنیم: آیا غاده، اضطراب زنانه و عصیان زن در شعر فروغ را دیده و سپس آن را در جهان عرب بازآفرینی کرده است؟ یک سند مهم: غاده فروغ را خوانده است در اینجا با سندی مواجه می‌شویم که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. غادة السمان در گفت‌وگویی با عبدالحسین فرزاد در پاریس، در مرداد ۱۳۷۶، گفته است که نمونه‌های ترجمه‌شده‌ای از اشعار فروغ را خوانده و از آنها بسیار خوشش آمده است. او همچنین گفته که میان جهان خود و جهان فروغ نکات مشترک فراوانی می‌بیند؛ اما در عین حال میان خود و فروغ تفاوتی اساسی قائل می‌شود: فروغ را «شفاف‌تر» و خود را «متمردتر» و متمایل‌تر به مقاومت می‌داند. این اعتراف، مسئله را بسیار جدی می‌کند. زیرا دیگر نمی‌توان گفت غاده هیچ آشنایی‌ای با شعر فروغ نداشته است. او شعر فروغ را خوانده و خودش نیز به شباهت‌هایی میان جهان شعری خود و فروغ توجه داشته است. اما آیا این جمله به معنای تأثیرپذیری است؟ نه، هنوز نه. خواندن یک شاعر، با تأثیرپذیری از او یکی نیست. ممکن است شاعری آثار شاعر دیگری را بخواند، با او احساس نزدیکی کند، اما مسیر شعری خودش را مستقل ادامه دهد. برای اثبات تأثیر، باید شواهد دیگری نیز پیدا کرد: شباهت‌های مشخص تصویری، مضمونی، زبانی یا ساختاری که بتوان آنها را به رابطهٔ میان دو شاعر نسبت داد، نه صرفاً به شرایط مشترک. شباهت‌ها از کجا می‌آیند؟ فروغ و غاده هر دو در جوامعی سنتی و مردسالار رشد کرده‌اند و هر دو با مسئلهٔ زن، آزادی، عشق، تنهایی و عصیان درگیر بوده‌اند. پژوهش‌های تطبیقی نیز اشتراک‌های آنها را در زمینه‌هایی چون عشق، زبان زنانه و اعتراض به سنت بررسی کرده‌اند. بنابراین، بخشی از شباهت میان این دو شاعر می‌تواند از تجربهٔ مشترک زن بودن در جامعه‌ای سنتی ناشی شود. زن هنگامی که می‌خواهد از نقش‌های ازپیش‌تعیین‌شده فاصله بگیرد، ممکن است در هر دو فرهنگ با تجربه‌هایی چون تنهایی، اضطراب، سرکشی و جست‌وجوی هویت روبه‌رو شود. در چنین شرایطی، طبیعی است که دو شاعر، حتی بدون تأثیر مستقیم، به مضمون‌های نزدیک برسند. از این منظر، شباهت فروغ و غاده را می‌توان نوعی هم‌صدایی تاریخی و انسانی دانست. اما زبان چه می‌گوید؟ مسئله زمانی جذاب‌تر می‌شود که از مضمون فراتر برویم و به زبان و تصویر شعری برسیم. عبدالحسین فرزاد، که از مترجمان مهم آثار غاده به فارسی است، زبان شعر او را به زبان ساده و روان فروغ نزدیک دانسته و میان شعر این دو مقایسه برقرار کرده است. او حتی غاده را در شعر عرب، نوعی «آغاز» و «دگرگونی» می‌داند و معتقد است زن عرب در شعر غاده برای نخستین بار با صدای خود سخن می‌گوید. این سخن بسیار مهم است، اما باید با احتیاط خوانده شود. فرزاد از شباهت سبکی و تاریخی سخن می‌گوید، نه لزوماً از یک رابطهٔ قطعی و مستقیم میان دو شاعر. حتی تعبیر مشهور او که با خواندن غاده ممکن است احساس کنیم «فروغ فرخزاد شعر معاصر عرب را بازیافته است»، بیشتر یک داوری انتقادی و تشبیهی است تا سند تاریخی تأثیرپذیری. پس غاده، فروغِ عرب است؟ این تعبیر، هرچند جذاب است، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. اگر بگوییم غاده «فروغ عرب» است، ممکن است ناخواسته استقلال شعری غاده را نادیده بگیریم. غاده تجربه‌ای تاریخی دارد که فروغ ندارد: جنگ، بیروت، غربت و جهان عرب. از همین رو، اضطراب در شعر او تنها اضطراب یک زن در برابر جامعه نیست؛ اضطراب انسانی است که با جنگ، وطن، تبعید و خشونت تاریخی نیز مواجه شده است.