ماهیت خیال
درون همه ما افکار و احساسات و خیالات بسیاری روان است و ذهن همچون یک رودخانه وحشی در جوش و خروش است. این خیالات در
خواب معمولا شکلی روایتی مییابد منتها روایتی ،سیال ،منعطف ،وحشی غامض و نمادین که نیاز به تأویل یا رمزگشایی دارد تا روایت آن به دنیای عینی و عرفی زندگی آدمی ترجمه شود از میان این ،خیالات چه در خواب چه در ،بیداری برخی ممکن است قوتی یابند و از مرز عین و ذهن عبور کنند و وارد دنیای عین .شوند مثال بارز آن ساختمانی است که در ذهن معمار وجود مییابد و سپس معمار آن را در دنیای عین محقق میکند و می سازد
نکته شایان توجه در رابطه ذهن و عین قدرت آفرینندگی دنیای ذهن در دنیای عین .است بر همین مبناست که تو جهانی را بر خیالی روان میبینی ما این قدرت را داریم که از میان افکار و احساسات و خیالاتمان دست به انتخاب بزنیم و برخی را در دنیای عین محقق .کنیم گاهی نیز فکر و خیالی خارج از اختیار ما وارد دنیای عین می.شود همچو زمانی که خیالی را در سر داری اما آن خیال چنان قدرت میگیرد که تاب تحمل آن را در درون نداری و در نتیجه یکباره به عمل تبدیل میشود و رفتار تو را در دنیای عین هدایت می.کند مفهوم تکانه در هر شکلی به چنین واقعیتی اشاره میکند یعنی فکر و احساسی که بدون تأمل و توقف وارد عمل و کلام شود. . قطعاً تجربه این را داشتی که حرفی از دهانت مـ قدرت آفرینندگی ذهن در عین گستردگی بسیاری که دارد هنگامی که در واقعیت محقق میشود محدود به قوانین حاکم بر دنیای عین می.گردد ،بنابراین عین محصول ذهن است اما کارکرد ذهن تابع عینی است که خود فریده است. به عبارتی ،دیگر شما به هر آنچه میخواهید میتوانید فکر کنید و از میان آنها هر فکری را که خواستید انتخاب کنید و جامه عمل بپوشانید اما به محض اینکه فکری را عملی ،کردید دیگر اسیر قوانین آن فکر عینیت یافته در عالم عین هستید برای مثال تصمیم به سفر می.گیرید با اتومبیل خود میتوانید از تهران به هر جا که بخواهید بروید ،مشهد ،تبریز یا اصفهان اگر فکر مشهد را انتخاب کنید و به آن سمت حرکت کنید به میزانی که به مشهد نزدیکتر میشوید از تبریز دورتر میشوید و احتمال تحقق فكر تبریز رفتن کمتر میشود به میزانی که ساخت خانه خیالی در عمل جلو میرود امکان تغییر شکل آن دشوارتر و سخت تر می.شود یک نویسنده در آغاز هر داستانی که بخواهد میتواند ،بنویسد اما هنگامی که دست به قلم میبرد با شخصیتهایی که آفریده دیگر نمیتواند داستان را به هر سمتی که خواست .ببرد. بر همین اساس است که انسان اسیر مصنوع خود میشود دامنه انتخابها گستره آزادی ،ماست اما به محض اینکه دست به انتخاب میزنیم دامنه انتخابها محدودتر میشود و عمل کردن تنها در چهارچوب عینیتی ممکن است که انتخاب شده است. هر یک از ما هزاران فکر و خیال سیال داریم که از میان آنها تنها معدودی ،را خودآگاه و ناخودآگاه به عمل تبدیل می.کنیم ذهن میتواند به عین تبدیل ،شود اما در اغلب مواقع چنین نمیشود یعنی اغلب افکار و خیالات ما در عالم خیال روان باقی میمانند و هیچگاه به دنیای عینی وارد نمیشوند. برهمین مبنا هر فکر و خیالی را نباید جدی گرفت و مفهوم وهم و خیال اینجاست که در تقابل با واقعیت معنا مییابد کابوس میبینی اما خوشبختانه کابوس است خواب است و واقعیت ندارد و اثری هم بر زندگی واقعی شما نمی گذارد همین مایه آرامش شماست افکار خود را نباید خیلی جدی بگیری قوانین حاکم بر دنیای عین و دنیای ،ذهن به عنوان دو دنیای متمایز و مرتبط متفاوت.اند برای همین جهان ،ذهن ،خیال اسطوره و روایت قوانینی متفاوت با جهان ،عین ،تجسد ،واقعیت و گزاره دارد در عین حالی که ارتباط این دو عالم را نمیتوان انکار کرد و داستان معمار و ساختن ،خانه مثالی معمول از آن است بهوش باش که نمیتوان قوانین دنیای ذهن را با قوانین دنیای عین نقد و داوری کرد و بر عکس درک نادرست از قوانین حاکم بر دنیای ذهن و عین و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر میتواند زمینه ساز مشکلات بسیاری .شود موارد زیادی از مرزبندی به جا و نابجای ذهن و عین وجود دارد .
@selfknowledge1401
برای مثال نمیتوان هیچکس را به سبب داشتن یک نیت و احساس و مجازات کرد ممکن است در دل کسی را به قتل برسانید اما با این کار مرتکب جرمی نشده.اید بیماری روانی به یک معنا مخدوش شدن تمایز و نحوه ارتباط خیال و واقعیت و نیز درک نادرست مرزها و نسبت های این دو ،دنیاست برای مثال یک بیمار وسواسی به افکار منفی اش خود را گناهکار و مستحق مجازات میداند در حالی که اینها صرفاً فکرند و ارزش بها دادن در دنیای عین را ندارند. یک بیمار اسکیزوفرن به عنوان مثالی ،دیگر متوجه نمیشود صدایی که میشنود در واقع فکر خودش است که قدرت گرفته و صدایش بلند شده است او بر این گمان است که صدا واقعیتی بیرونی و متعلق به فردی دیگر است بیمار دیگری ممکن است در هفته چندبار خواب ببیند که اتفاقات بدی در زندگی اش رخ میدهد و از قضا روزی هم اتفاق بدی در زندگی اش می افتد و او هم طبق معمول همیشه خواب اتفاق بد را دیده ،است اما بین خوابهای خود و واقعیتِ رخ داده یا بین خیال و واقعیت ارتباطی على برقرار و گمان میکند خواب او مسبب آن اتفاق بد بوده یا آن را پیش بینی کرده است. اینگونه است که مرزهای خیال و واقعیت در این بیماران
میکند
مخدوش میشود. او در این توهم گرفتار است که هر چه فکر می در جهان واقع محقق میشود و این جز نشانی از عجز وی در تشخیص مرزهای خیال و واقعیت .نیست خیالی که با واقعیت عینی مشتبه میشود
از مشخصه های اصلی اختلالات روانی است
سودای خوش اثر نیما قربانی
@selfknowledge1401
داستان هم جنسی در عاشقی یکی از معیارهایی است که عشق پخته را از ناپخته متمایز می.کند آدمی با آنچه به آن عشق میورزد خود را هویدا می کند تا در طلب گوهر کانی کانی تا در هوس لقمه نانی نانی این نکته رمز اگر بدانی دانی هر چیز که در جستن آنی آنی پس به من بگو چه چیز را دوست داری و به چه چیز کشش داری تا به تو بگویم کیستی آدمها به تبع منش و ظرفیتی که دارند موضوع عشق خود را خودآگاه و ناخودآگاه انتخاب می کنند قرابت و هم جنسی در عاشقی نشان میدهد که معشوق آنچه را بالقوه به عنوان یک آرمان در عاشق وجود دارد به شکل محقق شده داراست. همین قرابت است که عشق را پدید می.آورد عاشق به آرمان محقق شده خود که در معشوق میبیند عشق میورزد و معشوق معمولا به آنچه عاشق بالقوه دارای آن است. شاه نخست قرابتی بین خود و کنیزک میبیند و عاشق او میشود. این قرابت می تواند جمال ،کنیزک جاذبه جنسی یا منش و رفتار او باشد عشق و اشتیاق شاه به کنیزک وحدت بخش ذهن و دل شاه شد و شاه با تمام وجود و یکدل کنیزک و سلامتی او را طلبید. اشتیاق صادقانه شاه به کنیزک رویگردانی او از اسباب و علل انسانی برای حصول شفای کنیزک و خواست خالصانه او سبب شد به معشوق جدیدی برسد و آن طبیب الهی بود در اینجا نیز طبیب را هم جنس خود مییابد با این تفاوت که طبیب آنچه شاه استعدادش را داشت به تمامیت محقق کرده بود پس عشق او به طبیب در واقع عشق به آرمان محقق شده ای بود که شاه خود واجد استعداد آن بود. همین قرابت و درجه تحقق آن است که معشوق را آیینه عاشق و تسهیلگر خودشناسی او می.کند
سودای خوش
@selfknowledge1401