eitaa logo
خودشناسی و روانکاوی
365 دنبال‌کننده
152 عکس
49 ویدیو
244 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Pouyesh
1_5010619052.mp3
زمان: حجم: 24.8M
فصل ۱۵ قسمت اول
هدایت شده از Pouyesh
1_5011276076.mp3
زمان: حجم: 13.3M
فصل ۱۵ قسمت دوم
هدایت شده از Pouyesh
فرایند شکل گیری عشق ناسالم در بیمار عاشق به چه صورت است؟ گفتیم که خیال آرمانی و غیر واقع بینانه از عشق و ،معشوق و نیز خشم و کینه حاصل از ضربه هایی که به درد اشتیاق و بازجویی روزگار وصل فرود آمده اند سبب میشوند آرمان عشق به شخصی نامناسب و بیمار فرا افکنده شود .این رابطه خیالی و فرا افکنده فضای زجر کشیدن را برای بیمار عاشق فراهم میکند . به عبارتی دیگر ،بیمار عاشق آرمان محبت یا شخص مهربان آرمانی را بر شخصی فرامی افکند که منبع شکنجه و زجر برای اوست. چرا؟ چون خشونتی که درونش در اثر آسیبهای دوره کودکی لانه کرده است باید مفری برای تخلیه بیابد .کسی که به قدر لازم محبت و مراقبت را تجربه نکرده است مهارتی هم برای مدیریت خشم و خشونت درونش ندارد ،در نتیجه آن را در چنین رابطه ای بر سر خود خالی میکند. یکی از بهترین فضاها برای این شکنجه، در اثر احساس شرم و گناه عاشق کسی شدن است که میتواند با منش بیمارش سرچشمه زجر عاشق باشد .فرافکنی آن تصویر آرمانی از والدی مهربان به فردی بیمار که رابطه با او ثمری جز سختی ندارد سازوکار شکل گیری این عشق بیمارگون میشود. چنین فرافکنی ای با مکانیسم های انکار و جداسازی خیالی و مطلق خوب و بد نیز همراه است به زبان ساده یعنی بدی و بیماری معشوق نامناسب را ندیدن یا آن را از آن او ندانستن. دوپاره سازی یا جداسازی یعنی ارتباط یک بعدی با واقعیت، نوعی احولیت که در آن فرد فقط خوبی ها یا فقط بدی ها را آن هم به شکل اغراق آمیز میبیند و درکی از آمیختگی خوب و بد در واقعیت زندگی ندارد. دوپاره سازی ،انکار و فرافکنی همگی ارتباط فرد را با واقعیت رابطه مختل میکنند زیرا اگر بیمارِ عاشق با واقعیت فرد مقابل و نوع رابطه اش با او روبرو شود و ببیند آنچه او از عشق و معشوق می پندارد وجود ندارد، از وحشت و درد از هم می پاشد او تاب دیدن چنین واقعیت تلخی را ندارد و ،در نتیجه آن را انکار و بدی های واقعی را از خوبی های خیالی منسوب به معشوق خود جدا (دوپاره) میکند و همه این فرایندها در بیمار عاشق به شکل ناهشیار و خودکار رخ میدهد. از منظر دیگری هم به مسأله .بنگریم از مولانا نقل است هر چه در جستن آنی آنی بیمار عاشق با انتخاب معشوق نامناسب و ناروا درون خود را هم آشکار میسازد .برای مثال کنیزکی که عاشق زرگرخودخواه ،خشن و بی توجه میشود ،اصلا منش و هویت خود را هویدا میکند. سودای خوش فصل ۱۱ https://eitaa.com/selfknowledge1401
هدایت شده از Pouyesh
زرگر یا زرگرها در این رابطه عاشقانه چه میکنند؟ زرگر هم به شکل دیگری در حال کینه توزی با خود است .کنیزک عاشق باید بفهمد که معشوقش به چیزی در او حمله میکند که در خودش است ،درواقع معشوق هم اسیر فرافکنی ناسالم خود است. مجازات عاشق ( کنیز) مجازات تصویر فرافکنده شده معشوق( زرگر) از خودش به عاشق است و از این طریق نفرتی را که از خود دارد ابراز میکند. زوج عاشق و معشوق در واقع زوج خودآزار و دگرآزار است. در واقع میتوان گفت که زرگر باطنی شیطانی در ظاهری رحمانی دارد. معشوق( زرگر) نیز در حالی که تحت تأثیر پایداری عاشق(کنیز) در عشقش قرار میگیرد نفرتی عمیق به انفعال و ناتوانی و وابستگی عاشق به خود می یابد که آنهم انعکاسی از فرافکنی انفعال ها ،ناتوانی ها و وابستگی خودش به عاشق است.عاشق و معشوق هر دو از یکدیگر در جهت کینه توزی نسبت به خود استفاده می کنند و ثمر این رابطه آزار دیدن دو طرفه است. عاشق از آزارهایی که میبیند کینه بیشتری نسبت به معشوق در دلش لانه میکند و در نتیجه بیشتر و پنهان تر با فضاسازی برای خودآزاری ،آن کینه را بر سر خود خالی میکند. معشوق نیز در اثر آزار عاشق مملو از را احساس گناه میشود و نفرت بیشتری به خود پیدا میکند و در نتیجه نفرت بیشتری بر عاشق فرا می افکند و او را آزار میدهد .ابراز عشق کنیزک به آزارهای زرگر، زرگر را به دروغ و آزارهای بیشتر دعوت میکند زیرا این پیام را به زرگر میدهد که آزارهای او مشکلی در رابطه ایجاد نکرده است در نتیجه زرگر معشوق نیز به خود دروغ بیشتری میگوید و آزارهایش را واقعاً عشق می پندارد. سودای خوش فصل ۱۱ . https://eitaa.com/selfknowledge1401
هدایت شده از Pouyesh
همه ما زندگی را با تجربه اشتیاق خود به عشق به پدر و مادر آغاز میکنیم سرانجام این تجربه عشقی سرنوشت مهرورزی ما را در ادامه زندگی تعیین میکند اگر تجربه عاشقانه ما با پدر مادر در عنفوان کودکی با رضایت و شکوفایی نسبی همراه باشد موضوع عشق ما از پدر و مادر ارتقا مییابد و معشوقه عالی تری را در بر میگیرد همان گونه که گفتم پویایی موضوع عشق و ارتقای معشوق های انتخابی از اصول عاشقی است موضوع عشق ورزی ما مانند تجربه شاه در این داستان در حال ارتقا یافتن است، اما اگر تجربه ما از اولین عشقه ای زندگیمان یعنی پدر و مادر با ضربه و ناکامی شدید همراه باشد، آنگاه احساسات سنگین و پیچیده حاصل از این شکست اولیه را باید به دوش بکشیم در این حال با برقراری روابطی خیالی و نامناسب ،به زبان شما عشق های رنگین و ننگین ،در جهت مهار این احساسات سنگین دست و پا میزنیم و رنج های کودکی را تکرار میکنیم. به عبارتی دیگر با تکرار خیالی و واقعی تجربه عشق شکست خورده خود در گذشته سعی میکنیم این زخم را ترمیم یا این زجر را دوباره تکرار کنیم. عشق ناسالم مصداق شخصی از چنین معضلی در بیمار عاشق و معشوق است. سودای خوش https://eitaa.com/selfknowledge1401
هدایت شده از Pouyesh
ارزنده سازی و ناارزنده سازی چرا ما گاهی دیگران را به شکل افراطی ارزنده سازی و یا حتی ناارزنده سازی میکنیم؟ چگونه میشود که این نحوه ادراک در بعضی انسان ها شکل می گیرد؟ در فرایند رشد نوزاد او ابتدا این باور را دارد که او محور دنیا است و به تمامی خواسته های او بدون هیچ محدودیتی اجرا میشوند و دنیای درون او محور و اساس دنیای بیرون است و آن را شکل میدهد. بعبارتی کودک در ابتدا تصوری که از خود دارد یک تصور وهمی قدرت مطلق است یعنی من بسیار مهمم و خواسته های باید تماما اجرا شوند و همه باید در خدمت من و در جهت رفع نیازهای من باشند؛ و این ادراک تا زمانی ادامه می یاید که کودک با محدودیت های دنیای بیرون رو مواجهه پیدا میکند و می فهمد که همیشه خواسته های اجرا نمیشوند و با محدودیت های در واقعیت محیط بیرونی همراه هستند که این باعث ناامیدی ، ترس و اضطراب در او میشوند که برای اینکه آن را از بین ببرد سعی میکند به دیگران بچسبد و آن را اینبار در قدرت مطلق بپندارد که این دیگران در دنیای کودک والدین او یعنی پدر و مادر هستند؛ و تکیه به این والدین و توهم قدرت مطلق آنان باعث آرامش در او میشوند که این باور نیز در زمان بلوغ دچار درگیسی شده و او در می یابد که والدین نیز دارای محدودیت های گریزناپذیری هستند و این باور بنای رشد استقلال و فردیت در او میشوند. اما اختلال از آنجایی شروع میشود که کودک در این مراحل دچار ثبات شود و دگردیسی و تغییری در این فرایند صورت نگیرد و باور به توهم قدرت مطلق والدین دست نخورده باقی بماند و وحشت باقی مانده از دوران کودکی با این باور تسکین یابد که برخی افراد هستند که دارای قدرت و خوبی هستند و اگر فرد به آن ها بچسبد در امان و آرامش است و با این کار می خواهند از شرم بی ارزشی خود خلاص شوند. در واقع ارزنده سازی دیگران و ناقص دیدن خود دو روی یک سکه هستند. اعتقاد به وجود افراد آرمانی در خیلی از مواقع مسئله ساز است : مادر من در دنیا تکه ،حاج آقای ما بهترینه ،مدرسه من بهترینه ،مسئولین اشتباه نمیکنند و غیره . چنین افکاری پنداری بیش نیستند و با واقعیت زندگی و تواناییهای انسانی در تضادند هر چه آدمها وابسته تر باشند بیشتر گرایش به آرمانی سازی دارند یک خانم باردار که احساس آسیب پذیری و ترس دارد معتقد است که دکترش عالی است ترس و نیاز به حمایت در او پندار توان بی مانند پزشک معالج را شعله ور میسازد. بی ارزش سازی و تحقیر وجه متضاد و همبسته ارزنده سازی و آرمانی سازی است. از آنجا که هیچ وجهی از زندگی انسان کامل و بی نقص نیست ارزنده سازی محکوم به بی ارزش سازی است. هر چه شخصی بیشتر آرمانی شود، در نهایت بیشتر بی ارزش قلمداد میگردد چون واقعیت ناقص و غیر آرمانی خود را نشان میدهد .هر چه پندار رفیع تر باشد محکم تر به زمین می خورد ارزشمند شدن شیرین است اما در عین حال دشوار زیرا توقع اینکه کوه را بر دوش بگیریم و زهر هر سنگ را بدوشیم ورای طاقت ماست . کسی که قول حتمی میدهد و بعد خُلف وعده میکند خشم و غیظ شدیدی در ما بر می انگیزد. آنکه گمان میکند انکولوژیست همسرش تنها کسی است که سرطان همسرش را شفا میدهد به احتمال بیشتری پس از مرگ همسر از او شکایت میکند. زندگی برخی آدمها مملو از آرمانی سازی ها و از خیال بیرون آمدنهای مکرر و تحقیر فردِ ارزنده پنداشته شده است امروز عاشق و فردا فارغ یارش امروز عالی است و فردا خاطی. ناتوانی در تحمل ناکامل بودن واقعیت ها و نیاز به رشد و حمایت مسبب صعود به قله ارزنده سازی و سپس سقوط به چاه بی ارزش سازی است . مهران ترک‌زبان روانکاو مرکز شمیم پردیس https://eitaa.com/selfknowledge1401
همراهتان هستیم با خوانش کتاب دروغ های که به خود می گوییم https://eitaa.com/selfknowledge1401