eitaa logo
خودشناسی و روانکاوی
366 دنبال‌کننده
152 عکس
49 ویدیو
244 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Pouyesh
می تواند رهایی بخش باشد، حتی اگر این کار شما را روانه ی زندان کند. شاید چون واژگان افشا و اعتراف تداعی کننده ی جرم و خوشایند نباشند، اما واقعیت این است که همه ی ما ،افکار ،احساسات و اعمالی را تجربه میکنیم که ممکن است با ارزشهای شخصی و اعتقاد ما مغایر یا با آنچه درست می انگاریم ناسازگار باشد و به همین سبب تمایلی به ،دیدن ،حس کردن ،به خاطر آوردن و به طور کلی تجربه کردن تجربه های یاد شده نداشته باشیم ،بنابراین اعتراف پدیده ای است که هیچ انسانی را از آن گریزی نیست ،زیرا تجربه ی افکار، احساسات و اعمال مغایر با ارزش های شخصی در این دنیا گریزناپذیر است. از سوی دیگر، گاهی تجارب به قدری آسیب زایند که به خاطر آوردن و صحبت درباره ی آنها برای مان دردناک است. از این رو، از بیان افکار و احساساتی که به نوعی تداعی کننده ی تجارب منفی اند میگریزیم، اما معمولا چنین تجاربی در قالب افکار ،تصاویر و احساسات بدون تمایل ما وارد ذهنمان می شوند ،و کوشش ما برای فرونشانی آنها نیز راه به جایی نمی برد. هر اندازه این تجارب شدیدتر و آسیب زا تر باشند، نشخوار ذهنی آنها نیز بیشتر میشود و حتى ممکن است به توهم تجربه ی مجدد حادثه منجر شود ،پدیده ای که شکل حاد آن را در اختلال استرس پس از ضربه میبینیم که معمولا به دنبال نجات از مرگ حتمی در جنگ، تصادف یا سوانح طبیعی ایجاد میشود. تکرار ذهنی تجارب دردناک حاصل تلاش فزاینده ی ذهن انسان برای درونی سازی یا جذب تجارب در ذهن خود است .افزون براین احساسات برآمده از تجارب دردناک نیز انرژی هایی اند که از درون فشار میآورند و نیاز به ابراز دارند، زیرا هر حسی بر حسب انرژی ای که تولید میکند ارگانیسم را از درون آماده عمل به شیوه خاصی میکند .به عبارت دیگر تجارب ناراحت کننده بارها به یاد میآیند تا در محتویات حافظه به عنوان تجربه ی معمولی جذب و هضم شوند و در این شرایط انرژی برآمده از این احساسات خنثی شود .اما از سوی دیگر ذهن به سبب دردناک بودن یادآوری چنین تجاربی ما را به اجتناب فعال از به یاد آوردن آنها وا میدارد . تعارض بین فراموش کردن و جذب کردن تجربه در ذهن میتواند تنش شدیدی در فرد ایجاد کند و حتی به بیماری روانی منجر شود، پدیده ای که سازوکار بنیادین شکل گیری مشکلات روانی است. نشخوارهای ذهنی افکار ناراحت کننده تکرار خیالی تجارب منفی یا علائم مشکلات روانی همگی همان تنش شدید بر آمده از اجتناب از فشاری است که این افکار و احساسات برای ابراز شدن وارد میکنند. راه رهایی از این تنش رویارویی با افکار و احساسات عمیق خود درباره ی تجارب ناراحت کننده، صحبت درباره ی آنها ،لمس کردنشان و اعتراف به داشتن چنین تجارب دردناکی است ،در این منظر ،اعتراف خود سرچشمه ی درد و در عین حال درمان چنین تجارب منفی ای است. صحبت کردن و اعتراف به داشتن تجربه ی دردناک به احساس رهایی و آرامش منجر میشود .
کتاب دل شکستگی و دل شکستن کتاب بالا به شما کمک میکند تا اندکی با سوگ ناشی از دست دادن رابطه کنار بیاید و آرام شوید
هدایت شده از Pouyesh
New Document(26) 11-Sep-2023 18-07-53.pdf
حجم: 50.7M
دل شکستگی و دل شکستن
بازداری یا رویارویی با افکار و احساسات مسئله این است! 🎭 آیا باید افکار و احساسات ناخوشایندمان که درد ایجاد میکنند رویارو شویم؟ اصلا فایده این کار در چیست؟ 👨‍⚕چرا روانکاوان اصرار دارند این امر صورت بگیرد؟ بازداری تغییرات زیست شناختی کوتاه مدت ایجاد میکند و سلامت بلندمدت فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. اثرات کوتاه مدت بازداری و فرونشانی احساسات و افکار به تغییرات آنی در وضعیت جسمانی همچون افزایش ضربان قلب فشارخون و تعریق منجر میشود. فرونشانی افکار و احساسات در بلندمدت استرس فزاینده ای بر بدن وارد میسازد و احتمال بروز بیماریهای جسمانی و روانی را افزایش میدهد. بازداری افکار و احساسات یکی از سرچشمه های استرس است که جسم و ذهن را تحت تأثیر قرار میدهد. بدیهی است هر چه فرد برای فرونشانی افکار و احساسات خود بیشتر بکوشد فشار بیشتری بر جسم خود تحمیل میکند. بازداری افکار و احساسات تواناییهای فکری را تحت تأثیر قرار میدهد بازداری فعال با تغییرات منفی در سبک تفکر ما همخوان است ما با بازداری افکار و احساسات همخوان با یک رویداد ،معمولا به شیوه ای گسترده و جامعی از فکر کردن مستقیم درباره ی آن رویداد اجتناب میکنیم در این فرایند ما درباره ی رویداد یاد شده صحبت نمیکنیم و در نتیجه تجربه ی ما به گفتار تبدیل و ترجمه نمیشود؛ ترجمه یک تجربه به زبان از طریق بیان گفتاری آن، ساخت متفاوتی را به تجربه تحمیل میکند و شناخت ما را از آن تحت تأثیر قرار میدهد به عبارتی دیگر از آنجایی که زبان ابزار اصلی شناخت است ترجمه ی تجربه به زبان، به تعمیق شناخت فرد از تجربه اش منجر میشود. به کلام در نیاوردن تجربه، در مقابل درک ما را از آن تحت تأثیر قرار می دهد و به جهل به ابعاد متعدد آن می انجامد. متعاقب چنین امری تجربه های مهمی که در ذهن فرونشانده میشوند در شکل رؤیا، افکار ناراحت کننده و نشخوار ذهنی به سطح ذهن می آیند. زیرا همان گونه که اشاره شد به سبب فشاری که احساسات برای ابراز شدن ایجاد میکنند ذهن ما در صدد جذب و درونی سازی رویداد مذکور در خود است. قطب متضاد بازداری، رویارویی عمیق با احساسات و افکاری است که در درون ما جاری میشوند مراد از رویارویی بازگویی سخن گفتن آگاهانه و فعال تجارب مهم و تفکر درباره ی آنها و لمس و اقرار به احساسات همخوان با آنهاست. رویارویی روان شناختی با تجارب آسیب زا اثرات شناختی و فیزیولوژیک بازداری افکار و احساسات را خنثی میسازد. رویارویی با افکار و احساسات اثرات بازداری آنها را کاهش میدهد. رویارویی با تجربه ناراحت کننده بی درنگ پیامدهای فیزیولوژیک بازداری را خنثی میکند. هنگام رویارویی استرسی که براثر بازداری به بدن وارد میشود بلافاصله کاهش می یابد. اگر فرد به رویارویی با افکار و احساسات خود در طول زمان ادامه دهد به احتمال بسیار میتواند تجربه ی آسیب زا را حل کند که در نهایت کاهش استرس را در پی دارد رویارویی سبب بازنگری در رویدادها میشود. رویارویی با تجارب آسیب زا به افراد کمک میکند تجارب و رویدادهای زندگی خود را بهتر درک کنند و در نهایت آنها را به عنوان جزئی از تجارب خود بپذیرند در این فرایند فرد ممکن است به درک جدیدی از رویدادها و تجارب خود نائل آید و چه بسا جنبه های مثبتی از آن را نیز کشف کند. به عبارتی دیگر با حرف زدن درباره تجربه ای که در ذهنمان سرکوب شده است ما آن تجربه را به زبان ترجمه میکنیم. هنگامی که یک تجربه در قالب زبان جای،گرفت، فرد میتواند درک بهتری از آن داشته باشد و در نهایت تجربه ی یاد شده را به عنوان یک تجربه پشت سر بگذارد و به تحول خود ادامه دهد. سبک ها و مهارت های ارتباطی https://eitaa.com/selfknowledge1401
کتاب صوتی دل شکستگی و دل شکستن