جابهجایی چیست:
جابهجایی نوعی مکانیسم دفاعی روان شناختی محسوب میشود که به واسطه آن، فرد هیجان منفی شکل گرفته پیرامون منبع اصلی تولید آن را، به گیرنده (منبعی) کمتر تهدیدکننده، معطوف میکند. مثالی کلاسیک از این دفاع، خشم جا به جا شده میباشد (1). اگر شخصی خشمگین بوده و قادر به هدایت خشم به سمت منبع و بدون عواقب نباشد، امکان دارد خشم خود را بر روی شخص یا چیزی که خطر کمتری دارد، “معطوف کند“.
. زمانی افراد از جابهجایی استفاده میکنند که ذهن احساس میکند واکنش به منبع اصلی پریشانی امکان دارد غیرقابل قبول و حتی خطرناک باشد از همین جهت به جای مقابله با منبع اصلی، موضوعی کمتر تهدیدکننده را مییابد که میتواند خروجی امنتری برای این احساسات منفی .
نشانههای جابهجایی
دفاع جابهجایی به ما کمک میکند تا هیجانات و تمایلاتی را که میتوانند نامناسب یا مضر تلقی شوند را به خروجیهای سالم، ایمن یا سازندهتر هدایت کنیم. اگر از آنها به درستی استفاده شود، دفاعی مانند جابهجایی میتواند به ما در حفاظت در مقابل احساسات منفی، به حداقل رساندن پریشانی، حفظ عزت نفس و مدیریت سطوح استرس کمک کند . جابهجایی میتواند با پنهان کردن مواردی که استرس زا یا غیرقابل قبول هستند از ما در مقابل اضطراب محافظت کرده و در جهت حفظ احساس خود (سلف) کمک کند. مکانیسمهای دفاعی مانند جابهجایی، در صورت تکیه بیش از اندازه به آنها یا در زمان بروز رفتارهای مشکلساز و تعامل با دیگران، امکان دارد مفید واقع نشوند. استفاده بیش از حد از این مکانیسمها امکان دارد به پریشانی روانی و عملکرد ضعیف بیانجامد . جابهجایی به عنوان راهی در جهت تغییر مسیراحساسات عمل میکند اما پتانسیلی برای ایجاد آسیب نیز میباشند. فاکتورهای متعددی وجود دارند تا توضیحی برای زمان و موقعیت بروز جابهجایی باشند.
سن:
کودکان خردسال در بیان احساسات خود، صریحتر میباشند. بنابراین، تمایل بیشتری به ابراز احساسات منفی نسبت به هدف اصلی دارند (بدون درنظر گرفتن مناسب بودن پاسخ). به عنوان مثال، کودک 4 ساله امکان دارد سر والدینش فریاد بزند. از سوی دیگر، نوجوان 14 ساله نیز امکان دارد پریشانی خود از والدین را در مجادله با خواهر یا برادر کوچکش جابجا کند.
شدت:
تمایلات یا احساسات ناراحت کننده امکان دارد منجر به بروز بیشتر هیجانات به هدف جا به جا شده شود. به عنوان مثال، تمایل نامناسب (مانند میل آسیب زدن به شخصی) امکان دارد تحت طغیان هیجانی (مانند فریاد زدن بر سر همسر) بیان شود.
مثالهایی از جابهجایی:
در اینجا سناریوهای فرضی آورده شده تا مفهوم جابهجایی را واضح سازند:
کارمندی به علت عملکرد ضعیف، مورد سرزنش رئیس خود قرار میگیرد. محل کار را ترک میکند تا در یک رستوران ناهار بخورد؛ اما به خاطر اشتباهی کوچک، سر کارکنان فریاد میزند.
به این دلیل که همسرتان در کارهای خانه همکاری نکرده، آزرده هستید. از فرزندانتان میخواهید کارها را شروع کنند و آنها با بی حوصلگی پاسخ میدهند. خشمتان سرریز کرده و بر سر آنها فریاد میزنید و میگویید که آنها در کارهای خانه همکاری نمیکنند.
فردی جذب بهترین دوست همسرش میشود، اما میداند که عواقب فاجعه باری دارد. درعوض، تمایلات ناهشیار جابهجا شده و عینکی شبیه به او میزند.
شغل خود را از دست داده و نمیتوانید شغل جدیدی پیدا کنید. از ترس اینکه قادر به پرداخت اقساط خود نباشید، پریشانی و احساس شکست خود را به سایر افراد جامعه خود منتقل کرده و آنها را به دلیل ناتوانی خود در یافتن شغل، سرزنش میکنید.
اثر جابهجایی:
جابهجایی میتواند به عواقب غیر عمدی و حتی واکنشهای زنجیرهای بیانجامد.
ابراز نامناسب هیجانات: هیجانات جابجا شده، در اکثر مواقع افراطی و نامتناسب میباشند.
چرخههای خشم و منفی گرایی: خشم جابجا شده میتواند به چرخه تبدیل شود. فرض کنید کارمندی از رئیس خود خشمگین میباشد. او زمانی که به خانه میرسد، خشمش را متوجه همسرش میسازد. همسر آزرده خاطر، امکان دارد خشمش را روی فرزندان تخلیه کند و فرزندان نیز پریشانی خود را روی یکدیگر تخلیه کنند.
مشکلات رابطه: به این دلیل که معشوق در بیشتر مواقع هدف جابهجایی محسوب میشود، احساس تعارض و آزردگی، میتواند سلامت رابطه را تهدید کند.
تعصب: خشم جابجا شده بین فردی، امکان دارد منجر به تعصب نسبت به گروههای اجتماعی خاصی شود. به عنوان مثال، برخی از محققان استدلال کردند که خصومت آلمانیها با یهودیان پس از جنگ جهانی اول، امکان دارد نمونهای از احساسات جابجا شده از خشم ناشی از پیامدهای اقتصادی جنگ باشد .
سپربلا: در مثالهای قبلی، افراد خشم خود را به سمت افرادی که به نظر آنها اهداف کمتر تهدیدکننده بودند، هدایت میکردند به جای اینکه خشم جمع شده خود را به سمت اعمال یا دولت معطوف کنند به این پدیده سپر بلا نیز می گویند.
نحوه سازش با جابه جایی:
تکیه بیش از حد به جابهجایی یا هر مکانیسم دفاعی امکان دارد اثری خنثی داشته یا حتی مشکل ساز باشد. اگر در مورد استفاده از مکانیسم دفاعی جا به جایی نگران هستید، میتوانید با رواندرمانی نزد یک درمانگر یا مشاور به آن بپردازید. نگاه کردن به رفتار خود میتواند در جهت کسب درکی بهتر از نحوه استفاده از جابهجایی که مفید میباشد یا خیر، کمک کند.
ارزیابی:
از اولین گامها و دشوارترین آنها مشاهده رفتار و اعمال و مشخص ساختن اینکه آیا جابهجایی باعث آنها میشود یا خیر، میباشد. نمیتوان جابهجایی را به راحتی مشاهده کرد. در اکثر مواقع، تنها میتوان بر اساس بررسی رفتار، به استنباط رسید. در این مرحله، کمک گرفتن از درمانگر میتواند مفید واقع شود. آنها میتوانند رفتار شما را از “بیرون“ بنگرند و به شما کمک کنند تا مسائل را از منظر عینیتری ببینید.
درمانگر میتواند تناقضات بین رفتار و کلمات، زبان بدن یا سایر علائم را مشاهده (و به آن اشاره) کند.
به عنوان مثال، امکان دارد به درمانگر بگویید اینکه همسرتان شبها و آخر هفتهها کار میکند برایتان مهم نیست. اما امکان دارد زبان بدن و گفتار شما، چیز دیگری را نشان دهد. هرچه بیشتر رفتار خود را به اشتراک میگذارید، امکان دارد مشخص شود که کم تحملی در برابر رفتار فرزندان، نشانهای از پریشانی از همسر میباشد.
بازسازی :
پس از تشخیص اپیزودهای ناسالم جابهجایی در زندگی، گام بعدی جستجوی راهی هدفمند برای تغییر تفکر و رفتار میباشد. به عنوان مثال، اگر سر همسرتان فریاد زده و پریشانی کار را تخلیه میکنید، متوقف شده، عقب بکشید و لحظهای کنترل خود را دوباره بدست بیاورید. وقتی متوجه میشوید که درگیر رفتارهای ناسازگارانه ناشی از جابهجایی هستید، سعی کنید شرایط را بازسازی کرده و خروجی سالمتری برای احساسات خود پیدا کنید. سعی کنید آگاهانه احساسات منفی خود را به سمت هدفی مناسب هدایت کنید. مانند: نوشتن در مورد موقعیت و احساس خود در آن لحظه، ورزش یا فعالیت بدنی یا انجام تفریح سازنده.
مهران ترکزبان
@selfknowledge1401
ReederThe End Of All Things.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
🎶🎶🎶🎶موسیقی به مثابه روان
تفاوت رشک و حسادت در چیست؟
احساس رشک را دقیق تر بشناسید
رشک یعنی آرزوی نابودی منبع خوبی
حسادت یعنی ترس از دست دادن محبت و توجه ، ترس از اینکه دیگر دوست داشتنی نباشم
@selfknowledge1401
تفاوت رشک و حسادت چیست؟
اکثر ما با هیجان رشک آشنایی داریم؛ خواه در مورد موقعیت، قدرت یا ویژگیهای شخص دیگری احساس شود یا خیر. رشک، به طور گستردهای با حسادت اشتباه گرفته میشود. یاگو در نمایشنامه شکسپیر میگوید: “آه سرور من از حسادت این هیولا با چشمانی سبز رنگ برحذر باشید”.
رشک هیجانی مخرب میباشد؛ به تخریب گرایش دارد که شامل دشمنی با ویژگیها و ظرفیتهای خوب دیگری میباشد. به همین دلیل، قرار گرفتن در معرض احساسات رشک آلود دیگران میتواند خطرناک باشد. این ویژگی مخرب رشک را به طور بالقوه برای رشد روانی و روابط انسانی تخریب گر میسازد.
آدرین هریسروانکاو ، ویژگی مخرب رشک که در تمثیلی از شاعر انگلیسی ویلیام لنگلند آمده، بازگو میکند:
“دو مرد در حین پیاده روی در جنگل با یک جن روبه رو شدند. جن گفت آرزوی یک مرد را برآورده میکنم به شرطی که دیگری نیز دوبرابر آن را دریافت کند. یکی از آنها از دیگری میخواهد تا آرزویی کند تا خودش دو برابر دریافت کند. او فکر میکند و میگوید یک چشم من را کور کن”.
این داستان، آرزوی آسیب رساندن و عذاب به دیگری را نشان میدهد که با رشک همراه میباشد. لذت ناگفته از رنج دیگری حتی به بهای آسیب به خود. هانا سگال میگوید زمانی که شکسپیر در نقش یاگو نوشت حسادت غولی با چشمان سبز رنگ میباشد که بر طعمه خود میخندد، رشک را با حسادت اشتباه گرفت. رشک بیشتر از حسادت خود مخرب میباشد _فرد را کور میکند_ با اینکه حسادت و رشک هر دو مبتنی بر گرفتن چیزی از دیگری است، رشک مبتنی بر تخریب حتی به بهای تخریب به خود نیز میباشد. همانطور که سگال میگوید، رشک”هدفش از بین بردن خوبی موضوع است، از بین بردن منبع احساس حسادت میباشد؛ زیرا موضوع تخریب شده، موجب رشک نمیشود”
رشک در سازمان شخصیت مرزی برجسته میباشد. رشک (همراه با شرم) نیز یکی از هیجانات اصلی در اختلالات شخصیت خودشیفته به شمار میرود. همانطور که روانشناس، نانسی مک ویلیامز بیان میکند،
رشک در اکثر مواقع بخشی از ذهن ناهشیار قرار دارد زیرا بسیار دردناک میباشد. در زیر سطح آگاهی نهفته که شناخت آن نیز دشوار شود. یکی از راههای تشخیص رشک، شناخت آن از طریق مکانیسم دفاعی و یا تکنیکهای روانشناختی میباشد که آن را برملا میکنند.
بی ارزشی، اصلیترین روشی میباشد که به واسطه آن فرد سعی میکند از احساس رشک دوری کند؛ تلاشی در جهت کاهش ارزش چیزی در ذهن میباشد. از طریق کاهش ارزش، کیفیت یا ظرفیت مورد رشک برای شخص کاهش می بیابد. مانند: هرچه هست چندان هم چشمگیر نیست. از دفاعهای رایج در برابر رشک، کنترل همه جانبه میباشد. شخصی که رشک میورزد در بعضی از مواقع میکوشد تا ویژگیهایی که در شخص دیگر موجب رشک میشوند را تصاحب کرده و “مالک“ آنها شود.
رشک جزو تاریکترین هیجانات انسان محسوب میشود. فردی که تحت سلطه آن باشد، قادر به تجربه لذت نیست. ظرفیت عشق ورزیدن و دریافت عشق دستخوش نابودی میشود. فردی که تحت تسلط این گرایش هیجانی باشد، در لذت بردن از چیزی که دیگری به او میدهد دچار مشکل میشود زیرا چیزی دارد که در گیرنده وجود نداشته که باعث ایجاد رنج و خصومت میشود. به همین دلیل تلاش برای کمک فردی که رشک میورزد، به جای قدردانی، پرخاشگری را برمی انگیزد. زمانی که فرد احساس کند قادر نیست آن چیزی را که به آن رشک میورزد یا حداقل به همان اندازه ارزشی برای خود کند، امکان دارد چرخه مخرب به وجود بیاید؛ زمانی که چیزی که رشک را برمی انگیزد فراتر از امید به دستیابی به آن باشد. اوتو کرنبرگ بیان میکند که رشک مداوم میتواند منجر به پریشانی و شکل بدوی نفرت شود. رشک متوجه دیگرانی میشود که نفرت مشابهی بر آنها حاکم نباشد.
@selfknowledge1401
@dynamicworkshops4_5895769270133982234.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
🎶🎶🎶🎶موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401
تا به حال برایتان پیش آمده که رویای عجیبی دیده باشید و گمان کنید که پیام پنهانی در پس آن است؟ تاویل رویا فرض را بر این اساس در نظر میگیرد که ساختارهای دخیل در رویابینی معنای واقعی رویا یا محتوای نهفته را پنهان میکند.
محتوای نهفته معنای نمادین رویا است. که در پس محتوای آشکار رویا نهفته است. معنای پنهان رویا نقش مهمی در نظریه روانکاوی زیگموند فروید بر عهده داشت. او معتقد بود که به هشیاری رساندن معنای پنهان رویا، آشفتگی روانی را تسکین میدهد.
انواع محتوای رویا
از نظر فروید، محتوای نهفته، معنای روانشناختی پنهان موجود در رویا میباشد. این محتوی در ظاهری سمبولیک و نمادین خود را نشان میدهد و به دلیل اینکه بیشتر ناراحتکننده و تروماتیک هستند، از حیطه هشیاری خارج میباشند. یکی از اهداف روانکاوی نیز بررسی این نمادها در جهت کشف نیازها و آرزوهای ذهن ناهشیار بود. زیرا روانکاوی معتقد بود که با آگاهی از این اطلاعات، افراد میتوانند روشهایی پیدا کنند تا با آنها کنار بیایند. فروید معتقد بود که محتوای رویاها مبتنی بر تحقق آرزو است و او به دو نوع محتوا رویاها اشاره کرد: محتوای آشکار و محتوای پنهان. به عقیده او، محتوای آشکار ظاهر رویا و محتوای پنهان معنای زیرین این نمادها میباشد.
از نظر فروید و دیگر روانکاوان، اهمیت محتوای پنهان به مراتب بیشتر از محتوای آشکار است. فروید معتقد بود که ذهن به مثابه کوه یخ است. تنها بخش کوچکی از کوه یخ (ذهن هشیار) از آب بیرون است و قابل مشاهده است و بخش عظیم آن (ذهن ناهشیار) در زیر آب پنهان است. به همین جهت رویاها یکی از راه های رسیدن به آنچه از حیطه آگاهی پنهان است، میباشند.
برای مثال، تصور کنید که در رویا میبینید که در منظر عمومی عریان هستید. معنای قابل مشاهده رویا همین است اما فروید معتقد بود که معنای رویا چیزی بیش از این است. امکان دارد او اینگونه تفسیر کند که شما ترس از قضاوت شدن داشته باشید و احساس ناامنی میکنید و میهراسید که دیگران به نقص شما پیببرند. این، همان محتوای نهفته رویا میباشد. پس از فروید، تاویل رویا محبوبیت بسیاری پیدا کرد. با اینکه بسیاری از تئوریهای محبوب در خصوص تاویل رویا معتقدند که رویا نشات گرفته از امیدها، ترسها و تجربیات زندگی میباشد، تحلیلگران بر این باورند که معنای نهفته رویا از اهمیت نمادین برخوردار میباشد.
درک معنای نهفته
بیشتر تمرکز روانکاوی فروید متمرکز بر آگاهی رسانی افکار و احساسات پنهان و ناهشیار بود. او بر این باور بود که ذهن نیمههشیار محتوای نهفته رویا را سرکوب میکند تا از فرد در مقابل این افکار و احساسات آسیبزا محافظت کند. با اینکه ذهن این احساسات، افکار و امیال را در ذهن ناهشیار و نیمههشیار پنهان میکند، آنها بر رفتار و افکار فرد تاثیر میگذارند. فروید معتقد بود که محتوای ناهشیار امکان دارد به مشکل و اختلال در روان فرد بیانجامد. فروید معتقد بود که با کشف معنای پنهان رویا افراد میتوانند مشکلات خود را بهتر درک کرده و آن ها را بهتر حل کنند. در تاویل روانکاوانه فروید، رویاها بر تحقق آرزو متمرکز میباشند. مردم در رویا، امیال و آرزوهایشان را میبینند. امکان دارد بسیاری از این امیال نامناسب یا تکان دهنده باشند، به همین دلیل ذهن معنای ناهشیار را در پس محتوای آشکار مخفی میکند. فروید معتقد بود که با آگاهی از معنای نمادین، آدمها میتوانند از مصائب روانشناختی رها شوند.
چگونه ذهن محتوای پنهان را سانسور میکند
فروید توضیح داد که ذهن با استفاده از مکانیسمهای دفاعی مختلفی محتوای پنهان رویا را سانسور میکند. از جمله جابجایی، فرافکنی، نمادسازی، فشرده سازی و منطقیسازی.
جابجایی
جابجایی یعنی جایگزینی یک چیز با چیز دیگر. امکان دارد در رویا از یک موضوع یا شخص به ظاهر بیاهمیت ناراحت شوید. فروید اعتقاد دارد که این موضوع نمادی از چیزی میباشد که واقعاً شما را آزار میدهد.
فرافکنی
این مکانیسم دفاعی یعنی فرافکنی شامل قرار دادن احساسات غیرقابل قبول به فرد دیگر میشود. برای مثال، ممکن است در رویا ببینید که شخصی از شما بدش میآید، اما در واقعیت، شما از او بدتان میآید. این تحریف موجب تجربه احساس شده و اضطراب شما را به نحوی که ایگو متوجه آن نشود، کاهش میدهد.
نمادسازی
نمادسازی شامل ابراز امیال سرکوب شده در کنش نمادین است. امکان دارد فروید رویای سیگار کشیدن یا قرار دادن سوییچ را در ماشین به معنای جنسی تفسیر کند.
فشردهسازی
فشرده سازی به معنای متراکم کردن امیال نهفته در رویا میباشد. یعنی چندبخش در واحد یک تصویر گنجانده شوند که محتوای نهفته را تصویر کند.
منطقیسازی
منطقی سازی به معنای منتقل کردن تمامی نمادها، موضوعها، اتفاقات و افراد در رویا در قالبی قابل درک میباشد.
یک نکته:
همه موافق نیستند که رویاه
ا معنای پنهانی دارند، اما نظریه تاویل رویا همچنان رایج است. تحلیل محتوای پنهان رویاهای شما ممکن است یکی از راههای به دست آوردن بینش در مورد چیزهایی باشد که ممکن است شما را آزار دهد.
Ludovico Einaudi4_6028120757534460524.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401
با سلام
فرا رسیدن فصل شادی بخش و نشاط آور بهاران و حیات دوباره زمین را که نشانهای از قدرت و رحمت الهی است، بر همه ی شما عزیزان و همراهان تبریک و تهنیت عرض می نماییم🌹🌹
و از درگاه خداوند متعال خواستاریم که روزهای سال جدید، آرامشی باشد از جنس خدا؛ آرامشی که هیچگاه تمام نشود... 🌷
سال نو مبارک ❤️❤️
Digipostal
https://digipostal.ir/cewec1x