تفاوت رشک و حسادت چیست؟
اکثر ما با هیجان رشک آشنایی داریم؛ خواه در مورد موقعیت، قدرت یا ویژگیهای شخص دیگری احساس شود یا خیر. رشک، به طور گستردهای با حسادت اشتباه گرفته میشود. یاگو در نمایشنامه شکسپیر میگوید: “آه سرور من از حسادت این هیولا با چشمانی سبز رنگ برحذر باشید”.
رشک هیجانی مخرب میباشد؛ به تخریب گرایش دارد که شامل دشمنی با ویژگیها و ظرفیتهای خوب دیگری میباشد. به همین دلیل، قرار گرفتن در معرض احساسات رشک آلود دیگران میتواند خطرناک باشد. این ویژگی مخرب رشک را به طور بالقوه برای رشد روانی و روابط انسانی تخریب گر میسازد.
آدرین هریسروانکاو ، ویژگی مخرب رشک که در تمثیلی از شاعر انگلیسی ویلیام لنگلند آمده، بازگو میکند:
“دو مرد در حین پیاده روی در جنگل با یک جن روبه رو شدند. جن گفت آرزوی یک مرد را برآورده میکنم به شرطی که دیگری نیز دوبرابر آن را دریافت کند. یکی از آنها از دیگری میخواهد تا آرزویی کند تا خودش دو برابر دریافت کند. او فکر میکند و میگوید یک چشم من را کور کن”.
این داستان، آرزوی آسیب رساندن و عذاب به دیگری را نشان میدهد که با رشک همراه میباشد. لذت ناگفته از رنج دیگری حتی به بهای آسیب به خود. هانا سگال میگوید زمانی که شکسپیر در نقش یاگو نوشت حسادت غولی با چشمان سبز رنگ میباشد که بر طعمه خود میخندد، رشک را با حسادت اشتباه گرفت. رشک بیشتر از حسادت خود مخرب میباشد _فرد را کور میکند_ با اینکه حسادت و رشک هر دو مبتنی بر گرفتن چیزی از دیگری است، رشک مبتنی بر تخریب حتی به بهای تخریب به خود نیز میباشد. همانطور که سگال میگوید، رشک”هدفش از بین بردن خوبی موضوع است، از بین بردن منبع احساس حسادت میباشد؛ زیرا موضوع تخریب شده، موجب رشک نمیشود”
رشک در سازمان شخصیت مرزی برجسته میباشد. رشک (همراه با شرم) نیز یکی از هیجانات اصلی در اختلالات شخصیت خودشیفته به شمار میرود. همانطور که روانشناس، نانسی مک ویلیامز بیان میکند،
رشک در اکثر مواقع بخشی از ذهن ناهشیار قرار دارد زیرا بسیار دردناک میباشد. در زیر سطح آگاهی نهفته که شناخت آن نیز دشوار شود. یکی از راههای تشخیص رشک، شناخت آن از طریق مکانیسم دفاعی و یا تکنیکهای روانشناختی میباشد که آن را برملا میکنند.
بی ارزشی، اصلیترین روشی میباشد که به واسطه آن فرد سعی میکند از احساس رشک دوری کند؛ تلاشی در جهت کاهش ارزش چیزی در ذهن میباشد. از طریق کاهش ارزش، کیفیت یا ظرفیت مورد رشک برای شخص کاهش می بیابد. مانند: هرچه هست چندان هم چشمگیر نیست. از دفاعهای رایج در برابر رشک، کنترل همه جانبه میباشد. شخصی که رشک میورزد در بعضی از مواقع میکوشد تا ویژگیهایی که در شخص دیگر موجب رشک میشوند را تصاحب کرده و “مالک“ آنها شود.
رشک جزو تاریکترین هیجانات انسان محسوب میشود. فردی که تحت سلطه آن باشد، قادر به تجربه لذت نیست. ظرفیت عشق ورزیدن و دریافت عشق دستخوش نابودی میشود. فردی که تحت تسلط این گرایش هیجانی باشد، در لذت بردن از چیزی که دیگری به او میدهد دچار مشکل میشود زیرا چیزی دارد که در گیرنده وجود نداشته که باعث ایجاد رنج و خصومت میشود. به همین دلیل تلاش برای کمک فردی که رشک میورزد، به جای قدردانی، پرخاشگری را برمی انگیزد. زمانی که فرد احساس کند قادر نیست آن چیزی را که به آن رشک میورزد یا حداقل به همان اندازه ارزشی برای خود کند، امکان دارد چرخه مخرب به وجود بیاید؛ زمانی که چیزی که رشک را برمی انگیزد فراتر از امید به دستیابی به آن باشد. اوتو کرنبرگ بیان میکند که رشک مداوم میتواند منجر به پریشانی و شکل بدوی نفرت شود. رشک متوجه دیگرانی میشود که نفرت مشابهی بر آنها حاکم نباشد.
@selfknowledge1401
@dynamicworkshops4_5895769270133982234.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
🎶🎶🎶🎶موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401
تا به حال برایتان پیش آمده که رویای عجیبی دیده باشید و گمان کنید که پیام پنهانی در پس آن است؟ تاویل رویا فرض را بر این اساس در نظر میگیرد که ساختارهای دخیل در رویابینی معنای واقعی رویا یا محتوای نهفته را پنهان میکند.
محتوای نهفته معنای نمادین رویا است. که در پس محتوای آشکار رویا نهفته است. معنای پنهان رویا نقش مهمی در نظریه روانکاوی زیگموند فروید بر عهده داشت. او معتقد بود که به هشیاری رساندن معنای پنهان رویا، آشفتگی روانی را تسکین میدهد.
انواع محتوای رویا
از نظر فروید، محتوای نهفته، معنای روانشناختی پنهان موجود در رویا میباشد. این محتوی در ظاهری سمبولیک و نمادین خود را نشان میدهد و به دلیل اینکه بیشتر ناراحتکننده و تروماتیک هستند، از حیطه هشیاری خارج میباشند. یکی از اهداف روانکاوی نیز بررسی این نمادها در جهت کشف نیازها و آرزوهای ذهن ناهشیار بود. زیرا روانکاوی معتقد بود که با آگاهی از این اطلاعات، افراد میتوانند روشهایی پیدا کنند تا با آنها کنار بیایند. فروید معتقد بود که محتوای رویاها مبتنی بر تحقق آرزو است و او به دو نوع محتوا رویاها اشاره کرد: محتوای آشکار و محتوای پنهان. به عقیده او، محتوای آشکار ظاهر رویا و محتوای پنهان معنای زیرین این نمادها میباشد.
از نظر فروید و دیگر روانکاوان، اهمیت محتوای پنهان به مراتب بیشتر از محتوای آشکار است. فروید معتقد بود که ذهن به مثابه کوه یخ است. تنها بخش کوچکی از کوه یخ (ذهن هشیار) از آب بیرون است و قابل مشاهده است و بخش عظیم آن (ذهن ناهشیار) در زیر آب پنهان است. به همین جهت رویاها یکی از راه های رسیدن به آنچه از حیطه آگاهی پنهان است، میباشند.
برای مثال، تصور کنید که در رویا میبینید که در منظر عمومی عریان هستید. معنای قابل مشاهده رویا همین است اما فروید معتقد بود که معنای رویا چیزی بیش از این است. امکان دارد او اینگونه تفسیر کند که شما ترس از قضاوت شدن داشته باشید و احساس ناامنی میکنید و میهراسید که دیگران به نقص شما پیببرند. این، همان محتوای نهفته رویا میباشد. پس از فروید، تاویل رویا محبوبیت بسیاری پیدا کرد. با اینکه بسیاری از تئوریهای محبوب در خصوص تاویل رویا معتقدند که رویا نشات گرفته از امیدها، ترسها و تجربیات زندگی میباشد، تحلیلگران بر این باورند که معنای نهفته رویا از اهمیت نمادین برخوردار میباشد.
درک معنای نهفته
بیشتر تمرکز روانکاوی فروید متمرکز بر آگاهی رسانی افکار و احساسات پنهان و ناهشیار بود. او بر این باور بود که ذهن نیمههشیار محتوای نهفته رویا را سرکوب میکند تا از فرد در مقابل این افکار و احساسات آسیبزا محافظت کند. با اینکه ذهن این احساسات، افکار و امیال را در ذهن ناهشیار و نیمههشیار پنهان میکند، آنها بر رفتار و افکار فرد تاثیر میگذارند. فروید معتقد بود که محتوای ناهشیار امکان دارد به مشکل و اختلال در روان فرد بیانجامد. فروید معتقد بود که با کشف معنای پنهان رویا افراد میتوانند مشکلات خود را بهتر درک کرده و آن ها را بهتر حل کنند. در تاویل روانکاوانه فروید، رویاها بر تحقق آرزو متمرکز میباشند. مردم در رویا، امیال و آرزوهایشان را میبینند. امکان دارد بسیاری از این امیال نامناسب یا تکان دهنده باشند، به همین دلیل ذهن معنای ناهشیار را در پس محتوای آشکار مخفی میکند. فروید معتقد بود که با آگاهی از معنای نمادین، آدمها میتوانند از مصائب روانشناختی رها شوند.
چگونه ذهن محتوای پنهان را سانسور میکند
فروید توضیح داد که ذهن با استفاده از مکانیسمهای دفاعی مختلفی محتوای پنهان رویا را سانسور میکند. از جمله جابجایی، فرافکنی، نمادسازی، فشرده سازی و منطقیسازی.
جابجایی
جابجایی یعنی جایگزینی یک چیز با چیز دیگر. امکان دارد در رویا از یک موضوع یا شخص به ظاهر بیاهمیت ناراحت شوید. فروید اعتقاد دارد که این موضوع نمادی از چیزی میباشد که واقعاً شما را آزار میدهد.
فرافکنی
این مکانیسم دفاعی یعنی فرافکنی شامل قرار دادن احساسات غیرقابل قبول به فرد دیگر میشود. برای مثال، ممکن است در رویا ببینید که شخصی از شما بدش میآید، اما در واقعیت، شما از او بدتان میآید. این تحریف موجب تجربه احساس شده و اضطراب شما را به نحوی که ایگو متوجه آن نشود، کاهش میدهد.
نمادسازی
نمادسازی شامل ابراز امیال سرکوب شده در کنش نمادین است. امکان دارد فروید رویای سیگار کشیدن یا قرار دادن سوییچ را در ماشین به معنای جنسی تفسیر کند.
فشردهسازی
فشرده سازی به معنای متراکم کردن امیال نهفته در رویا میباشد. یعنی چندبخش در واحد یک تصویر گنجانده شوند که محتوای نهفته را تصویر کند.
منطقیسازی
منطقی سازی به معنای منتقل کردن تمامی نمادها، موضوعها، اتفاقات و افراد در رویا در قالبی قابل درک میباشد.
یک نکته:
همه موافق نیستند که رویاه
ا معنای پنهانی دارند، اما نظریه تاویل رویا همچنان رایج است. تحلیل محتوای پنهان رویاهای شما ممکن است یکی از راههای به دست آوردن بینش در مورد چیزهایی باشد که ممکن است شما را آزار دهد.
Ludovico Einaudi4_6028120757534460524.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401
با سلام
فرا رسیدن فصل شادی بخش و نشاط آور بهاران و حیات دوباره زمین را که نشانهای از قدرت و رحمت الهی است، بر همه ی شما عزیزان و همراهان تبریک و تهنیت عرض می نماییم🌹🌹
و از درگاه خداوند متعال خواستاریم که روزهای سال جدید، آرامشی باشد از جنس خدا؛ آرامشی که هیچگاه تمام نشود... 🌷
سال نو مبارک ❤️❤️
Digipostal
https://digipostal.ir/cewec1x
توجه به درون بدن: راهی برای تسکین درد و تنش
چه فرقی بین توجه به بوی نان تازه و توجه به نفس در مجرای بینی وجوددارد؟ هر دو شکلی از توجه هستند، اما سمت و سوی توجه در این دو حالت از تجربه متمایز است. در اولی توجهمان رو به بیرون معطوف است، مثل وقتی که با ضربهای روی شانه مان به خود میآییم و در دومی توجهمان رو به درون است، مثل وقتی که ردپای عشق را در ضربان قلبمان احساس میکنیم.
سالها بود که دانشمندان تصور میکردند منطقه مغزی مرتبط با هر شکلی از توجه، قشر پیشپیشانی (Pre-frontal Cortex) است. اما مطالعات متنوعی نشان دادند مناطق مغزی کاملاً متمایزی برای مشاهده مناظر درونی بدن وجود دارد که از نظر تحولی قدیمیتر و مدفون در اعماق زیرقشر مغز هستند؛ برای مثال اینسولا(Insula) و کرتکس سینگولیت پیشین(Anterior Cingulate Cortex).
دنیای دیگری در درون ما وجود دارد که در آن وقایعی مانند حسهای بدنی، هیجانات، عواطف، و افکاری جریان دارند که بسیاری از اوقات از آنها بیخبریم. این غفلت در حالی اتفاق میافتد که آنچه بیش از همه تعیین میکند “روز خوب” یا “روز بد”ی داشتهایم، همین وقایع درونی، یعنی شعف، خوشی، اضطراب، غم، سردرد، تپش قلب و… بودهاند و نه صرفاً دیدن مناظر زیبای جاده چالوس یا ترافیک سنگین آن روز.
اصطلاح آگاهی درون بدنی (interoceptive awareness) به توجه و آگاهی از حسهای بدنی در حال وقوع گفته میشود. خلاف آنچه پیش از این تصور می شد، برگرداندن توجه از درد و تنشهای درون بدن نه تنها مرهم مناسبی نیست بلکه بر درد و تنش درونی ما نیز میافزاید.
مطالعات جدید در حوزه سلامت نشان دادهاند که کیفیت خاصی از این نوع توجه رو به درون شفابخش و تسکیندهنده درد و تنش است. بسیاری از ما با این نحوه توجه کردن نامانوس و بیگانه ایم و توجه به دنیای بیرونی برای ما در اولویت قرار دارد و تنها وقتی که جو دنیای درونی ما به مرز هشدار(!) میرسد، مثل وقتی که سردردمان شدید میشود، تنگی نفس میگیریم یا در دام عشق میافتیم مسیر توجهمان را به درون تغییر میدهیم، آن هم شاید…!
اگر زخمهای درون(چه جسمانی و چه عاطفی) را بدون تقلا برای تغییر، بدون اضطراب و آشفتگی، و فارغ از وسواس، بزرگنمایی و فاجعه آمیز کردن مورد توجه قرار دهیم، کم و بیش تسکین مییابند. اما اگر در پاسخ به تجربههای دشوار درونی، خانه بدن را ترک کنیم(گسستگی از بدن) و از تجربه لحظه به لحظه آنها فرار کنیم، دیر یا زود اگر درد باشد میشود درد مزمن، مشکلات هاضمه باشد احتمالا سندرم روده تحریکپذیر و غم باشد میشود افسردگی …
دیدگاههای نوین در روانشناسی سلامت، توجه و آگاهی درون بدنی را در پیشگیری و درمان بیماریهای جسمانی و عاطفی ارزشمند یافته اند. اخیراً در قالب مداخلات درمانی جدید تلاش شده توان ما در شناسایی سرنخهای جزیی بدنی (بدون به دام افتادن در وسواس و حساسیت افراطی) به شیوه ای سازمانیافته پرورش یابد. نتایج این مداخلات در مدیریت دردمزمن، مشکلات قلبی-عروقی، نارسایی مزمن کلیوی، سندرم روده تحریک پذیر و… موثر نشان داده شده است.
@selfknowledge1401
تجربه جسمی احساسات مثبت
📖احساسات مثبت، از جمله عشق، به صورت گرما یا حرکت رو به بالای انرژی، و میل شدید به دراز کردن دست ها و در آغوش کشیدن تجربه میشوند. در این موارد، میل شدید به لبخند زدن و لمس کردن یا بغل کردن شخص دیگر وجود دارد، که به حس آرامش منجر میگردد. احساسات مثبت سبب کاهش اضطراب و دفاعها می شوند.
@selfknowledge1401
تجربه جسمی خشم
📖مسیر جسمی خشم در پایین بدن، در پاها یا پایین شکم، آغاز می شود، حرکت می کند و باعث حسی شبیه انرژی، گرما یا فوران آتشفشان می شود. این حس به سمت گردن و دو طرف سر و همچنین به سمت بازوها و دستها حرکت می کند، که باعث میل شدید به گرفتن و انجام شکلی از خشونت می شود. بنابراین، سطوح نخاعی را، از سطح سینهای (پشت) تا گردنی (گردن)، یک به یک طی میکند و بالا می رود. تجربه این میل شدید هر اضطراب ناخودآگاهی را دور می کند. به این ترتیب، فرد از حالت سفت و مهار شده به حالت فعال شده و آماده حرکت تغییر وضعیت می دهد. خشم به صورت امواجی ظاهر می شود که متناوبا افزایش و کاهش مییابند. وقتی خشم بیشتر است، اضطراب کمتر است، و برعکس.
@selfknowledge1401
تجربه جسمی احساس گناه
تجربه جسمی عذاب وجدان به صورت درد بالای سینه و گردن و همچنین هق هق زدن شدید و ایدههای راسخ پشیمانی است که به تصویرسازی خشم نسبت به عزیزان متصل است. عذاب وجدان به صورت امواج منفک و یکپارچهای رخ میدهد که میآیند و میروند. وقتی که عذاب وجدان وجود داشته باشد، صحبت کردن برای شخص غیر ممکن میشود، چراکه در چنگ این هیجان پرشور گرفتار آمده است. بین امواج عذاب وجدان، شخص قادر به سخن گفتن است.
@selfknowledge1401