تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد؟
تو دیدی هیچ وامق را که عذرا خواهد از عذرا؟
بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی
ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما
توی دریا، منم ماهی، چنان دارم که میخواهی
بکن رحمت، بکن شاهی، که از تو ماندهام تنها
ایا شاهنشه قاهر! چه قحط رحمتست آخر؟
دمی که تو نهای حاضر گرفت آتش چنین بالا
اگر آتش تو را بیند چنان در گوشه بنشیند
کز آتش هر که گل چیند دهد آتش گل رعنا
عذابست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو، شکنجهست و بلا بر ما
خیالت همچو سلطانی، شد اندر دل خرامانی
چنانک آید سلیمانی، درون مسجد اقصی
هزاران مشعله بر شد، همه مسجد منور شد
بهشت و حوض کوثر شد، پر از رضوان پر از حورا
تعالی الله تعالی الله درون چرخ چندین مه
پر از حورست این خرگه نهان از دیدهٔ اعما
زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق
به کوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟
زهی عنقای ربانی، شهنشه شمس تبریزی
که او شمسیست نی شرقی و نی غربی و نی در جا
مولوی
@selmrah
▪️ راه رسیدن به عدالت و مبارزه با ظلم و فساد، مسیر دشواری است که با اخلاص و توکّل، رعایت تقوا در مرتبهی عالی، انگیزه و ارادهی جدّی، تلاش و همّت مضاعف، شجاعت و قاطعیت، ابتکار عمل و بهرهگیری صحیح از فناوریهای نوین و هوشمندسازی امور، هموار خواهد شد. *تحقّق این همه، باذنالله و در سایهی عنایات حضرت عدلِ منتظَر، سرورمان عجّلالله تعالیفرجهالشّریف میسّر خواهد گشت انشاءالله.*
✍️ سیدمجتبی حسینی خامنهای
▪️ راه رسیدن به عدالت و مبارزه با ظلم و فساد، مسیر دشواری است که با اخلاص و توکّل، رعایت تقوا در مرتبهی عالی، انگیزه و ارادهی جدّی، تلاش و همّت مضاعف، شجاعت و قاطعیت، ابتکار عمل و بهرهگیری صحیح از فناوریهای نوین و هوشمندسازی امور، هموار خواهد شد. *تحقّق این همه، باذنالله و در سایهی عنایات حضرت عدلِ منتظَر، سرورمان عجّلالله تعالیفرجهالشّریف میسّر خواهد گشت انشاءالله.*
✍️ سیدمجتبی حسینی خامنهای
سِلم
بین صحابه ی اهل بیت به هشام ابن حکم ،غبطططططه میخورم🌱
هشام جوون بود
خیلی جوون🌱
اما مسلط به مبانی عقلی
شیفته ی امام صادق
و مدافع امامت 💚
هشام ازین جوونای پرشور بود❤️
که میرفت با بزرگان ادیان مختلف بحث میکرد و همیشه هم طرفو مغلوب میکرد
یه عمویی داشت که شیعه بود و شاگرد #امام صادق علیه السلام💚
یه روز هشام بهش میگه منو ببر پیش امام صادق،میخوام باهاش بحث کنم😊
عموش میگه اول باید از امام #اجازه بگیرم!
میاد خدمتامام و عرض میکنه آقا ما یه برادر زاده داریم دوس داره شما رو ببینه.میشه اجازه بدید خدمت برسه؟
امام میگن :بله،بگو بیاد
#هشام
@selmrah
عموی هشام میگه :
از پیش اماماومدم بیرون.
چند قدم نرفته بودمکه یادم اومد اوه اوه.هشام خیلی بچه پرروعه😐
نکنه بیاد پیش امام،امامو سوال پیچ کنه،بد شه🥲
برگشتم و خدمت امام عرض کردم که آقاجان داستان اینه😓
امام فرمودن: میترسی نتونمجوابش رو بدم؟
آب شدم از خجالت!
برگشتم و به هشام گفتم #اجازه صادر شد
بیا #اقای_ما رو ببین🥰
#هشام
@selmrah
هشام میره محضر امام صادق❤️
امام یکی دوتا سوال میپرسن
هشام نمیتونه جواب بده
از آقا فرصت میخواد بهش فکر کنه😬
چند روز فکرمیکنه و به نتیجه نمیرسه
برمیگرده خدمت امام و میگه آقا جوابو پیدا نکردم
(تشویق حضار👏😁)
امام هم دو سه تا سوال دیگه ازش میپرسن،درباره اعتقادات باطلی که داشته
بازم نمیتونه جواب بده و خیلی ناراحت و داغان از پیش امام برمیگرده😅
#هشام
@selmrah