هدایت شده از مهجور ☫
با سلام و احترام؛
لطفا کارت پستال را باز نمایید.
https://DigiPostal.ir/cv2unsu
﷽
____________
شده بودم راهبه. حالا نه از جهت عبادت و ذکر و مراقبه که منِ نالایق پرتم از این چیزها. خلوت لازم بودم و در گوشه عزلت. توی چشم نبودم، این ور و آن ور نبودم؛ اما بارها و بارها شنیدم و خواندم:
_ مامانم میگفت حرم امام رضا، زهرا همش جلو چشمم بود.
_ عاشورا خیلی جلو چشمم بودی. حرم حضرت معصومه دعات کردم.
_ تو یادمی. برات زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام خوندم.
_ دیشب امامزاده صالح بودم همش میومدی تو یادم. خیلی دعات کردم.
_ خوابتو دیدم. کجایی؟
و امروز این پیام دوستم را در گروه خواندم. قلبم منقبض شد. گره افتاد تو گلویم و چشمم تر شد. خدا را شکر کردم که در محتاجترین روزهایم که کنجله شدم گوشهای و کاسه گدایی جلو پایم گذاشتم، دانه دانه آیه فرستاد. بندههای خوبش را واسطه کرد که بگوید نگران نباش، هوایت را دارم. من چه خوشبختم که او را دارم و شما آیههایش را.
دعاجو هستم.
@selvaaa