eitaa logo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
117 دنبال‌کننده
27 عکس
0 ویدیو
0 فایل
سپاس‌ صبحگاهی بفروئیه، روایتِ قصه‌های ناگفته‌ی فرزندان این دیار است؛ فرزندانی که با رفتار، تلاش یا مهربانی‌شان قدمی برای آبادانی شهر برداشته‌اند. قدردانی از نیک‌رفتاران، جان شهر را گرم‌تر می‌کند و ما را به هم نزدیک‌تر. @abolfazlBarzegar
مشاهده در ایتا
دانلود
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره دوازده | بزرگ‌داشت معمار امید؛ سپاس از بانو اشرف‌بیگم موسوی امروز، سپاس ما از جنس «تغییر» است؛ از جنس همان جسارت‌هایی که سرنوشت یک نسل را دگرگون کرد. سپاس می‌گوییم از بانو «اشرف‌بیگم موسوی»، معلم و مدیری که در روزگار سختی‌ها، «ترک‌تحصیل دختران بفروئیه» برایش «خط قرمز» بود.✨ برای خواندن سپاس صبحگاهی بفروئیه امروز 27 تیرماه 1405 اینجا کلیک کنید. 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه 🏴 شماره ۱۲ | معمار پنجره‌های گشوده؛ روایتی از همت بلند بانو «اشرف‌بیگم موسوی» امروز در دوازدهمین شماره از سپاس صبحگاهی، قصد داریم از بانویی بگوییم که در تاریخ معاصر آموزشی بفروئیه، نامش با «تحول» و «تابوشکنی» گره خورده است؛ بانو اشرف‌بیگم موسوی بفروئی، چهره‌ای که شاید امروز بسیاری از ما او را تنها با نام «خانم اشرف» بشناسیم، اما ریشه‌ی بسیاری از موفقیت‌های علمی امروز شهرمان به همت او بازمی‌گردد. 📚✨ بانو موسوی که متولد سال ۱۳۳۷ است، مسیر خدمت پرفراز و نشیب خود را از سال ۱۳۵۲ آغاز کرد. او ۳۲ سال از عمر شریفش را وقف آموزش و پرورش کرد که از این میان، ۲۸ سال آن با ردای مدیریت سپری شد. ⏳ او که معلمی را با کلاس‌های دوم و چهارم دبستان شریعتی آغاز کرد، در همان روزهای پرشور پیروزی انقلاب، مسئولیت مدیریت این مدرسه را بر دوش گرفت؛ مسئولیتی که به قول خودش، در ابتدا فکر نمی‌کرد از عهده‌ی آن برآید، اما خیلی زود ثابت کرد که توانایی اداره‌ی طوفان‌ها را دارد. 🏫💪 خط قرمز خانم اشرف، «ترک‌تحصیل دختران بفروئیه» بود. وقتی دید دانش‌آموزان با پایان ابتدایی، به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در بفروئیه مجبور به خانه‌نشینی و قالی‌بافی می‌شوند، بی‌قرار شد. او برای گرفتن مجوز مدرسه راهنمایی، زمین و زمان را به هم دوخت. گرفتن مجوز یک طرف و اقناع خانواده‌های آن روز بفروئیه برای فرستادن دخترانشان به مدرسه، سوی دیگر این میدان نبرد بود. او سدها را شکست و راهی را گشود که به نسل‌های بعدی رسید. 🔓🛤 این قصه‌ی پایداری، چند سال بعد تکرار شد. وقتی دختران پس از مقطع راهنمایی دوباره با دیوار ترک‌تحصیل مواجه شدند، باز هم او بود که به میدان آمد و مجوز متوسطه را گرفت. او مدیریت را نه پشت میز دفتر، که در میدان عمل معنا کرد؛ آن‌قدر دلسوز بود که برای دانش‌آموزان دارای مشکل، حتی با مسئولیت شخصی خودش اجازه می‌داد در کلاس حاضر شوند و درس بخوانند. در آن سال‌ها که کمبود کلاس بیداد می‌کرد، او شخصاً برای ساخت فضای آموزشی آستین بالا زد تا مانعی برای یادگیری نباشد. 🏗📐 خانم اشرف، فقط یک مدیر نبود؛ او راهبر آرزوهای دخترانی بود که اگر جسارت او نبود، شاید امروز نه پزشکی داشتند، نه معلمی و نه استادی. او در نیمه‌شب‌هایی که در خانه‌ی همکارانش (نظیر منزل خانم توسلی) تا صبح برای کارهای دفتری می‌نشست، در حقیقت داشت «سقف آرزوهای دختران بفروئیه» را بلندتر می‌کرد. 🌙📝 او حتی برای آنانی که اجازه نداشتند به مدرسه بیایند، با مسئولیت شخصی، راه علم‌آموزی را باز نگه می‌داشت تا هیچ استعدادی در این خاک غریب نماند. شادی وصف‌ناپذیر ایشان از دیدن موفقیت دانش‌آموزانش در دانشگاه‌های برتر کشور، همان میراث گران‌بهایی است که امروز در قامت پزشکان، معلمان و مدیران موفق این شهر جاری است. 🎓🌟 خانم اشرف‌بیگم موسوی، برای ما مظهر صداقت، ثبات‌قدم و مسئولیت‌پذیری است. او تنها یک مدیر نبود؛ او مادری بود که برای تک‌تک دختران این دیار، آینده‌ای روشن‌تر از قالی‌بافی در خانه‌های پدری می‌خواست. 👩‍🏫❤️ به‌عنوان راوی این روزهای بفروئیه، بر خود لازم می‌دانم از این آموزگار بزرگ که با درایت و سعه‌صدر، فصل جدیدی از تاریخ اجتماعی شهرمان را نوشت، خالصانه سپاسگزاری کنم. سلامتی و عزت ایشان، دعایِ امروز ماست. 🙏🌹 ✨ روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo
دل نوشته خانم فاطمه احمدی مدیر دبستان ربابه اقبال و نائب رئیس شورای شهر بفروئیه برای خانم اشرف بیگم موسوی (شماره 12 سپاس صبحگاهی ) 👇👇👇👇 خواندن روایت خانم اشرف‌بیگم موسوی بفروئی، برای من تکرار یک خاطره‌ی شیرین و تلخ از تلاش‌های بی‌وقفه بود. من که خود سال‌ها در مدیریت آموزش و پرورش فعالیت داشته‌ام، امروز با نگاهی متفاوت به آنچه ایشان انجام دادند می‌نگرم. من یکی از آن دانش‌آموزانی بودم که در دوران مدیریت ایشان، در مدرسه رشد کردم. سال سوم و چهارم دبیرستان بدلیل ازدواج مجبور شدم به صورت متفرقه ادامه تحصیل دهم، این حمایت های بی دریغ خانم موسوی بود که کمک یارم بود. حقیقت این است که اگر جسارت و همت ایشان در فراهم کردن زیرساخت‌های آموزشی برای دختران بفروئیه نبود، مسیر شغلی و علمی من هرگز به اینجا نمی‌رسید. بسیاری از موفقیت‌های امروز من، مدیون آن روزهایی است که ایشان با تمام وجود، برای باز ماندن درهای علم برای دختران بفروئیه جنگیدند. امروز که دوران خدمت خود را به پایان می‌برم، می‌بینم که مدیریت، تنها یک شغل نیست؛ مدیریت، ساختن آینده برای دیگران است؛ درست همان کاری که خانم موسوی برای ما انجام داد. او برای ما «آینده» ساخت و من سعی کردم آنچه او کاشت، را پرورش دهم. سایه‌ی مهربانی‌تان در قلب من و در مسیر زندگی‌ام همیشه جاری است. 🙏✨ با احترام و سپاس فراوان به این معلم و مربی بزرگ. 🎓💐 فاطمه احمدی بفروئی
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره سیزده | پرچم‌داران ارادت و همراهان همیشگی؛ روایتی از سید محمود و سید مهدی موسوی بفروئی گاهی برای ماندگار شدن، نیازی به کارهای بزرگ نیست؛ کافی است در لحظه‌های سخت دیگران، حضور داشته باشی و با یک ذکر خالصانه، به دل‌های داغدار آرامش بدهی. ✨ برای خواندن سپاس صبحگاهی امروز چهار شنبه 7 مرداد ماه 1405 اینجا کلیک کنید. 🇮🇷 @sepasbafroo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره سیزده | پرچم‌داران ارادت و همراهان همیشگی؛ روایتی از سید محمود و سید
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه 🏴 شماره ۱۳ | دو صدای آشنا در بدرقه‌های بفروئیه؛ روایتی از سید محمود و سید مهدی موسوی بفروئی در هر شهری، برخی چهره‌ها شاید نام‌شان در تیترها دیده نشود، اما حضورشان در لحظه‌های مهم زندگی مردم، آرامش و معنا می‌آفریند. در بفروئیه نیز دو برادر شریف و خوش‌قلب، آقایان سید محمود و سید مهدی موسوی بفروئی، از آن دست آدم‌هایی هستند که حضورشان در مراسم‌های تشییع و تدفین، به‌ویژه در لحظه‌های بدرقه‌ی عزیزان مردم، برای خیلی‌ها آشنا و دلگرم‌کننده است. این دو سید بزرگوار، سال‌هاست که در مراسم‌ها حاضر می‌شوند و با صدای رسا، پشت جنازه ذکر می‌گویند؛ گاه «لا اله الا الله»، گاه «اشهد ان محمد رسول الله» و گاه «اشهد ان علی ولی الله». همین همراهی ساده اما صمیمی، به مراسم‌ها حال‌وهوایی معنوی‌تر می‌دهد و برای خانواده‌های داغدار، نشانی از همراهی و همدلی است. نکته‌ی زیبا در رفتار این دو برادر آن است که خدمت را به شکل‌های گوناگون معنا کرده‌اند. پرچم‌داران هیئت فاطمیه بفروئیه، سال‌هاست که با همان لباس سبز سیدی و با همان منش آرام و دل‌نشین، در جمع مردم دیده می‌شوند؛ بی‌ادعا، بی‌تکلف و با قلبی که به‌روشنی برای مردم می‌تپد. و امروز، سید مهدیِ عزیز، در کنار این همراهی معنوی، به عکاسی مراسم‌های مذهبی، به‌ویژه مراسم‌های محله‌ی فاطمیه هم روی آورده است؛ کاری که خود نوعی ثبت خاطره، حفظ آیین و نگهداری از حافظه‌ی جمعی شهر است. شاید زیبایی ماجرا دقیقاً همین‌جا باشد: اینکه برای اثر گذاشتن بر دل مردم، همیشه لازم نیست کارهای بزرگ و پرزرق‌وبرق انجام داد. گاهی یک حضور به‌موقع، یک صدای آرام و استوار، یک همراهی بی‌منت و یک نگاه مهربان، می‌تواند بیشتر از هر حرکت دیگری در خاطر مردم بماند. سید محمود و سید مهدی موسوی بفروئی، برای ما یادآور این حقیقت‌اند که مهربانی را هم می‌شود با قدم‌های کوچک، اما با نیت‌های بزرگ، به مردم تقدیم کرد. ❤️ خداوند بر عزت و سلامت‌شان بیفزاید و این توفیق خدمت خالصانه را برایشان پایدار بدارد. 🌹 🇮🇷 @sepasbafroo
«سپاس صبحگاهی بفروئیه» فقط یک کانال نیست؛ بلکه به نوعی می خواهد به تاریخ شفاهی معاصر شهر تبدیل شود؛ گنجینه‌ای از خاطرات و منش انسان‌هایی که شاید نامشان در کتاب‌ها ثبت نشود، اما در ساختن هویت بفروئیه سهمی دارند.
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه روایت‌هایی از آدم‌هایی که روحِ بفروئیه را ساختند گاهی یک شهر را خیابان‌ها و ساختمان‌هایش نمی‌سازند... این آدم‌هایش هستند که به شهر، جان می‌دهند. پیرمردی که سال‌ها بی‌هیاهو خدمت کرده... معلمی که آینده‌ی صدها دانش‌آموز را تغییر داده... هنرمندی که میراث نیاکان را زنده نگه داشته... کارگری که بی‌ادعا گره از کار مردم گشوده... مادری که نسل‌ها را تربیت کرده و انسان‌های بسیاری که شاید نامشان هرگز در کتاب‌های تاریخ نوشته نشود؛ اما در حافظه‌ی مردم، جاودانه‌اند. «سپاس صبحگاهی بفروئیه» تلاشی است برای ثبت همین خاطره‌ها؛ تا روایت آدم‌های این شهر، پیش از آنکه به فراموشی سپرده شود، برای آیندگان ماندگار بماند. این روایت‌ها متعلق به یک نفر نیست؛ متعلق به همه‌ی مردم بفروئیه است. از شما دعوت می‌کنیم در این مسیر همراه ما باشید. اگر شخصی را می‌شناسید که شایسته‌ی روایت شدن است، یا خاطره‌ای کوتاه، عکس قدیمی، یا نکته‌ای از زندگی او در ذهن دارید، برای ما به آی دی @abolfazlBarzegar ارسال کنید. گاهی یک خاطره‌ی چندخطی، می‌تواند آغاز روایت زندگی انسانی باشد که سال‌ها برای این شهر زحمت کشیده است. امیدواریم با همراهی شما، بتوانیم تصویری صادقانه و ماندگار از انسان‌هایی بسازیم که روح بفروئیه را شکل داده‌اند. «هدف ما ساختن قهرمان نیست؛ ثبت انسان‌هایی است که با کار، اخلاق، خدمت و عشق، بخشی از هویت بفروئیه را ساخته‌اند.» با احترام روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo
برای خواندن روایت هایی از آدم هایی که با رفتار، تلاش و یا مهربانیشان روح بفروئیه را ساخته اند، روی آن کلیک کنید 👇👇👇👇👇 شماره 13 || دو صدای آشنا در بدرقه های بفروئیه؛ روایتی از سید محمود و سید مهدی موسوی بفروئی شماره 12 || معمار پنجره های گشوده‌؛ روایتی از بلند بانو اشرف بیگم موسوی شماره 11 || از گرمای خدمت در حمام تا گرمای عشق به حسین (ع)؛ روایتی از اکبر عابدینی شماره 10 || شاطر قدرت زرفتن مردی که با صدا، هویت عزاداری بفروئیه را ساخت شماره 9 || نامی آشنا در خدمت و پاسداری از خاطره و هویت بفروئیه؛ روایتی از حمیدرضا بنا بفروئی شماره 8 || استادی که تار و پود هویت بفروئیه را زنده کرد؛ روایتی از استاد حاج حبیب الله موتاب بفروئی شماره 7 || از چرخ موتابی تا قله های علمی؛ روایتی از دکتر کمال امیدوار شماره 6 || پژوهشگر جان بخش موتابی؛ روایتی از سارا سلمانی شماره 5 || چهره اصیل و ماندگار بفروئیه؛ روایتی از استاد حاج محمد برزگر بفروئی (محمد عابدین) شماره 4 || روایتی از هنرمند موتابی استاد رضا برزگر بفروئی (میرزا آقا محمدعابدین) شماره 3 || روایتی از هنرمند موتابی استاد عباس رضوانی بفروئی شماره 2 || روایتی از روای این روزهای بفروئیه مجید عابدینی شماره 1 || روایتی از مدیر خادم محمدرضا کارگر روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo