خودت رو بشناس
و حال خوبت رو بساز❣️
#والپیپر
#تصویر_زمینه
#استوری
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧚🏻♂️کاردستی ساده و خلاقانه برگ درخت با کاغذ رنگی
🍂🍂🍁🍁
#برگ
#حوصلتون_سر_نره
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شماهم درگیرید یا فقط من اینجوریم؟
#بخندیم
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
ستاره شو7💫
🔸در این کلیپ یه کودک خیلی شیرین و قشنگ و ساده در مورد امام زمان ارواحنا فداه با بچهها حرف زده؛ #چ
فردا اخرین مهلت هست
کسی اگر پادکست یا کلیپ نفرستاده بفرسته
#مسابقه
درعوض همه نداشته هایمان
گاهی عزیزانی داریم که به یک
دنیا نداشتنِ بعضی چیزهای دیگر
می ارزند...
خودشان ،رفاقتشان
مرامشان،وجودشان
خدایابه خاطر داشتنشان ممنون🌹🍃
صبحتون بخیــــــــر و سرشار از آرامش
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
#داستان
ابراهیم بار ها گفته بود: اگر پدرم بچه های خوبی تربیت کرد. به خاطر سختی هایی بود که برای رزق حلال می کشید.😇
هر زمان هم که از کودکی خودش یاد می کرد می گفت: پدرم با من حفظ قرآن را کار می کرد. همیشه مرا با خودش به مسجد می برد. بیشتر وقت ها به مسجد آیت الله نوری پایین چهار راه سرچشمه می رفتیم.🥰
آن جا هیئت حضرت علی اصغر (علیه السلام) برپا بود. پدرم افتخار خادمی آن هیئت را داشت.
یادم هست که در همان سال های پایانی دبستان، ابراهیم کاری کرد که پدر عصبانی شد و گفت: ابراهیم برو بیرون و تا شب هم برنگرد.
ابراهیم تا شب به خانه نیامد. همه خانواده ناراحت بودند که برای ناهار چه کرده. اما روی حرف پدر حرفی نمی زدند.
شب بود که ابراهیم برگشت. با ادب به همه سلام کرد. بلافاصله سؤال کردم: ناهار چیکار کردی داداش؟! پدر درحالی که هنوز ناراحت نشان می داد اما منتظر جواب ابراهیم بود.
ابراهیم خیلی آهسته گفت:
تو کوچه راه می رفتم، دیدم یه پیرزن کلی وسائل خریده، نمی دونه چیکار کنه و چطوری بره خونه. من هم رفتم کمک کردم. وسایلش را تا منزلش بردم. پیرزن هم کلی تشکر کرد و سکه پنج ریالی به من داد.
نمی خواستم قبول کنم ولی خیلی اصرار کرد. من هم مطمئن بودم این پول حلاله، چون براش زحمت کشیده بودم. ظهر با همان پول نان خریدم و خوردم.
پدر وقتی ماجرا را شنید لبخندی از رضایت بر لبانش نقش بست. خوشحال بود که پسرش درس پدر را خوب فراگرفته و به روزی حلال اهمیت می دهد.
دوستی پدر با ابراهیم از رابطه پدر و پسر فراتر بود. محبتی عجیب بین آن دو برقرار بود که ثمره آن در رشد شخصیتی این پسر مشخص بود. اما این رابطه دوستانه زیاد طولانی نشد!
ابراهیم نوجوان بود که طعم خوش حمایت های پدر را از دست داد. در یک غروب غم انگیز سایه سنگین یتیمی را بر سرش احساس کرد. از آن پس مانند مردان بزرگ به زندگی ادامه داد.
خاطراتی از کتاب" سلام بر ابراهیم"
ᘜ#رفیق_خدایی
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
علی ظهریبان دوره جاهلیت.mp3
زمان:
حجم:
18.3M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🟢ماجرای سفر در زمانِ آقای ظهریبان به ۱۴۰۰ سال پیش😉
🟡اون عرب جاهل به آقای ظهریبان گفت: دختر ها به هیچ دردی نمیخورن 🤯 دختر نمیتونن بیل دستشون بگیرن کار کنن، دختر ها نمیتونن با شمشیر⚔️ بجنگن
#پیامبر_مهربانیها
#حضرت_محمد
#قسمت_اول
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯